نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | Uncategorized
یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۸۷
سلام.
صاحب این وبلاگ از امروز به خانهی شخصی جدیدش نقل مکان کرده است. تمامی اسباب و اثاثیهی خانهی اجارهای قبلی روی سرویس بلاگر، با دقت و وسواس ستودنی برادر عزیز و دوست عزیزش به خانهی جدید انتقال داده شدهاند. همهی نوشتههای قبلی به همراه کلیهی کامنتهایِ مرتبط با آنها در قالبِ این قالبِ تازه، مجدداً بازانتشار مییابند و مطالبِ جدیدتر نیز بتدریج به این صفحه افزوده خواهند شد. از دوستان عزیزی که از نشانی قبلی این وبلاگ در پیوندها یا لینکهای وبلاگ خود استفاده کرده بودند، خواهش میکنم که از نشانی جدید استفاده نمایند. نویسنده همچون گذشته حق بهروز کردن مداوم یا غیرمداوم این صفحه و نوشتن معماری یا غیرمعماری را برای خود محفوظ میداند. ممنون که این نخستین پیام را در صفحهی جدید خواندید.
فعلاً خدانگهدارتان.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، argument
چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۸۷
مطلب من در جدیدترین شمارهی نشریهی بین المللی نظریهی معماری Cloud-Cuckoo-Land منتشر شده است.
چکیدهی مقاله در اینجا و اصل آن در اینجا قابل دسترسی هستند. سعی میکنم خلاصهای هم به فارسی همینجا بگذارم:
آثار معماری – به استثنای بناهای یادمانی و آرامگاهی – بناهایی هستند که برای «رفع نیاز» مخاطبان از پیش تعیینشدهای ساخته میشوند. مخاطبان اثر معماری به یک اعتبار ساکنان یا در واقع کاربران ساختمانها هستند. به همین دلیل سادهترین روش ارزشگذاری آثار معماری، بررسی میزان رضایتمندی این افراد از ساختمانهایی است که مشغول زندگی و کار در آنها هستند. اینجاست که نوع دریافت و برداشت کاربران ساختمانها، در شکلدهی به چیزی که اثر معماری خوانده میشود، حائز اهمیت میگردد، به نحوی که مادیت یافتن معماری در پاسخ مستقیم به نیازهای عملکردی این کاربران صورت میگیرد و معمار بدون شناسایی و چارهاندیشی در مورد «عملکرد» مطلوبِ مخاطبِ خود، نمیتواند به توفیقی در کار خود دست یابد.
اما با استناد به یک مثال نقض، میتوان در درستی فرضیهی بالا تردید کرد: ادیت فارنزورث یکی از کارفرمایان (کاربران) نگونبختی است که خواستههای عملکردی او برای تأمین آسایش شخصیاش – با طراحی و اجرای خانهای تماماً شیشهای – با بیتوجهی کامل معمار مواجه شده است. با این حال خانهی فارنزورث با وجود ناتوانی در برآورده ساختن خواستههای کارفرما و رفع نیازهای او، به استناد نظر بسیاری از منتقدان، در زمره یکی از شاهکارهای جاودانهی معماری قرن بیستم به ثبت رسیده و اعتبار فراوانی را نصیب میس ون در روهه به عنوان معمار این خانه کرده است.
در این مقاله بیش از هر چیز تحلیلهای عملکردی از معماری و وابستگی مستقیم این گونه تحلیلها به نیت یا خواست کاربران به جای نیت یا خواست معمار مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه به سایر عوامل مادی و غیرمادی شکلدهندهی معماری – ورای عملکرد آن – پرداخته شده است.
——-
پینوشت: مقالهی محمدرضا شیرازی هم در این مجموعه منتشر شده که توصیه میکنم آن را در اینجا بخوانید.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | dissertation
دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷
(عنوان در نظر گرفته شده نهایی نیست)
استاد راهنما: کاری یورماکا
دانشگاه فنی وین، انستیتو تئوری معماری
والتر گروپیوس در بیانیهی تأسیس مدرسهی باوهاوس در سال ۱۹۱۹ «هدف غایی تمامی فعالیتهای خلاقانه را «ساختن» دانست. این در حالی بود که نه گروپیوس و نه مدرسهی باوهاوس، هیچکدام تا لحظهی نگارش این بیانیه، کمترین سابقهای در ساختن به معنای واقعی آن نداشتند. گروپیوس شخصاً به این واقعیت اذعان میکند: «زندگی من جایی بین زمین و آسمان، در بلاتکلیفی سرگردان است… چیزی برای طراحی وجود ندارد که بتوانم از طریق آن، درآمدی هر چند ناچیز کسب کنم.» حتی زمانی که شرایط اقتصادی بهبود یافت، باز گروپیوس فاصلهاش با دنیای مادی معماری را حفظ کرد. او در دوران دانشجویی دریافت که اگر شخصاً به نقشهکشی معماری بپردازد، دچار گرفتگی عضلانی خواهد شد، به همین خاطر با پرداخت دستمزد به دوستانش، آنان را به کشیدن طرحهای دانشجوییاش گمارد. در ادامه و پس ار ورود به دنیای حرفهای معماری، گروپیوس مشغول به همکاری با معماران دیگری از جمله آدولف مهیر گردید و مجدداً از کلمات برای تشریح مقاصد معمارانهاش بهره گرفت.
والتر گروپیوس از جمله معماران برجستهای است که از «واژگان» بصورت گسترده در ارائهی کارهایش استفاده کرده، اما او یقیناً یگانه معماری نیست که چنین راهی را برای خود برگزیده است. معماران معدودی از زمان ویتروویوس تا دوران معاصر به نوشتن رساله یا بیانیه در باب معماری پرداختهاند. آدولف لوس، یکی دیگر از چهرههایی است که علاوه بر فعالیت در زمینه طراحی، به عنوان یک نویسندهی پرکار و زبردست نیز شناخته شده است. او معتقد است که ویژگیهای ذاتی معماری او از طریق تصاویر قابل انتقال نبوده و هر معماری خوب باید قابلیت توصیف در قالب واژهها را دارا باشد. یکی دیگر از استادان معماری مدرن یعنی لوکوربوزیه سوئیسیالاصل نه تنها در دوران حیاتش حدود ۶۰ کتاب تألیف نمود بلکه به هنگام درخواست تابعیت فرانسوی در سال ۱۹۳۰ حرفهی شخصیاش را به جای ‘architecte’ (معمار) ‘homme de lettre’ (نویسنده) اعلام کرد.
علیرغم تمایل معماران به نظریهپردازی دربارهی آثار معماری از دوران روم باستان تاکنون، مرز بین نویسندگی و طراحی بویژه در سالهای دههی هشتاد میلادی در نتیجهی توجه فزاینده پستمدرنیستها به نشانهشناسی کمرنگتر گردید. بسیاری از معماران دیروز که توانستهاند در جایگاه پیشروان معماری امروز تکیه کنند، اعتبار خود را در ابتدا از طریق نویسندگی و پرداختن به «معماری کاغذی» کسب کردند: پیتر آیزنمن، دانیل لیبسکیند و رم کولهاس (به عنوان مهمترین نمونهی قابل بررسی)، برخی از ستارههای امروز عالم معماری هستند که آوازهی خود را بیش از آنکه از طرحها و ساختمانها بهدست آورده باشند، ازطریق تألیفاتشان کسب نمودهاند. نفوذ معمارانی از این دست بر محیط آکادمیک و روابط درون حرفهای معماران بسیار گسترده است.
رسالهی پیش رو تلاش دارد تا نسبت بین نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران را مورد بررسی قرار دهد و این هدف را با طرح این پرسش مقدماتی آغاز میکند: انگیزهی معماران از نوشتن و چاپ متون دربارهی معماری چیست؟ آیا این مسئله راهبردی برای بازاریابی و فروش طرح به کارفرماست یا تلاشی که معماران برای نمایش ذات روشنفکرانهی معماری به عنوان یک رشتهی علمی انجام میدهند؟ آیا نویسندگی معماران تنها انعکاسی از فرآیند طراحی است یا اهدافی برای طراحی و معیارهایی برای شکل تماس با اثر معماری نیز تعریف میکند؟ تفاوت بین نویسندگی در میان معماران با نویسندگی در میان مورخان و ناقدان معماری در چه مواردی میباشد؟
گاهی اوقات معماران در نوشتههای خود تلاش میکنند تا قواعدی را برای خود و دیگران به عنوان اصول طراحی وضع نمایند. با این وجود در پارهای موارد همخوانیای بین این نظریهپردازیهها و ساختمانهایی که ساخته میشود، به چشم نمیآید که این امر باعث ایجاد تردید در انگیزهی معماران از نوشتن میشود. یکی دیگر از مصارف متون معماری در تبلیغات و بازنویسی تاریخ معماری است. در موارد متعدد دیگری نویسندگی به یکی از مراحل تفکر طراحی بدل میشود. از آنجا که پرسش از نوع رابطهی نویسندگی و (طراحی) معماریِ معماران بسیار گسترده میباشد، این رساله رویکردهای تئوریک متفاوتی را در شکافتنِ مباحث، مورد بررسی قرار خواهد داد: هستیشناسی هنر آرتور سی دانتو، اندیشهی artwriting نزد دیوید کریر، نشانهشناسی معماری نزد اومبرتو اِکو، نظریه جامعهشناسانه پیر بوردیو دربارهی سرمایههای فرهنگی و راهبردهای تشخصیابی (distinction) و کاربرد دیکانستراکشن در معماری توسط مارک ویجلی.
پیششرط ورود به مسئله و فهم این رساله، آگاهی عمیق از تاریخ معماری مدرن شامل آثار شاخص ساختمانی و نوشتاری این قرن میباشد.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | UIA 2008
جمعه ۲۱ تیر ۱۳۸۷
تورین در شمال غربی ایتالیا هفتهی گذشته از ۲۹ ژوئن تا ۳ ژوئیه میزبان بیست و سومین همایش جهانی اتحادیهی بینالمللی معماران (UIA) بود. همان کنگرهای که سه سال پیش با حضور پرتعداد ایرانیها در استانبول برگزار شد و قرار است دورهی بیست و چهارم آن سه سال آینده در توکیو برگزار شود.
ادامه…
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
نمیدانم ولی عملکرد کنونی میزبانان محترم ششمین ضیافت – افرادی که خودم در صحت کامل عقل آنها را پیشنهاد کردهام – با انتظاراتی که پیشتر از وظایف آنها داشتهام جور در نمیآیند. نمیدانم تقصیر از خودِ من است که علیرغم انفعالی که در وبلاگنویسی دارم، اینچنین انتظار فعالیت از دیگر دوستان را دارم یا مشکل از آنهاست که بنا به هزاران دلایل قابل فهم، کمکاری میکنند. و یا هم از هردویمان. انتظار من از دوستان چیز زیادی نیست. در واقع این انتظار بهمراتب کمتر از توانمندیهایی است که بهخاطرش آنها را به میزبانی ضیافت ششم دعوت کردم. پیگیری یکی از پررنگترین توانمندیهای آنها بود. نمیخواهم وقتشان را صرف نوشتن و ارسال دعوتنامه به کامنتدانی وبلاگ این و آن کنند. نمیخواهم خودشان را به آب و آتش بزنند تا خدای ناکرده از اصل و اساس زندگی و کارشان فاصله بگیرند. فقط میخواهم اگر حضور پیگیر آنلاین برایشان مقدور نیست، حداقل در سایه حضور داشتنه باشند و با تأخیری چند ساعته به فعالیت دوستانی پاسخ بگویند که با مطالب، پیشنهادات و انتقاداتشان به میهمانی آنها آمدهاند.
حالا منِ میزبانِ خلعِ مسئولیت شده، منِ همکار، با انتقادم قدم به میهمانی دوستان گذاشتهام. منتظر میمانم تا مرا به داخل فرا بخوانند.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
ضیافت پنجم وبلاگهای معماری با پایان فروردین ماه رسماً به اتمام رسید. به غیر از مطالبی که قرار است محمدرضا شیرازی در تکمیل تجربهی فضایی بازدیدش از آثار لوکوربوزیه ارائه کند، ۱۵ نفر با مطالبی که منتشر کردند در این مهمانی شرکت کردند و دوستانی هم که با تاخیر خواهند رسید، نامشان در فهرست مربوطه قرار داده خواهد شد. همینجا از همهی کسانی که با حضورشان به جمع کوچک و خودمانی این ضیافت رونق بخشیدند، تشکر میکنم.
چهار رویکرد عمده در جهتدهی به نوشتههای دوستان «از فضا» قابل تشخیص بود:
۱) یکی بازگویی تجربههای شخصی از حضور در فضایی خاص و ذکر مشاهدات عینی و کیفیات فضایی برجسته آثار معماری از طریق توصیف فضاها و استفاده از تصاویر مرتبط. مطالب دوستانی که در این دسته قرار میگیرند عبارتند از: نصیر زرین پناه، سحر نهاوندینژاد، سمیرا گودرزی و احمدرضا سلیمانی، محمدرضا شیرازی، مرتضی میرغلامی و خشایار کاشانیجو.
۲) رویکرد تئوری-محور نویسندگان در جهت شناسایی چیستی فضای معماری، تعریف حدود آن، جایگاه مخاطب در درک فضا، واقعبودگی در فضا، نسبت درون و برون، پر و خالی و محیط پیرامون در شکلدهی به مفهوم فضا، فضای ساختهشده و فضای زیستهشده و مواردی از این قبیل توسط نینا شاهرخی، فرهاد شرفی، افروز نبوی و میثم معصومی.
۳) و در نهایت، نوشتههایی که همزمان بخشهایی از هر دو گرایش بالا را یکجا گرد آورده و نشان میدهند که فضا نه آن عنصر پیچیده و دیرباب معماری بلکه بازگشت به سادهترین اصول زندگی روزمره انسانهاست مثل نوشتههای حسامالدین عتیقی، آزاده رشیدشمالی، علیرضا تغابنی و زهرا غیور.
۴) تجسم فضا با ارائه طرحهای سهبعدی در تصاویر علی خیابانیان.
بعلاوه، نقدهایی هم توسط هومن فروغمند اعرابی و فرهاد شرفی در اشاره به موضوع ضیافتها نوشته شدهاند که مطالعهی آنها در اینجا خالی از فایده نخواهد بود.
معرفی میزبان بعدی:
کمال یوسفپور پیشنهاد من برای میزبانی بعدی ضیافت وبلاگهای معماری است. کسی که به دلیل پشتکار و هدفمندی در وبلاگنویسی، بهترین گزینه برای برگزاری یک ضیافت وبلاگی در زمینهی تخصصی معماری خواهد بود. بدون شک در صورت پذیرش او، پدیدهی ضیافتها از نظر کیفی و محتوایی حرکتی رو به جلو پیدا خواهد کرد. از او خواهش میکنم که این مسئولیت را بپذیرد.
پیشنهاد من:
با توجه به پتانسیل موجود و توجه به این نکته که ضیافتها به دلیل محدودیتهای پیشِرو نمیتوانند تا ابد ادامه پیدا کنند و خطر یکنواختی و تکرار هر لحظه آن را تهدید میکنند، پیشنهاد میکنم که از همین حالا عددی را به عنوان آخرین دورهی برگزاری ضیافتها پیشنهاد کنیم، تا مثلاً بعد از ۷ یا ۱۰ دوره برگزاری، پروندهی این رویداد در دنیای اینترنت بسته شده و ارزش ایدهی اولیه و حرکت گروهی که به دنبال آن انجام شد باقی بماند.
کمال یوسفپور به دلیل مشغلههای شخصی نمیتواند مسئولیت میزبانی ضیافت ششم را بپذیرد. علیرغم اینکه با نظر او موافقت کامل دارم ولی باز فکر میکنم که بنا به استدلال سایر دوستان، تا زمانی که افرادی حاضر به پذیرش میزبانی و حضور فعالانه در این ضیافتها هستند، نباید مانعی در مسیر این حرکت جمعی قرار دهیم. بنابراین از خانم آزاده شاهچراغی با توجه به سوابق آموزشی ایشان برای قبول میزبانی ضیافت بعدی دعوت میکنم تا در صورت موافقت، شاهد تحولی در روند کیفی برگزاری میهمانیها و فضای «مردانه» حاکم بر آن باشیم.
——-
دوستان عزیز،
ببخشید بهخاطر تأخیر این چند روزه. و ممنون از خانم شاهرخی که چندین بار در این مورد به من تذکر دادند.
میزبان پیشنهادی بعدی من، آقای احمدرضا سلیمانی و خانم سمیرا گودرزی، نویسندگان وبلاگ پرتیکان هستند. همواره بصورت جدی پیگیر ضیافتها و رویدادهای دنیای مجازی معماری بودهاند و به عنوان نخستین میهمانان در ضیافت پنجم وبلاگها هم شرکت داشتند. ا
میدوارم که بپذیرند.
هنوز خبری از میزبانان پیشنهادی نشده. امکان اینکه وبلاگنویسی چهار پنج روزی سراغی از دنیای مجازی و کامنتهای دریافتیاش نگیرد، تقریباً بعید است. اگر کسی از نزدیک خانم و آقای سلیمانی را میشناسد، لطفاً خبری از آنها برای ما بگیرد. به امید سلامتی این دو دوست.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷
ضیافت پنجم وبلاگی آغاز شده و میهمانان به تدریج از راه رسیده و «از فضا»ها سخن میگویند. امیدوارم که سر و کلهی دوستان جدید در روزهای باقیمانده پیدا شود تا مطالبِ آنها در فهرست مطالب شرکتکنندگان این میهمانی معمارانه قرار داده شود. بیایید و بخوانید:
- نهاوندینژاد، سحر. معماری کاهشی، مجموعه غارهای الورا، اورنگ آباد: وبلاگ نوستالژیا
- عتیقی، حسامالدین. در آتلیه، مدرسهی عالی ملی معماری لیون: وبلاگ موج پنجم
- تغابنی، علیرضا. فضا بدون معماری، قهوهخانهای در ماسوله: وبلاگ Same Old Fears
- میرغلامی، مرتضی. باغ خیال، مقبرهی فردوسی در توس: وبلاگ ایرانشهر
- غیور، زهرا. ضیافت ۵: وبلاگ گالری معمار
- نبوی، افروز. از صفر به، فضای شماره صفر، یک و دو: وبلاگ آستاره
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، pritzker، ضیافت
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷
برای ضیافت پنجم
و به مناسبت انتخاب معمار برگزیدهی جایزهی پریتزکر ۲۰۰۸
در تنها تکه زمین خالی باقیمانده در پاریس، با فاصلهی ناچیزی از برج ایفل، ساختمان جدید «موزهی مردمشناسی که برَنلی» کار ژان نوول که شاید معاصرترین ساختمان این شهر هم باشد، به تازگی ساخته شده است. مواجهه با چنین بناهایی برای چشمهایی که به پاریس هوسمانی ۱۸۵۰ خو پیدا کردهاند اندکی غریب است ولی باید پذیرفت که همین ساختمانهای غریبه و ناهمگون توانستهاند به عنوان عناصر شاخص در هویتبخشی به این شهر مورد استفاده قرار بگیرند. مرکز ژرژ پمپیدو نمونهی مناسبتری از این گرایش است. به خاطر بزرگبودن، موقعیت مکانی بهتر و عملکردهای متعددی که در اختیار بازدیدکنندگانش قرار میدهد.
در موزهی «که برانلی» (Musée du quai Branly) آثار هنری اقوام ابتدایی در قارههای آفریقا، آسیا، اقیانوسیه و آمریکا به نمایش گذاشته شدهاند. نوول از قدرت و پایگاهش در دستگاه سیاسی دولت فرانسه بهره گرفته تا طراحی موزهی جدید شهر پاریس در این زمین ممتاز، به او سپرده شود. آنطور که گفته میشود شیراک شخصاً از مدافعان اصلی ساخت این پروژه بوده است. طرح نوول از ۴ ساختمان مجزا از هم تشکیل شده که از نظر شکلی کوچکترین شباهتی به هم ندارند. مهمترین ساختمان که همان بنای اصلی موزه است، حجم سیال رنگارنگی است که بصورت معلق در مرکز زمین و در احاطهی درختان و گیاهان بومی آفریقایی قرار گرفته و با بلندشدن از روی زمین و تکیه به ستونهای عمودی متعدد، جریان باغ و حرکت پیاده را از ورودی خیابان تا نقطهی انتهایی سایت بدون وقفه میسر میسازد. انحنای خفیفی در مسیر حرکت رودخانهی سن در این نقطه وجود دارد که این انحنا خودش را بر روی بدنهی ساختمان نیز نشان داده است. این نکته و شناور بودن ساختمان موزه بر روی پیلوتی اشارهای غیرمستقیم به پروژهی واحد مسکونی مارسی (Unité d’Habitation) دارند جایی که لوکوربوزیه از الگوی کشتیهای خطی اقیانوسپیما (Liner) برای طراحی این مجتمع مسکونی در قالب یک ماشین مدرن بهره گرفته است. کشتی نوول اینبار به جای اقیانوس در حال حرکت در رودخانهی کم عرض سن به نظر میرسد.

دیوار شیشهای مرتفعی مجموعهی ساختمانهای این موزه را از خیابان مجاور جدا کرده، به همین دلیل دید به سمت داخل، همیشه و در همهی ساعات شبانهروز برای رهگذران کنجکاوی که از خیابان «که برانلی» گذر میکنند فراهم آمده است. جالب است که این موزه با گنجینهی آثار ارزشمندی که دارد، فقط از روی نام خیابانی که در آن قرار گرفته، نامگذاری شده است. دیوارشیشهای علاوه بر جداکردن ساختمان از محیط پیرامون، به اطلاعرسانی در مورد رویدادهای داخل موزه نیز میپردازد و با انعکاس تصاویر خیابان در آن، ترکیب مبهمی از رویدادهای بیرون و درون بر روی سطح شیشه ارائه میدهد. به این ترتیب در نخستین نگاهها متوجه خواهید شد که با ساختمان غیرمتعارفی مواجه هستید.

پس از ورود به باغ، مکعبهای بیرونزدهی روی نما جلب توجه میکنند، مکعبهایی در ابعاد و رنگهای مختلف که تنها از یک سمت به نمای شمالی ساختمان اتصال دارند. علیرغم دید بالقوه مناسبی که از داخل این مکعبها به سمت رودخانهی سن وجود دارد، بهدلیل ملاحظات عملکردی، نورگیرها و گشودگیهای روی آن بسیار ناچیز در نظر گرفته شدهاند. مکعبهای بیرونزده توقفگاههای بینراهی در مسیر حرکت بازدیدکنندگان داخل موزه است که هر کدام اشیایی را در داخل خود و در تکمیل سالن اصلی موزه به نمایش میگذارند. ارتقاع این مکعبها متغیر است و به دلیل ارتفاع کم یکی از آنها، برای ورود، مجبور به خم شدن و قرار گرفتن در موقعیت نشسته هستید. رنگهای گرم و متنوع به کار رفته بر روی این مکعبها هم نشانهای است از تنوع اقوام و شعار همیشگی اروپاییها در نفی نژادپرستی.

بعلاوه کانسپت ویژهای برای هدایت نور طبیعی به داخل ساختمان موزه به کار گرفته شده است. داخل موزه تقریباً از نور طبیعی بیبهره است و بازی نور و سایه با کاربرد شیشههای کدر و نورگیرهایی که بصورت مورب بر روی شیشههای نمای اصلی نصب شده، میسر گردیده است. در نقطهای از باغ، جایی بین مسیر حرکتی از ورودی مجموعه به سمت ورودی لابی موزه، لحظهای برای مکث وجود دارد. جایی ک
ه برج ایفل کم کم از کنارهی شکستگیهای کفِ ساختمانِ موزهای که بالای سرتان قرار گرفته، سربرمیآورد و در قابی یگانه و تکرار نشدنی که معمار آن را پیشبینی کرده، در حافظهی بازدیدکنندگان ثبت میشود.

بعد از ورود به لابی موزه، برای رسیدن به سطحی که گالریها در آن واقع شدهاند، باید رامپ نسبتاً طولانیای را بپیمایید که با حرکتی پیچوخمدار شما را بالا برده و آمادهی بازدید از اشیاء داخل موزه میکند. اشیایی که کوچکترین قرابتی با شهر و محیط پیرامونیاش ندارند. در این صعود، بهتدریج حس و حال فضاییتان تغییر میکند، از شهر اروپایی فاصله میگیرید و به دنیای رازآلود و ناشناختهای قدم میگذارید که از هنر بدوی اقوام بومی سایر قارهها با شما سخن میگوید. به نظرم نقطهی قوت طرح نوول، موفقیتش در ترکیب همین دو موقعیت متفاوت است. فضایی که نوول خلق کرده، از جنس فضای زمینهاش نیست ولی در طرح او بهخوبی امکان گفتوگوی پیوسته بین فضای شهر و فضای معماری فراهم شده است.
در نهایت ساختمان موزهی «که برانلی» اگر چه مرا به وجد نیاورد، ولی با تعریفی جدیدی از فضا که مبتنی بر پرگویی و تکلف معمار در به کار بردن اجزای معماری است آشنا کرد. تعریفی که به دلیل بیان پیچیده و چند لایه، با دشواری بیشتری درک خواهد شد و مورد تحسین عمومی قرار خواهد گرفت.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۷
نتایج نظر خواهی برای انتخاب موضوع ضیافت پنجم به شرح زیر اعلام میشود:
موضوع اول: معمار کیست؟
۵ نظر موافق: سیاوش کرباسی، پوریا پارسا، محمدرضا شیرازی، مهران بایرامزاده، محمد موسویان
موضوع دوم: مسابقات معماری
۳ نظر موافق: هادی منافزاده (همچنین موافق موضوع ۳)، الدوز فضلعلی، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع ۳)،
موضوع سوم: از فضا
۲۰ نفر موافق: کورش رفیعی، حمید مهرو، علی توکلی دینانی، هادی منافزاده (همچنین موافق موضوع ۲)، محمود اکبری، سمیرا شالچی، زهرا غیور، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع ۲)، امیررضا محمودزاده، آزاده رشید شمالی، سفالینه، مرتضی میرغلامی، علیرضا تغابنی، محمد منفرد، فرهاد شرفی، محمد باغبان فتوت، سارا ثابت، محمد حامد، خشایار کاشانیجو، مرتضی نیکفطرت
۲ نظر مخالف: کمال یوسفپور، مهران بایرامزاده
نظرات ایمان رئیسی، نینا شاهرخی، هومن فروغمند اعرابی و لیدا امینیان به دلیل عدم اشاره به گزینهی خاصی در نتایج نظرسنجی گنجانده نشده است.
به این ترتیب موضوع سوم که عنوانش را به عبارت مختصر «از فضا» تقلیل دادهام با اکثریت مطلق آرا به عنوان موضوع ضیافت پنجم وبلاگهای معماری برگزیده میشود. «از فضا» بگوئید، از جوهرهی وجودی معماری. کیفیتِ فضاهایی که تجربه کردهاید را با توصیفِ ویژگیهای آنها و ذکر نمونههای عینی از ساختمانهای محبوبتان، ارائه کنید. استدلال کنید و از واژها و تصاویر در توجیه پیشنهادههای خود بهره بگیرید. به فضاهایی که به تسخیر معماری درآمدهاند، خواهیم اندیشید و از فضاهایی که ما را تسخیر کردهاند، خواهیم نوشت.
ضیافت پنجم، از امروز یعنی پنجمین روز فروردین شروع میشود و تا پایان این ماه ادامه خواهد داشت. ورود و شرکت در این میهمانی برای همگان آزاد است. از همه دعوت میکنم که بنویسند، بیایند و باشند. حضورتان را در کامنتدانی اعلام کنید تا به مطالب به ترتیب تاریخ انتشارشان لینک دهم. بعلاوه مشکلات فنی پایگاه موقتی ضیافتها هم به همت محمد منفرد برطرف شده که مجدداً از او برای طراحی و پیگیری این قضیه تشکر میکنم و فکر میکنم که پایگاه جدید قابلیت برآورده ساختن نیازهای ما برای آرشیو و بازانتشار لینکوار مطالب را داراست. این صفحه را هم اینجا ببینید.
با تبریک دوبارهی سال نو و آرزوی روزهای خوب و پرثمر در تعطیلات نوروزی.

نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
با طرح موضوعات زیر سعی میکنم که باب گفتگو را برای آغاز ضیافت پنجم بگشایم. موضوعاتی که در زیر آمدهاند، بر اساس برداشت من از ضیافتهای معمارانه و پتانسیلهای نهفته در این رویداد انتخاب شدهاند، در نتیجه موضوعات پیشنهادی جنبهای عمومی و فراگیر دارند تا امکان حضور بیشتر مهمانها با دیدگاههای مختلف فراهم شود. توضیحات مختصری هم به عنوان پیشدرآمد، به هر موضوع اضافه کردهام که البته جنبهی شخصی و مجرد دارند و دوستان میتوانند از دریچهی کاملاً متفاوتی به موضوع انتخابی بپردازند. فکر میکنم که تا روز «نوروز» برای رأیگیری و انتخاب موضوع منتظر شویم و با نخستین روز سال جدید میهمانیمان را با طرح موضوع نهایی آغاز کنیم و تا بیستمن فروردین هم به شنیدن «کلام» هم بپردازیم. پس از آن، به عنوان میزبان این دوره یک جمعبندی کوتاه از مجموعهی مطالب دریافتی خواهم نوشت و سکان هدایت را به میزبان بعدی واگذار خواهم کرد. ۳ موضوع پیشنهادی از این قرارند:
۱) معمار کیست؟
به نظر ویتروویوس در «ده کتاب در باب معماری» معمار کسی است که «باید» از دانش عمومی و همچنین علاقهمندی نسبت به مسائل اجتماعی برخوردار باشد. او باید در بیان نوشتاری ایدههایش در قالب کلمات توانا باشد، در طراحی با دست قابل و در هندسه توانمند. او باید رویدادهای مختلف تاریخی را بشناسد، نظریات فیلسوفان تأثیرگذار را شنیده باشد، چیزی از موسیقی بفهمد، بیاطلاع از علم پزشکی نباشد، احکام قضایی را بشناسد و اطلاعاتی در زمینهی ستارهشناسی و روند بنیادی حرکت اجرام سماوی کسب کرده باشد. (نقل به مضمون)
آیا تصور ویتروویوسی از فرد معمار با ویژگیهایی که امروزه به تمامی قابل تجمیع در یک انسان نیستند، معتبر است؟ برای کسی که حرفهاش طراحی ساختمانهاست چه نیازی به آشنایی با چنین گسترهی وسیعی از دانشها وجود دارد؟
۲) مسابقات معماری
لئون کریر با افتخار در جایی اعلام کرده است: «من نمیسازم، چرا که معمار هستم.» احتمالاً به این دلیل که ساختن با محدود کردن آزادی و تنزل خواستههای معمارانهی او همراه بوده است. بنابراین مسابقات معماری میتوانند گزینهی مناسبی برای عرض اندام افرادی باشد که به دنبال آفرینش بیواسطهی خواستههای ذهنی خود هستند. ایدههای معمارانه وقتی در چارچوب یک مسابقه پردازش میشوند کمتر به ایدههای صرفهجو و کممایه تقلیل مییابند و دست طراحان را برای خلاقیت و بیانگری باز میگذارند. اما بهای رسیدن به این آزادی چیست؟ صرف وقت و هزینه، پرداخت بهای گزاف شرکت در مسابقات و در نهایت نادیده گرفته شدن توسط هیئت داوری؟ آیا شرکت در مسابقات نقطهی شروع و روزنهی امید آماتورها برای کسب اجازهی ورود به دنیای حرفهای معماری است؟ اتفاقی که در ۳۲ سالگی برای زاها حدید گمنام با شرکت در مسابقه Peak هنگکنگ روی داد تا چه حد میتواند معرف یکی از کارکردهای اصلی مسابقات در کشف استعدادهای جوان باشد؟ و در نهایت برندهی نهایی در یک مسابقهی معماری کیست؟
۳) ذکر فضاهایی که در وجودمان خانه کردهاند
موضوع سوم، شاید بیشتر حالت بهاریهنویسی داشته باشد و با حال و هوای نوروزی این روزها مناسبتر باشد. بدونشک در نظر هر کدام از ما ساختمان(هایی) وجود دارند که به دلیل کیفیات فضایی ویژهشان، آنها را مورد تحسین قرار میدهیم و حتی در بعضی موارد میپرستیمشان. مثل یک شاهکار سینمایی که ممکن است بارها آن را ببینیم و هربار هم از تماشایش لذت برده و نکتههای تازهای در آن کشف کنیم. ساختمانهایی از این دست، بدون واسطه در وجودمان خانه میکنند و بخشی از حافظهی معمارانهی ما را به خود اختصاص میدهند. مثلاً مسجد امام (شاه) اصفهان، خانهی بروجردیهای کاشان، موزهی هنرهای معاصر تهران و … میتوانند نمونههایی از این دست باشند که هر کدام از ما با تمامی حواس پنجگانهمان و نه فقط با چشم، بزرگی آنها را لمس کردهایم. بدون تردید چنین رابطهای را مثلاً من با موزهی گوگنهایم گری در بیلبائو نداشتهام، چون ارتباطم با این اثر همواره باواسطه بوده و به همین اعتبار توانایی توصیف افسون این ساختمان را نخواهم داشت. از ساختمان(هایی) بگوئید که در آنها «حضور» داشته و آن(ها) را ستایش کردهاید، در داخل یا خارج، از گذشته یا دوران معاصر.
لطفاً به یکی از موضوعات سهگانهی بالا تا روز نوروز رای دهید، واگر هم با هر سه موضوع پیشنهادی مخالفید، صراحتاً اعلام نظر کنید. میدانم که مشغلهها در روزهای منتهی به سال جدید زیاد است و همه بر خلاف من در حال و هوای نوروزی بهسر میبرند. اگر گرفتاریها زیاد بود، زمانبندیهای بالا را کمی تغییر خواهیم داد.
نوروز بر همگی مبارک.