تجدید نظر
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | personal شنبه ۱۷ دی ۱۳۸۴رسانه و ارتباط
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، media سه شنبه ۱۳ دی ۱۳۸۴تابستان وقتی در ایران بودم، شنیدم که سیما مجموعه برنامه ای تحت عنـوان مهاجران تدارک دیده که در آن با ارائه گزارشی مستند، چهره های برتر جامعه ی ایرانیان خارج از کشور، که در عرصه های علمی و فرهنگی به موفقیتهای بین المللی دست یافته اند، به هموطنان داخل کشور معرفی می گردند. یکی از ایرانیهای موفقی که فعالیتهایش در یکی از قسمتهای این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت، دکتر “آرمین محسن دانشگر” از فارغ التحصیلان سابق و از اساتید فعلی معماری در دانشگاه فنی وین بود. متاسفانه همزمان با پخش این برنامه، در سفر بودم و امکان تماشای آنرا پیدا نکردم ولی بعد از شنیدن واکنشهای مختلف دوستان و افرادی که به تماشای این برنامه نشسته بودند، کنجکاو شدم که پس از بازگشت به وین و شروع مجدد سال تحصیلی، در مورد این استاد ایرانی موفق، که در دانشگاه ما، مشغول به تدریس است، تحقیق بیشتری کنم. شناخت من از او تنها به یکی از جلسات معارفه ی واحدهای طراحی محدود میشد. با وسعت و تنوعی که در انتخاب واحدهای درسی بر اساس علایق شخصی هر دانشجو وجود دارد، گزینه های متعددی برای انتخاب بر سر راهم قرار داشت و من ترجیح دادم که آن ترم، به جای حضور در کلاس آقای دانشگر، در استودیویی دیگری به میزبانی انستیتویی دیگر شرکت کنم. در مجموع فکر می کنم که ۵ استاد ایرانی در انستیتوهای محتلف رشته معماری، در دانشگاه وین مشغول به تدریس هستند اما در میان این تعداد تنها همین دکتر دانشگر است که ارتباطی مستقیم با جامعه دانشگاهی ایران دارد و برای دانشجویان ایرانی شخصیت شناخته شده ای محسوب می شود. اینکه این شناخت و ارتباط تا چه حد مرهون برنامه مهاجران بوده است، خود نکته ای قابل تامل است. بدون شک، انعکاسهای ناشی از پخش این برنامه، کارکرد مثبتی در برقراری این ارتباط داشته است. سخنرانی هفته گذشته آقای دانشگر در حضور ۱۸۰۰ دانشجوی دانشگاه آزاد همدان، هم نکته ای در تایید تأثیر عظیم رسانه ملی در برقراری این ارتباط است که باید آن را به فال نیک گرفت. فکر نمی کنم در سالیان گذشته از سخنرانی مثلاً ماریو بوتا یا چارلز جنکز در سینما تک موزه هنرهای معاصر چنین استقبال گسترده ای به عمل آمده باشد
در مورد طراحیهای آقای دانشگر و پروژهای او در ایران و اتریش، بهترین منبع برای مطالعه، سایت شخصی اوست. بعلاوه، خواندن جدیدترین مقاله در همشهری امروز نیز به قلم آقای بهرام هوشیار یوسفی پیرامون آقای دانشگر و آثارش خالی از فایده نخواهد بود
امیدوارم که در آینده، در فرصتی مناسب و با انجام مطالعه بیشتر بتوانم، در مورد طرحهای آقای دانشگر در وین و یویژه طرح ویژه ای که برای طبقات زیر شیروانی خانه های قدیمی ارائه داده و نمونه ای از آن را در دفتر کار خود پیاده کرده است، مطالبی بنویسم. فعلاً مشغله های ناشی از روزهای منتهی به پایان ترم، فرصت هر کارِ اضافه ای را از من گرفته
تصویر زیر، تیتراژ برنامه مهاجران، قسمت مربوط به دکتر دانشگر را نشان می دهد. در پس زمینه بزرگترین سالن کنفرانس دانشگاه فنی وین با ظرفیت ۶۴۳ نفر به تصویر کشیده شده است
(منبع: Daneshgar.net)
در آستانه
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | personal چهارشنبه ۷ دی ۱۳۸۴تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی مدتی است که آغاز شده. اگر چه که نمی توانم شور و شوق نهفته ی مردم در این روزها را -بخاطر تفاوت فرهنگی ام با آنها- بخوبی درک کنم، اما هیجان عمومی و حس جاری شان را لمس می کنم و از نشانه های موجود در رفتارشان، از خریدهای ویژه عیدی شان، از بازارهای متراکم پر از جمعیت شان، از تبریک گفتن های کوچه و خیابان شان، از لبخندهایی که بر لبهاهاشان و تزئیناتی که بر گذرهاشان نقش بسته، از برنامه های مخصوص تلویزیونی شان، از همه و همه اینها به وجود اتفاقی بزرگ در دلهایشان پی می برم. اتفاق بزرگی که برای ما در اسپند ماه آغاز و به نوروز ختم می شود، برای عده ای هم اکنون در حال روی دادن است.
اتفاق بزرگ مردم تا دو سه روز دیگر ادامه خواهد داشت. در آستانه به تماشا باید نشست
ما نیز روزگاری
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | personal پنجشنبه ۱ دی ۱۳۸۴دوستانم در ایران، مشغول دفاع از پایان نامه های کارشناسی ارشد خود هستند. من اما اینجا، نه تنها از پایان نامه ام دفاع نکرده ام و آن را نیمه کاره به امان خود رها کرده ام، بلکه در اثر ضرورتهای تحصیلی جدید و مشغله های ناشی از آن، بکلی از آن حال و هوا فاصله گرفته ام و تا تابستان آینده که آن را به عنوان آخرین مهلت مجاز برای ارائه و دفاع پایان نامه ام در ایران در نظر گرفته ام، راه دشواری را در پیش رو می بینم
پویان روحی - دوستی از گونه کمیابش - هفته گذشته، بیست و سوم آذرماه، از پروژه دیپلمش تحت عنوان “مرکز هنرهای نمایشی تهران” دفاع کرد. به او- هر چند دیر – تبریک می گویم و برایش آرزوی موفقیت در عرصه های حرفه ای را دارم. پایان راه تحصیل،
شروعی جدید برایش خواهد بود
برو مردِ بیدار؛ اگر نیست کس
که دل با تو دارد، ممان یک نفس
از ابوالفضل به خاطر زحمتی که برای تهیه دسته گلی از جانب من و ارسال عکس های این مراسم کشید (عکس سمت چپ)، تشکر ویژه دارم. تابستان ۸۵ نوبت به من هم خواهد رسید
ما نیز
روزگاری
آری
آری
ما نیز
روزگاری







