سال نو بر همه انسانهایی که نوروز را جشن می گیرند مبارک.
این هم یک لینک نوروزی.
سال نو بر همه انسانهایی که نوروز را جشن می گیرند مبارک.
این هم یک لینک نوروزی.
مطلبی، امروز در دانشگاه توجهم را به خود جلب کرد:
دانشگاه فنی وین، از تعداد زیادی سالن سخنرانی (Hörsaal) بزرگ و کوچک تشکیل شده است که از میان این تعداد، ۲۲ سالن، به افتخار خدمات علمی دانشمندان و محققان کشور اتریش، به نام برخی از فرهیختگان برجسته این کشور نامگذاری شده است. جالب توجه این نکته است که از میان این ۲۲ سالن و ۲۲ دانشمندی که نامشان در سردر سالنها ثبت شده، فقط اسم یک زن به عنوان دانشمند زن به چشم می آید و این مسئله جالب تر خواهد شد وقتی بدانیم که این خانم دانشمند، نخستین معمارِ زن، در تاریخ معماری کشور اتریش می باشد.
ماندگاری نام خانم Margarete Schütte-Lihotzky بیشتر به خاطر تلاش و مبارزات پیگیری است که او برای برخورداری از تحصیل و حقوق مساوی با مردان در جامعه مردسالار آن دوران داشته. دورانی که همزمان با روزهای تلخی است که آتش جنگ جهانی اول در اروپا شعله ور بوده و تبعیض جنسیتی در آن به حدی بوده که تصور طراحی و ساخت یک خانه توسط یک معمار زن تقریباً امر ناممکنی به نظر می رسیده است. ورود مارگریت ۱۹ ساله به دانشگاه، تنها پس از دریافت توصیه نامه ای از گوستاو کلیمت، نقاش مشهور میسر گردیده و او توانسته با دریافت این توصیه نامه در سال ۱۹۱۸ به عنوان نخستین زن در دانشگاه کاربردی وین به تحصیل معماری بپردازد.
اما فعالیتهای مارگریت در کار حرفه ایش نیز قابل توجه است. آلمان بعد از جنگ جهانی اول به شدت درگیر مشکل کمبود مسکن بود و مارگریت - که پس از اتمام تحصیل از وین به فرانکفورت مهاجرت کرده بود – نقشی مهمی در طراحی آپارتمانهای مسکونی در مقیاس بزرگ برای کارگران و اقشار کم درآمد صدمه دیده از جنگ داشت. در طراحی این آپارتمانها بود که آشپرخانه ها با تعریف امروزی ما از آنها متولد شدند و طرح “آشپزخانه فرانکفورتی” به نام مارگریت ثبت شد. “آشپزخانه فرانکفورتی” برش مهمی از تغییر در طراحی داخلی خانه ها را نشان می دهد، که طی آن الگوی جدید ساخت آشپزخانه توکار، به دنیای معماری مدرن معرفی گردید. الگویی که بعدها و حتی امروز به عنوان الگوی پذیرفته شده آشپزخانه، در خانه های مسکونی شهری از آنها استفاده می شود.
اما دنباله مشاهدات امروز: یک گروه طرفدار حقوق زنان ، اطلاعیه هایی را بر روی بوردهای مختلف در دانشگاه نصب کرده بود، و از این طریق ضمن انتقاد از بی عدالتی در استفاده نابرابر از نام نخبگان علمی زن و مرد درنامگذاری سالنهای سخنرانی، خواستار تغییرنام بعضی از سالن ها و استفاده برابر از نام زنان و مردان نخبه در نامگذاریهای جدید شده بود. شیوه جدید در دفاع از حقوق زنان!اتریش از ابتدای سال ۲۰۰۶ ریاست دوره ای اتحادیه اروپا به مدت ۶ ماه بر عهده گرفته است و جالب است بدانید که در دوره مسئولیت این کشور، برای اولین بار از لوگوی طراحی شده “رِم کولهاس” و دفتر معماری “OMA” بطور رسمی در تبلیغات عمومی شهر و موسسات سیاسی استفاده شده است.
ایده اولیه این طرح، بر مبنای ایجاد یک زبان بصری خاص بین کشورهای عضو، در سال ۲۰۰۱ توسط کولهاوس ارائه شد و او سعی کرد با استفاده از ایده بارکدها تنوع رنگ و گوناگونی موجود در اروپای متحد را به کمک رنگهای اصلی پرچم هر کشور به تصویر بکشد. شاید تاکنون اروپا با رنگِ غالبِ سبز در جهان شناخته شده بود (به عنوان مثال به رنگ سبز به عنوان نماد قاره اروپا در لوگوی بازیهای المپیک اشاره می کنم) ولی در طرح کولهاوس هلندی با مجموعه ای از رنگها مواجهیم که بیشتر به نشاط و گرایش شهروندان اروپایی به زندگی اشاره دارد. ویژگی مثبت طرح، قابلیت گسترش آن است به نحوی که با افزایش کشورهای عضو اتحادیه اروپا، پرچم کشورهای جدید به راحتی قابلیت افروده شدن در بارکد فعلی را دارند. فعلاً پرچم ۲۵ کشور در طرح گنجانده شده است.
یک خبر خوب: چند روزی است که آلمانی زبانها هم از لذت خواندن بهترین رمان ایرانی سال ۱۳۸۰ بهره مند شده اند. ترجمه آلمانی اولین رمان بلند خانم زویا پیرزاد “چراغها را من خاموش میکنم“ تازگیها وحتی پیش از انتشار ترجمه انگلیسی اش، به بازار کتاب آمده و برای من که پیشترها نسخه فارسی این کتاب را - به واسطه هدیه ارزشمندی که از دوستی دریافت کرده بودم - خوانده ام، فرصت مناسبی پیش آمده تا با مطالعه دوباره نسخه ترجمه شده، هم دوباره سری به دنیای ذهنی “کلاریس” و خانواده اش بزنم و هم زبان جدیدی را که در حال یادگیری آن هستم، از طریق این دوباره خوانی بهبود ببخشم.