طرح نوشته |

یادداشت‌های پراکنده‌ی نصیر زرین پناه
RSS Feed

لوگوی محبوب ۳

پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۵

  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

معماری: هنرِ زیبا / ناهنر کاربردی

یکشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۸۵

مروری بر اندیشه‌های آدولف لوس درباره نسبت هنر و معماری

<<آیا چنین است که معماری یک خانه ارتباطی با هنر ندارد و معماری در زمره یکی از هنرها دسته‌بندی نمی‌شود؟ آری، چنین است. تنها بخش کوچکی از معماری به هنر تعلق دارد: بناهای آرامگاهی و بناهای یادمانی. هر بنای دیگری که در خدمتِ تحقق یک عملکرد باشد، از قلمرو هنر خارج می‌گردد.[۱]>>

آدولف لوس، منتقد جدی کاربردی نمودن هنرهاست. از منظر او هنری به نام هنرِ کاربردی[۲] وجود ندارد و هنرهای تجسمی همچون معماری، نقاشی، مجسمه‌سازی، گرافیک و سفال‌گری نیز، تا زمانی در قلمرو هنر جای می‌گیرند، که در مقام رفع نیازِ مادی مصرف‌کنندگان بر نیامده‌ باشند. بنابراین هنگامی که معماری برای رفعِ نیاز سرپناه عده‌ای مصرف‌‌کننده ساخته می‌شود، باید حساب آن را از هنر زیبا[۳] جدا کرد.

<<برخلاف یک اثر هنری، که بایدی برای جلب نظر همگان ندارد، معماری یک خانه باید به به مذاق همه خوش آید. اثر هنری پدیده‌ای شخصی و متعلق به خود هنرمند است ولی خانه نه. اثر هنری بدون احساس نیازی به آن، پا به عرصه هستی می‌گذارد در حالیکه خانه، حاجت عده‌ای را مرتفع می‌سازد. اثر هنری به هیچکس پاسخگو نیست. خانه به همه. اثر هنری می‌خواهد خراشی بر پیکره‌ی رفاه و آسوده‌گی انسانها بیندازد ولی خانه باید در جهت تأمین این رفاه و آسوده‌گی خدمت کند. اثر هنری جسور و انقلابی است ولی خانه محافظه‌کار و کم جرأت. اثر هنری راههای جدید پیش پای آدمیان قرار می‌دهد و به آینده نظر دارد. خانه به اکنون فکر می‌کند.[۴]>>

به غیر از بحث فوق، لوس در مقاله‌ی بحث‌برانگیز مشهور دیگرش ، تحت عنوان “تزئین و جنایت[۵]“، بر حذف تزئینات و محوریت عملکرد در ساختمانها تأکید می‌کند. ساختمانهایی که به تعبیر او بدلیل دارا بودن کاربرد خاص، بعدِ وابسته به هنر خود را از دست داده‌اند و بنابراین افزودن تزئینات در آنها، معادل هدر دادن وقت، انرژی و همردیف جنایت خواهد بود. از نقطه نظر لوس، انسان مدرن تنها می‌تواند از طریق اتکا به هنرهای زیبا، هنر واقعی را متجلی کند و تلاش برای پیاده‌کردن تزئینات بر روی شی‌ءای مصرفی مانند یک ساختمان کاری مفرط و بدون توجیه عقلانی خواهد بود:

<<به راستی که رخدادهای مترقی در دنیای امروز هیچ ارتباطی با هنر ندارند. عمرِ دنیای غیرمتمدن که در آن آثار هنری و اشیاء مصرفی با یکدیگر آمیخته بودند، دیگر بسر آمده است.[۶]>>

تفکرات لوس در خانه‌ای که در میدان میشائیلر پلاتز وین به نام Looshaus طراحی کرده، به خوبی نمایان است. ساده‌گی و بی‌آرایشی نمای خارجی این ساختمان به حدی‌است که شهروندان وینی آنرا “خانه بدون ابرو[۷]” می‌نامند چرا که تزئینات گچ‌بری بالای پنجره‌ها، همگی جای خود را به ردیف منظم گلدان‌ها در پائین داده است. لوس با این اثر، خودش را بر مبنای نظریه‌اش به عنوان یک معمار – و نه یک هنرمند – معرفی می‌کند.

Looshaus و تمبر یادبود دولت اتریش، به مناسبت یکصد و بیست و پنجمین سال تولد آدولف لوس.

[۱]“So hätte also das Haus nichts mit Kunst zu tun und wäre die Architektur nicht unter die Künste einzureihen? Es ist so. Nur ein ganz kleiner Teil der Architektur gehört der Kunst an: Das Grabmal und das Denkmal. Alles andere, was einem Zweck dient, ist aus dem reiche der Kunst auszuschließen.” - 1910 in dem Essay: Architektur
[2] Angewandte Kunst, Applied Arts.
[3] Bildende Künste, Fine Arts.
[4]“Das Haus hat allen zu gefallen. Zum Unterschiede zum Kunstwerk, das niemandem zu gefallen hat. Das Kunstwerk ist eine Privatangelegenheit des Künstlers. Das Haus ist es nicht. Das Kunstwerk wird in die Welt gesetzt, ohne dass ein Bedürfnis dafür vorhanden wäre. Das Haus deckt ein Bedürfnis. Das Kunstwerk ist niemandem verantwortlich. Das
Haus einem jedem. Das Kunstwerk will die Menschen aus ihrer Bequemlichkeit reißen. Das Haus hat der Bequemlichkeit zu dienen. Das Kunstwerk ist revolutionär, das Haus konservativ. Das Kunstwerk weist der Menschheit neue Wege und denkt an die Zukunft. Das Haus denkt an die Gegenwart.” - 1910 in dem Essay: Architektur

[5] Ornament und Verbrechen (1908)
[6] Gewiss die kultivierten Erzeignisse unserer Zeit haben mit Kunst keinen Zusammenhang. Die barbarischen Zeiten, in denen Kunstwerke mit Gebrauchsgegenständen verquickt wurden, sind endgültig vorbei”
[7] Haus ohne Augenbrauen
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

دسترسی برای همه

پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵

پاریس – شهر فرهنگ و مد – به موزه‌ها و نمایشگاههای بیشماری که در خود جای داده، مباهات می‌کند. افزودن موزه‌ای دیگر به گنجینه فعلی موجود دراین شهر شاید کار بیهوده‌ای به نظر برسد، اما در حقیقت انجام چنین کاری، امری بیهوده نیست! حداقل بیهوده‌گی این کار برای خیلی از افرادی که به دلیل معلولیت جسمی امکان دسترسی و بازدید از این گنجینه‌ها را ندارد، مصداق ندارد.

دنباله مطلب را اینجا بخوانید.
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

معماری، از ذهنیت تا عینیت

دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵
معماری مدیوم کم سرعت و کندی است. از زمان طراحی تا مرحله واقعیت‌بخشیدن به طرح، مدت زمان زیادی صرف اجرا و ساخت پروژه می‌شود. اما باید توجه داشته باشیم که در این بازه‌ی زمانی طولانی‌مدتِ اجرائی، تئوری پردازان هنری و تینک تانکهای (Think Tank) بزرگ معماری بیکار نمی‌نشینند و نظریات جدیدتری را بر مبنای ایده‌های تازه‌تر پی‌ریزی می‌کنند. نتیجه این تاخیر گریزناپذیر، در این جمله ساده خلاصه می‌شود: معماری ساخته شده، همواره یک یا چند گام از معماری‌ای که بر مبنای ایده‌های تازه، بر روی کاغذ طراحی شده، عقب‌تر است. مثالی ملموس از این گزاره را در شهر وین سراغ دارم: پروژه مسکونی خانم زاها حدید که در بستر کانالِ دانوب ساخته شده است.


اگرچه که پروژه بالا در سال ۱۹۹۵ و به زمان طراحی‌اش (تصویر بالا)، از طرحی تازه و باجسارت بر روی کاغذ برخوردار بود ولی به مرور زمان و پس از اتمام ساخت این خانه‌های مسکونی در سال ۲۰۰۵، حرف تازه‌ای در این پروژه برای ارائه وجود نداشت و سایر پروژه‌هایی که حدید در نقاط دیگر جهان، آنها را طراحی کرده بود، بر کار اجرا شده‌اش در وین برتری داشتند. بعلاوه بسیاری از خواسته‌های طرح نیز در مرحله اجرا نادیده گرفته شدند: نمای فلزی ساختمان توسط یک لایه رنگ ساده‌ی سفید رنگ جایگزین شد و آپارتمانهای مجللی که قرار بود برای شهروندان ساخته شوند جای خود را به مهمانسرایی کوچک دادند.

بر همین اساس، علیرغم اینکه پروژه فوق‌الذکر از منظر شهرداری و بسیاری از شهروندان وینی، کار جدیدی در عرصه ساخت و ساز شهر به شمار می‌رود و تبلیغات فراوانی هم در عرصه عمومی برای آن صورت گرفته، اما به یقین نمی‌توان جایگاه ویژه‌ای برای این اثر، در معماری در حال تغییر جهانی در نظر گرفت. البته در اتریش یا سایر پایتختهای اروپایی، به دلیل کمبود آثاری از این دست، این‌گونه ساختمانها می‌توانند تا مدتها مورد استناد قرار گیرن
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

Designed by BPL & PRT. Translated to Persian & RTL by P30design.