نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، media، theory
چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵
مارشال مکلوهان، نظریهپرداز ارتباطات در رسانههای جمعی، میان دوگونه مختلف از رسانهها تمایز قائل میشود: «رسانه داغ» و «رسانه سرد».
رسانه داغ، اطلاعات فراوانی را بههمراه جزئیات، غالباً بصورت یکسویه در اختیار مخاطب خود قرار میدهد. نوشته، الفبای صوتی، کتاب، عکس و رادیو رسانههایی از این دست هستند.
در مقابل رسانه سرد، فاقد جزئیات اطلاعاتی است و دادههای مختصری را بهواسطه گوش یا چشم مخاطب به او منتقل و او را از امکان ترسیم تصویری قطعی و نهایی از موضوع مورد بحث محروم میکند. مثالهای مکلوهان در این زمینه عبارتند از: تلفن، تلویزیون، کاریکاتور، خط هیروگلیف.
بدینترتیب هر «رسانه داغی»، مجال مشارکت کمتری را در مقایسه با «رسانه سرد» برای همکاری و تبادل نظر در اختیار بیننده یا شنونده خود قرار میدهد. بدون شک یک سخنرانی یا یک کتاب امکان کمتری برای مشارکت در مقایسه با یک سمینار یا یک گفتوشنود به مخاطبان خود میدهند.
با درنظر گرفتن معماری به عنوان یک مدیوم، بحث داغی و سردی رسانهای در معماری نیز قابل پیگیری خواهد بود. کافیست معماری دو سبک مختلف، یا حتی معماری دو معمار مختلف را با هم مقایسه کنیم تا به نتایج هیجانانگیزی برسیم. نظری اگر دارید، بنویسید.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture
یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۵
فرشید موسوی، آکادمی هنرهای زیبای وین را ترک و ریاست انستیتوی هنر و معماری این دانشگاه را به نسرین سراجی واگذار کرد.
نه فرشید موسوی مقیم وین بود و نه نسرین سراجی در این شهر سکونت دارد ولی جایگاه ویژه این دو زن ایرانیالاصل در عرصه حرفهای و آکادمیک، مدیران اتریشی آکادمی هنر را بر آن داشته تا با توجه به وجهه بینالمللی این دو معمار، از آنها برای ریاست و تدریس در آکادمی دعوت به عمل آورند.
هفتهی گذشته نسرین سراجی در شروع فعالیت دوباره خود در آکادمی، سخنرانیای را با تشریح پروژههایش در فرانسه ارائه کرد. حضور در این جلسه فرصت مغتنمی بود تا با کارهای او بیشتر آشنا شوم چرا که اینترنت چیز زیادی از او بازنمیگوید. سراجی همچون سلف خود، با زبان آلمانی آشنایی ندارد ولی با قدرت هر چه تمامتر به آلمانیزبانانِ دانشجو، معماری درس میدهد.

نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، theory
شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵
رم کولهاوس در جایی گفته یا نوشته است:
“Where there is nothing everything is possible, where there is architecture nothing (more) is possible”
«هر جا چیزی (معماری) نباشد، هر چیزی ممکن است، و هرجا معماری باشد، چیز دیگری ممکن نیست».
برداشت اول:
معماری با آزادی در تعارض است و هر تصمیم معمارانه اقدامی در جهت محدودسازی آزادی به شمار میرود. پایتختهای اروپایی به دلیل دارا بودن معماری، عرصه را بر فعالیتهای آزادانه تنگ کردهاند. شهرهای آتن، رم و پاریس بهواسطه تاریخ و معماری تاریخیشان به زندانی برای شهروندان خود مبدل گردهاید در حالیکه آتلانتا، بانکوک و لاگوس (نیجریه) بدون معماری، آزدای بیشتری در اخیتار ساکنان خود قرار میدهند.
برداشت دوم:
کولهاوس رندانه و عامدانه، از تعریف واژه “معماری” سرباز میزند. جملهی قصار او بسان جملات سیاستمدارانی میماند که در نطقهای خود بهگونهای ناکافی و نابسنده سخن میگویند تا مخاطبان مختلف خود را با سلیقههای گوناگون راضی نگه دارند. به راستی مقصود کولهاوس از Architecture چیست؟ آیا او رسالت خود و همکارانش را در مقام یک معمار در تولید معماری طبق برداشت اول این نوشته به پرسش میگیرد یا سعی در قدرتنمایی و ارائهی جایگاهی خداگونه از توانایی معمارانی دارد، که عملاً با آفرینشهای خود، هر چیزی را تحتالشعاع حضور خود قرار دادهاند؟
راه بر تأویلهای محتلف گشوده است. نظر شما چیست؟ یادمان باشد که کولهاوس نویسنده چیرهدستی است و از متنهایش نباید به سادهگی گذر کرد.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | personal
شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵
هر چه منتظر دعوتنامهی گوگل ماندم تا من را به عنوان یکی از مشتریان سابقاش در بلاگر، به بلاگر بتا دعوت کند، به نتیجهای نرسیدم. خودم دست به کار شدم و بدون تغییر نشانی، اسبابکشی کردم آمدم به بلاگر بتا. حالا کارم خیلی راحتتر شده و بهانههایم برای ننوشتن کمتر. خانهی جدید امتیازهای فراوانی دارد. حداقل وابستگیام را به دانستن «زبان نشانهگذاری اَبَرمتن» برای نوشتن و تغییر اجزای صفحه کاهش داده است.
همهی این تغییرات و افزوده شدن کامنتدانی هالوسکن، با کمک آقای Digizen مهیا شد. از او ممنونم.