طرح نوشته |

یادداشت‌های پراکنده‌ی نصیر زرین پناه
RSS Feed

این‌همانی تئوری و معماری

یکشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۶

فکر می‌کنید چه نسبتی میان یک ساختمان واقعی و تئوری‌پردازی‌های طراح یا اظهار نظر منتقدان آن وجود دارد؟ به بیان روشن‌تر ارتباط معماری با مبانی نظری‌اش در چیست؟ آیا اصولاً پذیرش برگردان فارسی “مبانی نظری معماری” در مقابل اصل واژه‌ی “تئوری معماری” در شرایطی که واژه‌ی “مبانی نظری” ناخواسته اصل را بر تقدم “تئوری” بر “معماری” می‌داند، جایز است؟ آیا تقدم “تئوری” بر “معماری” باید به عنوان یک داده‌ی معلوم (given)، بدیهی و خودآشکار فرض شود؟ در گامی دیگر به جلو، آیا اساساٌ آن تمایزی که میان “تئوری” و “معماری” مسلم و قطعی می‌پنداریم، وجود دارد؟

در واقع ما تئوری را مفهومی ذهنی و مجرد در نظر می‌گیریم، چیزی که اندیشیده می‌شود و معماری را تجسم عینی یافتن این اندیشه‌ و حضور محسوس شکل، یا آنچه که دیده می‌شود می‌پنداریم. تفکیک این دو مقوله از یکدیگر بر مبنای تمایز ذهن از عین و خیال از واقعیت، “طبیعی” در نظر گرفته می‌شود و ما کمتر به این‌همانی این دو پدیده یا تقدم “معماری” بر “تئوری” فکر می‌کنیم. معماری “چیزی” است که در مصالح مادی و اشکال عینی تجلی پیدا می‌کند: نقشه‌، ماکت و ساختمان مجموعه‌ای از “چیز”های مادی هستند. در مقابل تئوری، به کمک واژگان و نوشتار در موقعیتی ثانویه، خارج از چارچوب آن “چیز”ها قرار می‌گیرد و از بیرون به موشکافی و تدقیق در آنها می‌پردازد.

در مورد فرض اشتباه تقدم “تئوری” بر “معماری” باید توجه داشت، که هر نظریه یا ابزار بیانی از مفاهیمی برای اشاره به مفاهیم دیگر استفاده می‌کند. بنابرین مفهوم مجردی که ما آن را “تئوری” پنداشته‌ایم، بدون حضور متقدم معماری، قادر به بیان مفهوم آن “چیز” عینی مورد نظر نخواهد بود چرا که ابزارهای بیانی، با دستان خالی و بدون بهره‌گیری از مفاهیم بیرونی در تجسم بخشیدن به ابعاد عینی معماری ناتوان خواهند بود. با چنین استدلالی، این نتیجه پذیرفتنی به نظر می‌آید که هر تئوری، تنها پس از تحقق متقدم معماری وابسته‌اش، قادر به اعلام موجودیت خواهد بود.

بعلاوه، وقتی به مادیت و اَشکال محسوس معماری نگاه می‌کنیم، به عنوان مثال وقتی نظاره‌گر یک “در” پیش چشمانان هستیم، خود همین “در” یا “چیز” مادی‌ای که در حال تماشایش هستیم، با بیانی مجرد و استعاری، مفهومی دیگر یعنی “در بودن” (doorness) را در ذهن ما تداعی می‌کند. بنابراین این خاصیت “در بودن” یک درِ واقعی، می‌تواند اشاره‌ای به رابطه‌ی شکل عینی در با سایر اشکال عینی باشد. آیا چنین نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که “چیز”ی به عنوان در وجود ندارد بلکه آنچه هست استعاره‌ای است به نام “در بودن” که بصورت شکل مادی در و بر مبنای روابط و تفاوت‌های میان آنها تجلی یافته است؟ هیچ چیزی بیشتر از یک در واقعی نمی‌تواند در ارتباطش با دیوار و سایر درهای واقعی بیانگر ویژگی “در بودن” دری باشد که که با کلیدی گشوده می‌شود و تداعی کننده‌ی مفهوم مجرد در باشد که با واژه‌ای به نام “در” نگاشته می‌شود.

اکنون در جایی قرار گرفته‌ایم که در آن مفاهیم مجرد (تئوری) تداعی‌کننده‌ی اشکال عینی (معماری) هستند و همینطور اشکال عینی (معماری) به‌گونه‌ای به مفاهیم مجرد (تئوری) اشاره دارند. آیا کماکان بر این نظر خود پافشاری می‌کنید که تمایز ذهن (تئوری) از عین (معماری) “طبیعی”، بدیهی و خودآشکار است؟ نتیجه‌ی منطقی استدلال‌های بالا روشن‌گر این نکته‌ است که هر مقاله‌ی تئوریک معماری به اندازه‌‌ای اثر معماری تلقی می‌شود که یک اثر معماری، به یک گفتمان تئوریک معماری تعلق پیدا می‌کند. این مسئله بخوبی بیانگر این‌همانی تئوری و معماری است. جایی که تئوری معماری نباشد، معماری نیز وجود نخواهد داشت. جایی که معماری نباشد، تئوری معماری نیز وجود نخواهد داشت.

برگرفته از مقاله‌ی جفری کیپنیس در اینجا
توسط: نصیر زرین پناه

  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!


۱۱ نظر »

Anonymous:

آقا اینو ببین:
http://www.payameyazd.ir/farsi/index.php?option=com_content&task=view&id=390&Itemid=39
فربد
( راستی جواب ایمیل آخریو ندادی)

دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۶ | ۹:۴۹ ق.ظ
فربد:

مقاله‌ی خوبی بود ممنون…

یکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۶ | ۴:۴۰ ب.ظ

با سلام ..خوشحال خواهیم شد اگر لینک وبلاگ ما را در بین لینک دوستانتان قرار دهید ما مطالب شما را از طریق وبلاگتون دنبال می کنیم..ممنون

سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۲:۴۸ ب.ظ
دوستانه:

نقل از وبلاگ هنر و معماری:
یوسفی گرامی
سلام
به عقیده من نویسنده محترم در موارد زیر دچار اشتباه شده و باتبع .استنتاجی غلط انجام داده است.
۱ـدر مفهوم تئوری دچار خطا است .انجا که تئوری را ـ بیان مفهوم چیز عینی ـ در ذهن و توسط زبان تلقی مینماید.
تیوری در واقع هرگز مفهومی را بیان نمی کند. {در هیچکدام ار تعاریف مختلف تئوری چنین چیزی متصور نیست.} در واقع تئوری ؛روابط ؛منظم و قابل پیش بینی بین مفاهیم عینی یا ذهنی {و عینی و ذهنی } را روشن میسازد.
۲ـ ؛تئوری؛ معانی متفاوتی در حوزه های گوناگون دانش دارد.اگر در حوزه علم تجربی. ؛تئوری؛ بیانی منطقی یا ریاضی از روابط بین اجزا پدیده عینی است که توسط ؛مدل؛ ازمون پذیر میشود. عده ای این را اینهمانی تئوری و پدیده عینی تصور میکنند.{که البته بدلیل مشخص مخدوش است.}.
در حوزه عمومی چنین تعریفی از تئوری مد نظر نیست. در تعبیر عمومی مردم کلمه تئوری را برای اشاره به یک نظر. دید گاه یا حدس و گمان بکار میبرند. در واقع به { درستی یا غلط ان و اشاره ان به واقعیت خارجی کاری ندارند } ولی ان را منشا اظهار نظر یا تصمیم گیری یا عمل فرد تلقی میکنند. { این همان معنایی است که نویسنده اختیار کرده است .}.

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۰:۲۶ ق.ظ
دوستانه:

ادامه
در حوزه ریاضی ؛تئوری ؛ به یک مجموعه مشخص و یقینی و منسجم از تعاریف. اصول و قضایا اشاره دارد. در این تعریف تئوری کلا امری ذهنی اما دارای قطعیت منطقی است وبه اعیان و اشیا جهان خارج ارتباطی ندارد. {شاید همین باعث اشتباه نویسنده در مطلقا ذهنی فرض کردن مفهوم تئوری شده است. }
۳ـ اغتشاش در تعریف مفهوم تئوری باعث شده است که نویسنده از یکطرف ان را پایه یک رابطه علی {علت و معلولی } بین نظر یا دیدگاه ذهنی و پدیده عینی قرار دهد{ تعریف عمومی از تئوری } و از طرف دیگر آن {تئوری } را بیان رابطه ای منظم و واقعی بین اجزای یک پدیده عینی بپندارد و در واقع قابلیت مدل سازی برای تئوری در نظر بگیرد { تعریف علمی تئوری }و از طرف سوم تئوری را توضیحی قطعی و یقینی فرض کند.{ خصلت تئوری ریاضی }.
مجموعه خطا های فوق رابطه تئوری و اثر معماری را به رابطه مرغ و تخم مرغ در ذهن نویسنده تبدیل کرده است. اول مرغ بود یا تخم مرغ؟
اما عجیب اینجاست که استدلال مینماید چون هر کدام ممکن است مقدمه دیگری قرار گیرد. پس هر دو یکی هستند.

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۰:۲۹ ق.ظ

ممنون از دوست عزیزی که مطلب من را که برگرفته از یکی از مقالات جفری کیپنیس منتقد معاصر آمریکایی، چاپ شده در شماره ۲۲ نشریه‌ی Perspecta - ژورنال معماری دانشگاه Yale - است، این‌چنین با دقت مطالعه کرده و نقدهای دلچسبی هم به آن وارد کرده است. فقط متأسفم که خانم/آقای “دوستانه” گرامی، حداقل آدرس ای-میلی از خود به‌جای نگذاشته‌ و مرا از تماس با ایشان و پی‌گیری بحث بی‌بهره گذاشته‌اند.

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۰:۳۹ ق.ظ

ادامه
باید توجه داشته باشیم که جوهره‌ی اصلی بحث در این نوشته، پاسخگویی به پرسش‌هایی است که در پاراگراف اول مطرح گردیده‌اند، یعنی نسبت میان “تئوری” و “معماری”. و پاسخ کلیدی که در نهایت به این پرسش اصلی داده شده، در این نتیجه‌گیری خلاصه شده است که: «هر مقاله‌ی تئوریک معماری به اندازه‌‌ای اثر معماری تلقی می‌شود که یک اثر معماری، به یک گفتمان تئوریک معماری تعلق پیدا می‌کند». و این دلیلی بر این‌همانی “تئوری” و “معماری” فرض شده است. بعلاوه فکر نمی‌کنم شباهت این استدلال به رابطه‌ی مرغ و تخم‌مرغ چیزی از ارزش آن بکاهد. در اینجا نیز تشخیص تقدم و تأخر “تئوری” و “معماری” امکان‌پذیر نیست. بنابراین بدون واهمه از تمثیل به‌کاررفته (مرغ و تخم‌مرغ)، این پرسش را مطرح می‌کنم که به‌راستی اول تئوری بود یا معماری؟

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۰:۴۰ ق.ظ

ادامه
اگر با دقت بیشتری با متن مواجه شوید، متوجه خواهید شد که منظور من، یکی بودن ذاتی تئوری و اثر معماری نبوده، بحث این است که همانقدر که تئوری، معماری است،‌ معماری نیز تئوری است. در عین تفاوت ماهیت، این همان است و آن همین است. جالب‌تر خواهد شد اگر بدانید که خود جفری کیپنیس بعدتر در مقاله‌ی دیگری که در شماره ۱۴ نشریه Assemblage – ژورنال معماری دانشگاه MIT – منتشر کرد، دوباره میان “تئوری” و “معماری” تمایز قائل گردید و عنوان کرد که هر کدام از این دو حوزه قادر به به انجام کاری هستند که آن دیگری نیست.
اما در نقدی که در خصوص مفهوم تئوری نوشته‌اید. به‌سان واژه‌ی Theater که نزدیک‌ترین کلمه‌ی هم‌خانواده‌ی امروزی به واژه‌ی Theory است، تئوری از ریشه‌ی یونانی Theoros یا Thea به معنی دیدن و تماشا کردن، مشتق شده است. بنابراین این واژه بصورت غیرمستقیم ذهنیت را با نوعی تجسم عینی همراه می‌کند. بعلاوه من در جایی نگفته‌ام که “تئوری بیان مفهوم چیز عینی است”، تعاریف ارائه شده در پاراگراف دوم تفاسیر رایج و مصطلح امروزی از تئوری هستند و به نظر شخصی نویسنده ارتباطی ندارند.

دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۰:۴۱ ق.ظ

سلام
مقاله خوب و جالبی بود . منم در مورد عمران و ساختمان می نویسم … یکی از رشته های مورد علاقه من معماری بود و اگه بهم بگن به غیر از عمران چه رشته ای رو انتخاب می کردی میگفتم معماری ….
اگه قابل دونستین به کلبه درویشی من سر بزنین
موفق باشید

پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶ | ۱۲:۰۳ ق.ظ
ابوالفضل:

ممنون.
اولین مشکل برا اینکه ما بیایم اونجا برطرف شد!

چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۸۶ | ۴:۰۸ ب.ظ
هدیه:

ممنون از نوشته زیباو
من تازه پا به این عرصه نهادم و می خواهم پیشرفت کنم احتیاج به یک راهنما دارم؟

پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۸۶ | ۳:۵۳ ب.ظ
لطفا نظر دهید

Designed by BPL & PRT. Translated to Persian & RTL by P30design.