کلیگویی آفت است
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture دوشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۶برای ضیافت سوم.
آموزش رابطهای دو سویه است که دانشجو و مدرس در دو جانب آن قرار میگیرند و چارچوبی به نام نظام آموزشی ساختارِ مراودات این دو گروه با هم را تعیین میکند. یکی از مفروضاتی که در سیستم آموزش معماری معمولاً بدیهی پنداشته میشود تاکید بر جنبههای هنری معماری و بهدنبال آن توجیه عدم امکان آموزش این ویژگیها و مهارتهای هنرمندانه از طریق انتقال دانستهها از کانال استاد به دانشجو است. در این حالت طبع هنری، استعدادِ ذاتی و خلاقیت عوامل آموزشناپذیری تلقی میشوند که به یاری دانشجوی معماری آمده و زمینهساز موفقیت او در رشتهی تحصیلی و کار حرفهی میشوند. با چنین فرضی، انتظار من از سیستم آموزشی این است که چندین کرسی استادی در دانشکدههای معماری را صرفاً به «هنرمندان» اختصاص دهند. هنرمندانی که از اصول زیباییشنایی و فلسفهی هنر باخبرند، میتوانند استعداد هنری دانشجویان را پیش از ورود به دانشگاه با برگزاری آزمونی مورد سنجش قرار دهند و در برانگیختن احساسات هنری و پرورش استعداد دانشجویان خوشذوق در مسیر مناسب اقدام نمایند. این گروه از اساتید دانشگاه که ما آنان را «هنرمند» مینامیم، از وظیفهی آموزش و انتقال «سواد» معافاند و کارشان «شناسایی» و «انگیزش» است.
با این مقدمه این نوشته با تکیه بر جای خالی هنرمند در سیستم آموزش معماری، لبهی پیکان نقدش را متوجه اساتید و مدرسان دانشکدههای معماری میکند. اساتیدی که از یکسو لحظهای در ویژگیهای هنرمندانهی معماری تردید نمیکنند و از سوی دیگر علاقهی شدیدی دارند که در روابط روزمره و احوالپرسیها با واژهی «مهندس» مورد خطاب واقع شوند. این استادِ «مهندس» دانشگاهی با سیستم یک بام و چند هوایی – که شاید ویژگی برجستهی دنیای معماری باشد – و با فرض تسلط کامل بر «سواد» مهندسیِ معماری و آموزش آن به دانشجویان، قدم در راه انتقال مفاهیم هنری در طراحی معماری مینهد ولی چون تسلط کافی بر آن مفاهیم ندارد و آن را غیرقابلآموزش مییابد، بهکلیگویی و اظهارنظر در اموری روی میآورد، که از نظر تخصصی سطحی و بیارزشاند. یکی از نقلقولهای مشهور در دنیای معماری، جملهی قصاری است منتسب به هانس هولاین که به یکی از نوشتههای چند دهه قبل او اشاره دارد: «همه چیز معماری است». این جمله، حکم همان کلیگوییهایی را دارد که «استاد مهندس دانشگاهی» با به کار بردن آن، سعی در انگیزش حس هنری کاذب دانشجویان بدونچارهی معماری و افزایش قلمرو معماری در میان سایر گسترهها دارد، غافل از اینکه افزودن به قلمرو معماری و تعامل با سایر حوزههای علمی-آموزشی-هنری بیش از هر چیز به دقت و ریزبینی در جزئیات احتیاج دارد. تا زمانی که این کلیگوییها از دامن سیستم آموزش معماری زدوده نشود – حداقل من – نمیتوانم معماری را در حوزهی دانشگاه جدی بگیرم، چرا که خود استاد دانشگاه قضیه را جدی نگرفته یا تمایل ندارد که بگیرد. به قول شاعر معاصر: «کلیگویی آفت شعر است».
جمع علوم مهندسی و هنر در آموزش معماری البته ممکن است. مدرسهی باوهاوس در سدههای نخستین قرن بیستم از پل کله، واسیلی کاندینسکی و دیگرانی در سیستم آموزشی خود بهره گرفت که هیچکدام معمار نبودند. یا امروز در دانشگاهها و مدارس معماری معتبر، تفکیک حوزههای آموزشی در قالب دپارتمانها و انستیتوهای معماری مختلف چنان صورت گرفته که اساتید بنا به تخصص و ترجیحات فردیشان در یک حوزهی مشخص – و نه بصورت همزمان در چندین حوزه – به تدریس و راهنمایی دانشجویان میپردازند. بعلاوه، در صورت تاکید بر پررنگ بودن بعد هنرمندانهی معماری، پیشبینی آزمون ورودی جداگانه برای متقاضیات تحصیل در این رشتهی ضروری به نظر میرسد، چرا که این آزمون یکی از عوامل مهم در بهبود کیفی مدارس معماری است و زمینهی آشنایی دانشآموزان دبیرستانی را با حال و هوای این رشته فراهم میآورد.
نقطه.







از شرکت شما در ضیافت سوم بسیار سپاسگزاریم. موفق باشید.
سلام جناب آقای زرین پناه
ممنون از مطلب جالبتان. بسیار استفاده کردیم. به نظر من اگر به جای دانشکده های معماری، مدارس معماری داشتیم و ورود به این مدارس بصورت آزاد و از روی علاقه و عشق به معماری بود و نه از باب قبولی در کنکور و اجبار در رفتن به رشته معماری، بسیاری از این مشکلات وجود نداشت. البته ممکن است عده ای کسب مدرک را لازمه وجود دانشکده های معماری بدانند ولی به روشنی قابل مشاهده است که مدرک در معماری مطلقا بی معنی است و آموخته ها و توانایی های فرد است که صلاحیت او را در انجام کاری تعیین می کند
با سپاس
با سلام. به نکات جالبی اشاره فرمودید. به نظر من یک معماری جامع نمی تواند فارغ از اجتماع، هنر و … وقوع یابد. ما دانشجویان معماری در محیطی آموزش می یابیم که در تمام طول تحصیل مانند کبکی که سر خود را زیر برف کرده باشد به مسیر خود ادامه می دهیم و در نهایت هیچ چیزی از جامعه ای که قرار است در آن معماری انجام شود و بسترهای موجود نمی دانیم
اگر قرار است کلی درست عمل کند اجزاء درستی باید دست در دست هم دهند تا محصول غنی گردد. اساتید ما همه فن حریف بوده و به حمد الهی از نعمت شناخت فلسفه، طراحی و جامعه شناسی و …. برخوردارند. .
همیشه نوشته های شما مورد علاقه من بوده . موفق باشید.
نصیر:
لطف دارید خانم فضلعلی
دوست عزیز آقای زرین پناه
با سلام و عرض احترام
اگر بپذیرید ضیافت معماری چهارم را میهمان منزل شما خواهیم بود
با سپاس
حتما با میزبانی شما میهمانی ها تداوم شادابی خواهد داشت.
آقای زرین پناه مطلب موجز و مفید بود اشاراتی داشتید که با مقاله من نیز استراکاتی دارد خوشحال می شوم نظرات خود را مطرح کنید اما در خصوص نوشته شما احسای میکنم این کلی گویی به نظر شما بسیار مبالغه انگیز است چرا همین نظام اموزشی معماران موفقی هم آفریده است فکر میکنم این کلی گویی نیست که معماری ظرف زندگی آدمی است.
دوست عزیز لطفا با نظرات سازنده خود، میزبان بعدی ضیافت معماری را همراهی کنید و در صورت امکان با دعوت از تمام دوستان خود، آنها را به مشارکت هرچه بیشتر در ضیافت معماری چهارم ترغیب نمایید. با امید به گسترش هرچه بیشتر دامنه ضیافت های معماری.
salam dooste aziz
az lotfet mamnoonam va in ke man ham tatilat o miram tehran va khoob ehsasatet ro dark mikonam..
omidvaram safare khoobi dashte bashi.
سایت شما عالی بود لطفا از سایت من درباره معماری دیدن و نظرتون رو بگید با تشکر. به کمک شما نیاز دارم.
سلام خسته نباشید . استفاده کردم .
در صورت تمایل به تبادل لینک حتما به من سر بزنید وخبرم کنید . خوشحال می شوم .
سربلند باشید.
سلام
مقاله خوبی بود. کلی گویی فقط در رشته معماری نیست، در همه رشته ها می توان این ذهنیت را یافت. این سخن که «کلی گویی آفت شعر است» از کیست؟
نصیر:
مانی جان سلام،
«کلی گویی آفت شعر است» شعر یکی از قطعاتی است که محسن نامجو اجرا کرده. اینکه شعر متعلق به خود اوست یا دیگری اطلاعی ندارم.