طرح نوشته |

یادداشت‌های پراکنده‌ی نصیر زرین پناه
RSS Feed

ضیافت وبلاگ‌های معماری – آنچه بود و آنچه می‌خواهد باشد

پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶

شاید ۱۵ آبان ماه ۸۶ که کوروش رفیعی پیشنهاد نوشتن مطلبی در مورد «خانه» را در فضای وبلاگستان معماری مطرح کرد، خود کمترین تصوری از تداوم یافتن این ایده‌ تحت عنوان کلی «ضیافت‌های معمارانه» نداشت. عنوانی که در صدر فراخوان عمومی رفیعیِ میزبان قرار گرفت، جذاب و مبتکرانه بود، و مخاطبان نامحدود خود را به تکاپو برای شرکت در این میهمانی واداشت. تعداد زیادی به مفهوم «خانه» اندیشیدند، و ۴۰ نفر از این تعداد خانه‌های ذهن‌ خود را در خانه‌های مجازی‌شان‌ منتشر کردند تا سنگ بنای خانه‌ی جدیدی در دنیای بی‌کران اینترنت بنا نهاده شود. محمدرضا شیرازی از نخستین کسانی بود که از شکل‌گیری چنین رویکردی در فضای وبلاگستان معماری استقبال کرد و در نوشته‌هایش به تئوریزه کردن جزئیات بیشتر برای تداوم ضیافت‌های معماری پرداخت. او برای روزآمد کردن دانشِ معماری به‌دنبال تحقق «گفتمان سومی» بود که در نوشته‌ها و تألیفات شخصی‌اش بارها به ضرورت شکل‌گیری آن اشاره کرده بود. در واقع رفیعی، معمارِ «میهمان‌خانه» جدید بود و شیرازی نظریه‌پرداز ویژگی‌های کیفی و تدوین‌گر قراردادی ضمنی بین میزبانان و میهمانان این خانه. کلید میهمان‌خانه برای برگزاری ضیافت دوم به شیرازی سپرده شد، و او با کلام «خلاقیت-معماری» از میهمانانش پذیرایی به عمل آورد. بیژن روحانی در دو نوبت ۱ و ۲ به انعکاس ضیافت وبلاگ‌های معماری در سایت رادیو زمانه پرداخت، و این از نخستین نشانه‌های توجه به این حرکت جمعی در رسانه‌‌ای عمومی و غیر شخصی بود.

فضای رویدادی‌ها در آستانه‌ی یکسالگی وبلاگشان، به عنوان صاحب‌خانه‌ی جدید برای برگزاری ضیافت سوم برگزیده شدند. برخلاف دو میزبان قبلی، دو میزبان جدید، موضوعات مورد نظر را در یک نظرسنجی به رأی عمومی گذاشتند و درنهایت «نقد نظام آموزش معماری» را از میان موضوعات پیشنهادی برگزیدند. موضوع انتخابی آن‌چنان ملموس و فراگیر بود که طیف وسیعی از میهمانان را به شرکت در این ضیافت واداشت و در پایان مجموعه مطالبی منتشر شد که هر کدام از دریچه‌ای به ناکارآمدی‌های نظام آموزش معماری در دانشکده‌های معماری ایران اشاره داشتند. ایران‌شهرِ مرتضی میر‌غلامی آخرین توقف‌گاه میهمانان در آوردگاه ضیافت چهارم وبلاگ‌های معماری بود. میرغلامی در طرح موضوعات پیشنهادی از محدوده‌ی مباحث کلی معماری فاصله گرفت و موضوعات خاص‌تری را با رویکرد میان‌رشته‌ای به اجماع عمومی گذاشت. «خیابان» انتخاب نهایی حاصل از رأی‌گیری بود. میرغلامی در دوره‌ی یک‌ماهه‌ی میزبانی‌اش، «میهمان‌نواز»ی تمام‌عیار بود و با آغوش گشاده به استقابل میهماناش رفته، حضور اندیشه‌هاشان را خیرمقدم گفت.

حدود ۴ ماه از نخستین فراخوان کوروش رفیعی سپری شده و این دوره‌ی چهارماهه با برگزاری ۴ ضیافت وبلاگی همراه بوده است. به‌نظر می‌آید گفتمان معماری جدیدی – هرچند پراکنده و نامنسجم – در عرصه‌ی اینترنت در حال شکل‌گیری است که باید مورد توجه قرار گیرد و از تلاش شرکت‌کنندگان در این ضیافت‌ها – چه میهمان و چه میزبان – برای فراهم آوردن فضایی سازنده‌ برای گفتگو و هم‌اندیشی سپاسگزاری گردد. طرح نوشته در آستانه میزبانی ضیافت پنجم قرار گرفته و از دومیزبانی قبلی که او را شایسته برای پذیرش مسئولیت میزبانی تشخیص داده‌اند، سپاسگزار است.

آز آنجایی که آخرین اجماع عمومی بر این بوده تا ضیافت‌ها در یک بازه‌ی زمانی دوماهه برگزار شود، فرصت مناسبی فراهم آمده تا قبل از فرارسیدن نوروز، در مورد چند و چون ادامه‌ی ضیافت‌ها به بحث و تبادل نظر بپردازیم. پیشنهاد علیرضا تغابنی مبنی بر راه‌اندازی یک دوماهنامه‌ی الکترونیکی گزینه‌ی مناسبی به نظر می‌رسد و بدون تردید تحقق آن، شکل بهتری به آرشیو مطالب تولیدشده و تسهیل دسترسی به آنها در مراجعات آینده خواهد داد. به این ترتیب میزبان‌ها می‌توانند در هر شماره‌ی این دو ماهنامه نقش سردبیر یا دبیر مجموعه را ایفا کرده و علاوه بر انتخاب موضوع برای هر شماره، فضا را برای مشارکت بیشتر دوستان و شکل‌گیری فضای گفتگو آماده کنند. برای دستیابی به چنین پایگاهی بیش از هر چیز نیاز به یک مشاور فنی داریم تا زحمت طراحی و راه‌اندازی چنین سایتی را بر عهده بگیرد. نامی که به ذهن من می‌رسد، ایمان بستامی است هر چند که خود او ممکن است به خاطر تجربه‌ی قبلی‌اش در برگزاری مسابقه‌ی وبلاگ‌های معماری راضی به انجام چنین کاری نباشد. من می‌توانم در زمینه‌ی ثبت دامنه و فضا همکاری کنم ولی قطعاً دانش فنی راه‌اندازی چنین پایگاهی را ندارم. اجباری هم نیست که این پایگاه را حتماً به ضیافت پنجم برسانیم، بلکه تولد این نشریه‌ی الکترونیکی می‌تواند مثلاً از شماره ۱۰ و به‌مناسب برگزاری دهمین ضیافت ما باشد. برخلاف نظر میرغلامی، فکر می‌کنم این مجله‌ی اینترنتی باید هویتی مستقل داشته و صرفاً تک‌صفحه‌ای لینک‌دهنده به مطالب اصلی نبا
شد. عنوان این دوماهنامه هم همانطور که گفته شده به نظرخواهی گذاشته خواهد شد.

پس من و ما همگی منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادات هم می‌مانیم. همین‌جا. در مورد پیشنهاد بالا و یا هر ایده‌ای که فکر می‌کنید یاری‌دهنده است. در مورد انتخاب موضوع برای برگزاری ضیافت بعدی هم در پستی جداگانه تا قبل از شروع تعطیلات سال جدید پیشنهاداتم را مطرح خواهم کرد. ممنون و خسته نباشید.

  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!


۲۳ نظر »

سلام

ممنون. جمع بندی خیلی خوبی از موضع ضیافتها ارایه دادی. در مورد پایگاه و مسایل تخصصی من هم چندان اشرافی ندارم و انتخاب ان را به عهده شما یا دوستان می گذارم. شاید خود علیرضا (تغابنی) هم اطلاعات بیشتری داینکه داشته باشد. در مورد اینکه این دو ماهانه مستقل از ضیافتها باشد را باید بیشتر بشکافیم. منظورت اینست که مطالب ویرایش شوند- دستچین شوند یا مطالبی جدا از ضیافت هم به هر شماره اضافه گردند? در این صورت باید اطمینان حاصل کنیم که میزبانان فرصت و وقت کافی برای انجام این امور را اختصاص خواهند داد. در مورد ویرایش یا جمع بندی مطالب و کاری که در اکثر کتابها مرسوم است یعنی ربط و وصل موضوعات پراکنده حول و حوش یک موضوع فکر می کنم می توان از دوستان دیگر هم (اگر میزبانان فرصت کم آوردند) استفاده کرد. عنوان دوماهانه هم فکر می کنم باید با سلیقه انتخاب شود و فکر می کنم می توان با ارایه چند گزینه آن را به اجماع عمومی گذاشت.

ممنون از بابت میزبانی بعدی

نصیر:
مرتضی جان سلام
اولاً این اختلاف زمانی ما با شما هم ماجرایی داره. در همین لحظه که نیمه شب اینجاست و پلک‌های من حسابی سنگین شده، تو تازه روزت را در ملبورن آغاز کرده‌ای. پس کوتاهی جواب کامنتت را به حساب این تفاوت زمانی بگذار.
منظور من به هیچ وجه استقلال دوماهنامه از ضیافت‌ها نبوده، بلکه معتقدم مثل همان هزارتویی که نام بردی، هرکس می‌تواند مطلبش را به جای انتشار در وبلاگ شخصی‌اش در پایگاه ثابتی که به منظور این کار در نظر گرفته شده منتشر کند. در این مرحله هم اصلاً بحثی از ویرایش و دست‌چین مطالب نخواهد بود، چرا که این کار به نظرم با روح کلی برگزاری ضیافت‌ها مغایرت دارد. فقط باید به موضوعی که از سوی میزبان هر ضیافت تعیین شده، وفادار بمانیم. با این کار می‌خواهیم کمی حرفه‌ای‌تر رفتار کنیم. عنوان این دوماهنامه هم قطعاً مهم است.

پنجشنبه ۹ اسفند ۱۳۸۶ | ۱۱:۳۴ ب.ظ
آزاده شاهچراغی:

سلام… سپاس به خاطرتاریخ نگاری زیبا و خلاصه از برگزاری ضیافت های وبلاگ ها معماری…به نظرم علیرضا تغابنی (هم دانشکده ای محترم ما) مثل همیشه پیشنهاد تامل برانگیزی داده است…از یک سو دغده مدیریت فنی و مدیریت مطالب چنین دوماهانه ای مهم است و از سوی دیگر به نظر من مدیریت (تا حدودی) علمی برخی از مطالب هم اهمیت دارد….بگذارید واضح تر بگویم:براثر تجربه دریافته ام که یک گروه اصلی بازدیدکنندگان از وبلاگ های فارسی معماری دانشجویان محترم هستند.(مخصوصا آخر ترم ها و زمان تحویل گزارشات تحقیقی و مطالعاتی شان)..بخصوص در ترم های نخست تشخیص مطالب مستند و غیر مستند(مثلا تاریخی و…) برای این دوستان دشوار است و من خود بارها دیده ام که دانشجویان اطلاعات اشتباه را از وبلاگ ها دریافت می کنند…البته کار دشواری است اما شاید بتوان مباحث هر ضیافت را دسته بندی کرد.مثلا: از دیدگاه تاریخی(گذشته یا معاصر) < از دیدگاه طراحی ، یا بحث و گفتگو، برداشت های شخصی و….و یا می توان حتی بخشی را به عنوان خلاصه مباحثات در نظر گرفت و از هر وبلاگ شرکت کننده دو -سه جمله کلیدی را با نام نویسنده اش نقل کرد….( شاید ساختار گزارش های بیژن روحانی از ضیافت ها در رادیو زمانه برای این کار بد نباشد…اما حتما باید دقیق تر و مفصل تر باشد!)…به هرحال کار زمان بر و پرزحمتی است …اما با همکاری گروهی می توان به نتایج مثبت رسید…….اگر ایده دیگری به ذهنم رسید بازهم به اینجا سر می زنم….پیروز و شاد باشید.

نصیر:
خانم شاهچراغی،
ممنون که نظرتان را اینجا به عنوان اولین نفرات منتشر کردید.
به نظر شما مدیریت علمی مطالب در تأسیس چنین پایگاهی اهمیت ویژه‌ای دارد، به‌خاطر نمونه‌هایی که از گمراهی دانشجویان در تشخیص مطالب درست و نادرست از یکدیگر سراغ دارید. اما به نظرم وظیفه‌ی ما آموزش و تفکیک مطالب سره از ناسره نیست. این کار وظیفه‌ی شما یا هر فرد دیگری است که در مقام استاد «مسئولیت» آموزش دانشجویان را بر عهده گرفته است. حتی می‌توانید علناً به دانشجویان‌تان تأکید کنید که فلان پایگاه اینترنتی همچون خیل وسیعی از وبلاگ‌های معماری از ارزش علمی برخوردار نیست. مثل ویکی‌پدیا که علیرغم محاسن‌اش، نمی‌تواند به عنوان منبعی برای پژوهش در نظر گرفته شود. ما رسالتی برای علمی نوشتن یا آموزش معماری به کسی – خواه دانشجو و خواه غیر دانشجو – قایل نیستیم و این عاملی برای تحدید ضیافت‌های ما نمی‌تواند باشد.

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۱۲:۰۲ ب.ظ

برسد به رویت حضرت آقای نصیر خان زرین پناه و مهربانی بی دریغش.

آواز پابرهنه ای که لباسی برای ضیافت های معمارانه ندارند.

در مورد ضیافت های خوشحال معمارانه همیشه فکر کرده ام و هیچ وقت ننوشته ام شاید که تکرار روسپی نوشته ها را لازم نمی دانم.
بازار وبلاگی اصلا خوب نیست عده ای گاهی مینویسند از سر دلتنگی.عده ای خودنویسی میکنند.عده ای عقده گشایی یا عقده ای بازی فرقی نمی کند البته.و بدتر از همه عده ای دیگر نمی نویسند.در این بازار بی هوا و فریاد و مشتری,احتمالا ضیافت هایی از این دست میتواند حرکتی ایجاد کند و لی چه حرکتی؟
از شما میپرسم آیا تبادل نفسی این چنین را باید ضیافت بگوییم؟
کسی باید مرا دعوت کند؟و اگر دعوت نشدم که دیگر هیچ؟
اصلا جای این چنین کاری یک وبلاگ است؟
فکر نمیکنید خلا مرگ آور فضا های عمومی در معماری ما یقه این محله مجازی را هم گرفته باشد؟
فکر نمی کنید عادت به انحصار در معماری ما عده ای را از این هم نفسی ساده محروم میکند؟
با این تعداد وبلاگ و خیل رفقا چرا نباید روبروی هم بنشینیم و حرف بزنیم برای این کار یک فوروم احتیاج است.
یک فوروم که حرکت های خود جوش را پذیرا باشد.مرا بخواند و تورا برای ارایه آنتی تزی برای تز من و از قبیل….
یک فوروم که به روی همه لبخند بزند.
یک فوروم که پابرهنگانی مثل مرا نیز به خود راه دهد.
ماجرای دیگری که در ضیافت های قبلی اتفاق افتاد مثل همیشه نداشتن جواب معمارانه برای این همه حرفهای که زده شد بود.
تا کی باید حرف زد و گاهی خط کشید مگر نه این است که معماری با اولین خطوطی که از کوچه های فکر ها و خیالها و حرفا گذشته اند زاده میشود.
آیا نباید در میانه ضیافت هایی از این دست خانه,خیابان یا خطی زاده شود…
اگر اینطور بود آنوقت میشد اسمش را گذاشت ضیافتی معمارانه,و پیاله ای هم برای سلامتی ایده ها و خطها و فضا ها سرکشید.
دوباره میگویم و باز هم میگویم,میروم برمیگردم و میگویم,ما به یک فوروم نیازمندیم و بعد به کمی کم حرفی و کار بی�

نصیر:
مجتبی جان
ممنون از نظرت. این لقب «حضرتی» که نثار من کردی را پیشکش خودت می‌کنم.
من منش اعتراض‌گونه‌ات را ستایش می‌کنم. وجود آدمی مثل تو، تلنگری است که هر لحظه به وجدان‌های در حال خواب ما وارد می‌شود. من هم همانند تو پشتیبان ضیافت مجللی که جایی برای «پابرهنه‌ها» نداشته باشد، نیستم. اگر یک لحظه ضیافت ما گرایش به دنبال‌روی از «عادت به انحصار در معماری ما» پیدا کند و کسی را از هم‌نفسی محروم کند، من خودم سعی می‌کنم که به این حرکت اعتراض کنم. بگذریم که گاهی اوقات عافیت‌طلبی اجازه‌ی این کار را به من نمی‌دهد. این‌ها را گفتم تا بدانی من از این دریچه به این ضیافت‌ها نگاه نمی‌کنم و تو را هم دعوت می‌کنم تا در این زمینه کمی معتدل‌تر باشی.
مجتبی جان، به من و شما ربطی ندارد که مردم با چه انگیزه‌ای به نوشتن وبلاگ می‌پردازند، و آیا اصلاً رونقی در بازار وبلاگستان وجود دارد یا نه. من به خواست دوستان احترام می‌گذارم که از رسانه‌ی نامحدودی به نام وبلاگ هرگونه که می‌خواهند استفاده یا سوءاستفاده کنند. انسانها همه آزادند و ما نمی‌توانیم نقش مصلحان را برایشان بازی کنیم. ضیافت‌ها – با تصوری که من از آنها دارم – به‌دنبال ایجاد حرکت و تغییر و تحول نیستند. ما فقط گفته‌ایم «ضیافت» بنابراین نمی‌فهمم که چرا اصولاً این واژه ساده و همه‌فهم را پیچیده استنباط می‌کنی و می‌گویی: «از شما میپرسم آیا تبادل نفسی این چنین را باید ضیافت بگوییم؟» بله، مجتبی جان ما به همین تبادل نفس ساده می‌گوییم ضیافت و من اشکالی در آن نمی‌بینم. تبادل نفس کردن در دنیای امروز کار ساده‌ای نیست. همین کار کوچکی که من و شما در قالب این گفت‌وگو انجام دادیم گوشه‌ای از تبادل نفس است که به اعتبار پدیده‌ی جدیدی به نام «ضیافت‌« روی داده. بدون اینکه شناخت قبلی زیادی از هم داشته باشیم.
کسی با ایده‌ات برای برقراری فوروم مشکلی ندارد. اگر فکر می‌کنی می‌توانی ایده‌ات را به واقعیت نزدیک کنی، من همین‌جا ادامه‌ی بحث‌ها را به وبلاگت حواله خواهم کرد. قصه‌ی حرف زدن و خط کشیدن در معماری هم سر درازی دارد. این نوشته‌ها می‌تواند روی خطوطی که می‌کشیم تأثیرگذار باشد اما …
با آرزوهای خوب

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۱:۳۹ ب.ظ

سلام. مطلبتان را خیلی سریع خواندم. ظرف فردا یا حداکثر پس فردا نظرم را خواهم گفت.ممنون از اطلاع دادنتان

نصیر:
منتظریم

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۳:۳۱ ب.ظ

سلام و تشکر از همفکری
من لینک شما رو در صفحه خودم گذاشتم
از آشنایی تون خوشحال شدم
در ارتباط با مسائل جدی بعد از یکمی فکر صحبت می کنم !!!
بازم مرسی

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۵:۰۸ ب.ظ

دورود بر نصیر زرین پناه
نوشته شما را و نظراتی رو که تا به حال نوشته شده بود خوندم ، از قبل هم که در جریان پیشنهاد علیرضا خان بودم ولی من در این مورد نظر خاصی ندارم و ترجیح می دم که شما بزرگترها تصمیم گیری کنید
به هر حال از اینکه در این باره زحمت می کشید و وقت می گذارید بسیار از شما سپاسگزارم

نصیر:
درود بر سیاوش کرباسی. «ما بزرگتری» برای تصمیم گیری وجود نداره. همه با هم تصمیم می گیریم.

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۵:۴۹ ب.ظ

MessageCell {direction: rtl; border-top:1px dashed #999; padding-top:15px; padding-bottom:10px; padding-left:10%; padding-right:10%;text-align:justify; }
.byline { font-family:Tahoma; font-size:11px; color:#666; text-align:right; }
textarea { font-family: tahoma;font-size: 9pt;color: #000000;background-color: #FFF;border-style: solid;border-width: 1px;border-color: #000000;font-weight:normal;text-align: right;Direction:rtl;}
این کد ها رو با کدهای
haloscan
در بخش
Stylesheet
عوض کنید

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۵:۵۳ ب.ظ
علیرضا:

سلام
در مورد مجله اینترنتی فکر می کنم که اولا بقول نصیر چندان عجله ای نیست ایده ایست که باید پخته شودو درموردش از مجله های اینترنتی دیگر تحقیق کرد
دوم اینکه در صورت اجرا بهتر است مثل یک مجله و با اصول دموکراتیک اداره شود (شورای سردبیری یا مثل آن توسط اعضا انتخاب شود)و دوستان مطلب خود را در تاریخ معینی بفرستند و منتشر شود. می شود خارج از دنیای مجازی، از متفکرین معتبر مقاله هایی را آورد. با دخل و تصرف یا دسته بندی آن چندان موافق نیستم به عبارت دیگر استاد و دانشجو در فضای وبلاگی معنی ندارند همه از هم یاد می گیریم و مغز نوشته ها در دراز مدت بطور طبیعی به افراد وزن می دهد. طبق گفته درستِ مجتبی برای اینکه نوشته ها روسپی نشوند و کیفیت بالا بیاید باید مهربانانه و با صراحت همدیگر رانقد کنیم و گفتگو ها بیشترشود (بارها گفته ام) پیشنهاد فاروم هم عالی است که می تواند گاهی با مجله جوینت شودو بعد از هر ضیافت ، آن تاپیک به بحث آزاد گذاشته شود
این ایده ها با ترس و دلهره گفته میشود و مسلمن تا تمامی جوانب در نظر گرفته نشود هیچ تغییری جایز نیست.
از مجتبی هم در خواست می کنم که با نگاه انارشیستی اش نقد را شروع کند و شروع کننده گفتگودر بلاگ خود و دیگران باشد و از من هم شروع کند تا اتود های فاروم هم مثل مجله کم کم زده شود

منتظر نظر دیگر دوستان و کورش عزیز هستیم

نصیر:
علیرضا جان،
ایده‌ات جامع و کامل است ولی وقت و انرژی زیادی باید صرف عملی کردن این کار شود. بنابراین فعلاً آرزو می‌کنیم که ایده‌‌ی نشریه الکترونیکی در قالبی شایسته و در آینده‌ای نه‌چندان دور محقق شود.
مجتبی می‌تواند دیدگاه‌های انتقادی‌اش نسبت به من را هم خیلی صریح در وبلاگش منتشر کند. آن وقت بصورت عینی‌تری با دنیای ذهنی‌اش آشنا خواهم شد.

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۷:۲۷ ب.ظ

سلام آقای زرین پناه
من نظرم اینه که به این نهال نو نرسته عجالتا ً دخیل نبندیم!
گمانه زنی در باب این که کسی برای قبول بار مسوولیت امور فنی چنین پیشنهادی آیا هست یا خیر البته کاری است شایسته.
اما در این مرحله فکر می کنم لختی درنگ جایزتر است.
پایدار باشید.

نصیر:
آقای پارسا، حرف‌تان کاملاً منطقی است. ممنون از این پیشنهاد.

جمعه ۱۰ اسفند ۱۳۸۶ | ۷:۵۱ ب.ظ

با سلام و درود
میزبانی ضیافت پنجم را تبریک می گویم
با مجله هیچ مخالفتی ندارم اما فکر می کنم تاسیس مجله نباید مانع از ادامه ی ضیافت ها شود چرا که ضیافت ها خود پدیده ای بدیع هستند و نسبت به یک مجله مزایایی دارند :
۱) در یک مجله مطالب گزینشی هستند اما در ضیافت ها هر کسی امکان حضور دارد
۲/) در مجله امکان نقد به صورتی که ضیافت ها هست وجود ندارد چرا که مطالب به طور همزمان منتشر می شوند و پس از آن نمی توان نوشته ای به نوشته ها افزود.
۳) همانطور که شاهد بوده ایم ضیافت ها باعث رشی کیفی نوشته ها می شوند چون امکان مطالعه ی نوشته ی دیگران وجود دارد و هر نوشته ای می تواند در تداوم یا تکمیل یا نقد نوشته ی قبلی باشد.
۴) تنوعی که در ضیافت ها هست در مجله یا حتی فوروم نیست چون هر میزبان خلاقیت هایی دارد و می تواند در موضوع و نحوه ی برگزاری نوآوری کند.
۵) مجله ها انحصاری می شوند اما در ضیافت هر کسی می تواند شرکت کند یا نکند
۶) ضیافت ها قابلیت این را دارند که از دل خود مجله یا فوروم بزایند.
البته کم و کاستی هایی هم در ضیافت ها هست از قبیل اینکه ممکن است مطالب معمولی و غیر علمی زیادی داشته باشیم اما آن به این می ارزد.
در نهایت نظر من این است که ضیافت ها را به همین شکلی که هست داشته باشیم و اگر مجله یا فوروم می خواهیم در کنار آن باشد.
با تشکر فراوان

نصیر:
کورش جان سلام،
به نظرم به بحث گذاشتن مسائلی از این دست فقط با انگیزه‌ی پیشرفت و جلوگیری از تکرار در فضای ضیافت‌ها صورت می‌گیرد. بنابراین تأکید را صرفاً روی راه‌اندازی مجله نمی‌دانم و از هر اقدامی که مسیر ضیافت‌ها را بصورت جمعی و غیرانحصاری یک گام به جلو ببرد، استقبال می‌کنم. فراموش نکن که میزان استقبال از ضیافت‌ها می‌تواند تدریجاً به دلیل یکنواختی یا عوامل دیگر، کاهش چشمگیری پیدا کند.
با توجه به نظریاتی که تا این لحظه ارائه شده، به نظر می‌آید که تمایل اکثریت به تداوم ضیافت‌ها به همین شکل «میزبان-محور» فعلی‌اش باشد.

شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ | ۸:۱۸ ق.ظ

با سپاس فراوان از شما دوست عزیز آقای نصیر زرین پناه
با نهایت دقت و نظارتی کامل بر ضیافتهای وبلاگهای معماری ، خلاصه این چند ماه که بر این ضیافت چه گذشت به تصویر کشیدید
اما دررابطه با اینکه این ضیافتها چه عملکردها و چه تاثیراتی بر وبلاگها و نوشته های معماری گذاشته است نپرداختید
البته این ۴ ضیافت برگزار شده به نوبه خود پر رونق و پر محتوا بودند و با موضوعات خود ذهن وبلاگنویسان را برای هدفی مشخص به سوی آن موضوع هدایت کرد
ولی در پایان هر ضیافت هیچ گونه جمع بندی صورت نگرفت که ببینیم بعد از یک ماه تلاش برای هر ضیافت برگزار شده چه فواید و چه مشکلاتی به سرانجام رسیده است و آیا معماری و نوشته های مربوط به معماری را به سوی جلو و هدفی خاص هدایت کرده است یا نه.
نظرات خودم را در مورد ضیافت پنجم بعدا اعلام خواهم کرد
و در پایان میزبانی ضیافت پنجم را به شما تبریک می گویم
با تشکر از دوست عزیزم نصیر زرین پناه

نصیر:
جناب منفرد عزیز،
من فکر نمی‌کنم که این ضیافت‌ها کوچکترین تأثیری در دنیای نظری یا عملی معماری داشته باشند. در واقع تأثیر مستقیمی ندارند ولی بصورت غیرمستقیم می‌توانند بسیار تأثیرگذار باشند. در واقع من این ضیافت‌ها را بیشتر بهانه‌ می‌دانم. بهانه برای بودن و حضور داشتن. برای خواندن. برای نقد کردن. برای گفتگو کردن.
در مورد ارائه‌ی یک جمع‌بندی کلی در پابان هر ضیافت توسط میزبان، من هم با شما هم‌نظر هستم.

شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ | ۹:۳۳ ق.ظ

sallam agha nasir ,mizbanie ziafate 5om ro behet tabrik migam ,omidvaram mese baghie movafaghiatat tu inja ham movafagh bashi

نصیر:
ممنون حسام جان

شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ | ۹:۳۸ ب.ظ

سلام
باز هم من خوب متوجه نشدم. اگر قرار باشد آن ماهنامه صرفا لینکی به کل مطالب ارسال شده به یک میزبان نباشد و هر کس مستقلا مطلبش را مستقیم در آن قرار دهد کمی این فلسفه میزبانی و این حس که شما با میزبان خاصی سر و کار دارید زیر سوال نمی رود؟ اگر من بد فهمیده ام ببخشید.

نصیر:
مرتضی جان،
همانطور که در نوشته‌ی علیرضا آمده، ایده‌ی دوماهنامه چیزی فراتر از لینک دادن صرف به مطالب میهمانان است. میزبان می‌تواند وظایف فعلی‌اش را حفظ کرده و در خانه‌ی جدیدی به نام دوماهنامه مطالب میهمانان را (شاید با اندکی دخل و تصرف) منتشر – و نه لینک – کند. عملی کردن این ایده در هر صورت بسیار دشوارتر از برگزاری ضیافت‌ها به شکل کنونی‌اش است و ما را به سمت دیگری هدایت می‌کند که شاید مورد تأیید اکثریت نباشد.

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۳:۳۰ ق.ظ

سلام. نمی دانم واقعا کدام روش بهتر است. اما فکر می کنم همانطوری که جناب رفیعی گفته اند البته اگر متوجه شده باشم حس و حال این ضیافت های وبلاگی با انتشار ماهنامه الکترونیکی بسیار متفاوت است. شخصا نگران حواشی مسئله هستم که کل جریان را تحت الشعاع قرار دهد. شاید هنوز باید زمانن بگذرد تا بتوانیم چنین رخدادی را ارگانیزه کنیم. با این حال اگر قرار بر طراحی یک سایت شد من می توانم از یکی از دوستان که نمی دانم در جریان این برنامه ها هستند یا نه برای همکاری و مساعدت سئوال کنم. نطرات بقیه را دنبال خواهم کرد

نصیر:
خانم شاهرخی،
ممنون که برای طراحی سایت از طریق دوستان اعلام آمادگی کردید. اگر نیاز به انجام چنین کاری شد، حتماً همینجا تقاضای همکاری خواهیم کرد.

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۸:۵۸ ق.ظ

با سلام خدمت جناب آقای نصیر زرین پناه
قبل از هر چیز به شما خسته نباشید می گم
از پیشنهاد راه اندازی یک سایت برای برگزاری ضیافت وبلاگهای معماری واقا خوشحال شدم
چون هم مطالب در یک پایگاه جمع آوری می شود و هم این که در پایان هر ضیافت می توانیم به یک جمع بندی مناسب برسیم
این پایگاه میتواند با عنوان نشریه‌ی الکترونیکی دو ماهنامه ضیافت وبلاگهای معماری راه اندازی شود و با یک اسم مخفف برای دامین
من در زمینه طراحی سایت و راه اندازی آن اطلاعات کافی رو دارم و همچنین چند تن از دوستانم هستند که می توانند مرا در این مورد یاری دهند
از آنجا که این دو ماهنامه باید صفحه ای جذاب و معمارانه داشته باشد و نگاهی به کلیات ضیافتها را در بر بگیرد
اگر همه دوستان معمار و وبلاگنویسان به من این اجازه را دهند ، این کار را انجام خواهم داد

نصیر:
آقای منفرد،
من در پستی جداگانه به اعلام آمادگی شما برای طراحی و راه‌اندازی سایت اشاره خواهم کرد تا در صورت موافقت عمومی به شما برای انجام این کار مراجعه کنیم.

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۱:۵۶ ب.ظ
زهرا غیور:

با عرض سلام ووقت بخیر
با راه اندازی سایتی که مجموعه ی مطالب و چکیده وخلاصه آنها را در بر داشته باشد موافقم…ولی در حاشیه نه در متن اصلی ضیافتها …به گمانم در مورد ایده های تازه در باب ضیافت های معماری توجه به حفظ روح وکالبد اولیه آن ضروری می نماید.
با آرزوی موفقیت برای شما
وتبریک به مناسبت میزبانی ضیافت پنجم
…موفق وپیروز باشید

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۴:۵۶ ب.ظ

سلام آقای زرین پناه
با عرض سلام و تبریک برای میزبانی پنجم و تشکر فراوان از آقای میر غلامی که میزبان خوبی در ضیافت چهارم بودند.
شاید تکرار گفته هایم درست نباشد، چرا که من از ابتدا با بازه ۲ ماه موافق بودم. اما در مورد اینکه مطالب بصورت یک مجموعه و در یک نشریه الکترونیکی یا وبلاگ منتشر شوند مخالفم، چون وقتی هر کس در وبلاگ شخصی خودش اقدام به ارائه مطلب می کند و میزبان نیز با دادن لینک به مطالب مهمانان اشاره می نماید، فرصتی بدست می آید تا با وبلاگ سایر عزیزان آشنا شویم و حتی نگاهی به یادداشتهای گذشته دوستان بیاندازیم، که این امر بسیار خوب و مهمی است. من حتی ارائه عینی یادداشتهای نوشته شده را هم، در وبلاگ میزبان کار درستی نمی دانم چون باعث پراکندگی و کم شدن نظرات و گفتگو ها در وبلاگ نویسنده مطلب می شود. در خاتمه من هم همانند جناب رفیعی ترجیح می دهم ضیافت ها بر طبق روال قبلی خود باشد اما در بازه ۲ماهه.
ممنون و سپاسگزار

نصیر:
سلام آقای بدر
نظر شما کاملاً منطقی و مستدل است. ممنون که هم‌فکری کردید.

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۵:۵۶ ب.ظ

انتخاب وبلاگ شما به عنوان میزبان ضیافت پنجم هوشمندانه بود.

نصیر:
از چه نظر؟

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۶:۳۰ ب.ظ

سلام میزبان نو!
نظر من خودش یک پست شد!!
آن را در سایتم گذاشتم.
موفق باشی.

شیرازی

نصیر:
یادداشت را از اینجا بخوانید
http://thirdlayout.persianblog.ir/post/165

یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۶ | ۸:۱۸ ب.ظ
Mirgholami:

I am also on Mr.Shirazi’s side!!

دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ | ۷:۳۵ ق.ظ

اگر منظور از تشکیل یک پایگاه با عنوان دو ماهنامه ضیافت وبلاگهای معماری آن است که تمامی مطالبی را که وبلاگنویسان نوشته اند و میزبان آن ضیافت پذیرای این حرکت است و تمامی لینکهای وبلاگها را با عنوان نوشته هایشان در وبلاگ خود قراد دهد و در پایان جمع بندی صورت گیرد و در نتیجه این لینکها با عنوان آن ضیافت و با نام میزبان در این پایگاه قرار گیرد و هیچ گونه تغییر و یا عدم تایید در آن نباشد و تمامی مطالب با نام خود نویسنده و نام وبلاگ مربوطه در آن پایگاه ثبت شود معنا و مفهوم پیدا می کند.
و همچنین هیچ گونه نام سردبیری و یا مثل این نباید وجود داشته باشد و تا پایان این میهمانی تمامی لینکها و نوشته ها در وبلاگ میزبان خواهد ماند و در پایان ضیافت این امر صورت گیرد.
چرا که کسانی که به این پایگاه و ضیافت خاصی مراجعه می کنند باید بتوانند به راحتی به هر کدام از نوشته ها دسترسی داشته باشند.
مهم تر از همه آن است که هیچ مطلبی در این پایگاه قرار داده نشود بلکه فقط لینک وبلاگها موجود باشد.
همچنین می توان این ضیافتها را با عنوان یک خبرنامه که فقط لینک وبلاگها در آن موجود است برای تمامی بازدیدکنندگان ارسال کنیم.
نظرات من در رابطه با این دو ماهنامه این چنین است. ولی در نهایت هرچه نظر جمع بود من هم با آن موافقم

دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶ | ۹:۱۷ ق.ظ

زرین پناه عزیز ممنون از اشاراتی که به صورت موجز به روند این هم اندیش ها اشاره کردید اما بنده معتقدم همین روند ساده و میزبانی در وبلاگ ها بهترین روش برای تداوم این ضیافت هاست. ایجاد یک دوماهنامه‌ی الکترونیکی که متاسفانه دوستان بسیاری نیز در گذشته به آن پرداختند و به جز چند مورد دیگر از تداوم برخوردار نبودند شاهدی است بر این مدعا که حارج شدن مطالب از حوزه وبلاگ ها و انتشار در یک پایگاه باعث کاهش کمیت و کیفیت این مطالب خواهد شد . اصولا قلم زدن در فضاهایی که چهارچوب های خاصی برای آن تدوین کنند کمی سخت و محدود خواهد شد و باز هم بر این نظر معتقدم که فضای باز و خلاقانه ( مثلا طراحی وبلاگ لینک دهنده - آشنایی با دیگر مطالب وبلاگها - نوع فونت مطلب - عکس های انتخابی - متن آزادانه اما در محدوه موضوع و … ) همگی به نوعی وبلاگ نویس را ترغیب میکند در محیط وبلاگ قلم بزند و بس . و در نهایت اگر دغدغه آرشیو این مطالب وجود دارد هر میزبان میتواند با گردآوری تمام مطالب منتشره در هر ضیافت در محیط ساده word و تبدیل آن به فرمت هایی چون pdf راه ساده ای است برای حفظ این مطالب .

سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۶ | ۵:۰۹ ب.ظ
hanieh:

salam
man be tore etefaghi ba shoma ashna shodam.
man licenc graphique az iran daram va darhale hazer strassbourg hastam va design mikhonam.dar bakhshi az darsam architecture daram ke mano dochare moshkel karde,albate daram sayamo mikonam ta yad begiram ,khoshhalam az inke in forsat ro peida kardam ta hoze digei az honar o tajrobe konam
va hamintor khoshalam az inke shomaha ro peida karda ,faal o jedi.omidvaram hamishe movafagh i bashid
hanieh

شنبه ۹ آذر ۱۳۸۷ | ۱:۳۲ ب.ظ
لطفا نظر دهید

Designed by BPL & PRT. Translated to Persian & RTL by P30design.