Saturday, January 28, 2006

مهرداد یزدانی

در حین مرور طرحهای رسمی و غیر رسمی پیشنهادی برای شرکت در مسابقه طراحی برجهای جدید مرکز تجارت جهانی در نیویورک، تصادفاً به نام مهرداد یزدانی، یک معمار ایرانی الاصل مقیم لس آنجلس برخورد کردم. از آنجا که این مسابقه درعرصه بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و محلی برای عرض اندام چهرهای معتبر و شناخته شده معماری به شمار می آید، ایرانی بودن بودن این نام و حضورش در کنار نام بزرگان معماری، کنجکاوم کرد تا در مورد این شخص ناشناس اطلاعات بیشتری به دست بیاورم.

موتور جستجوی گوگل، اولین و ساده ترین راهی بود که می توانستم از آن استفاده کنم و با تایپ نام مهرداد یزدانی به حروف لاتین، توانستم اطلاعات نسبتاً جامعی از این شخص و فعالیتهای حرفه ایش به دست آورم. اینکه او در چه سالی متولد شده، از چه دانشگاهی فارغ التحصیل شده، در طراحی په پروژه هایی شرکت داشته، در چه دفاتری فعالیت داشته و چه جوایزی را در مسابقات معماری کسب کرده است. در واقع، همه اطلاعات لازم برای آشنایی اولیه و مقدماتی. انتشار کتابی از او و آثارش و همچنین شرکت او در نمایشگاهی در موزه هنرهای مدرن نیویورک، تا حدودی شناخته بودن این نام در عرصه جهانی نشان می داد. اما در کمال تعجب، هیچ صفحه ای در پهنه اینترنت پیدا نکردم که نام این فرد را با نگارش فارسی اش در خود جای داده باشد. بر مبنای اطلاعات انگلیسی و سوابق حرفه ای مربوط به مهرداد یزدانی، او را نمی توان معماری ناشناس در عرصه جهانی به شمار آورد ولی اینکه چرا او در سرزمینی مادری اش ناشناخته مانده، مقوله ای است که به بررسی بیشتر نیاز دارد

منبع تصویر
Imagining Ground Zero

Saturday, January 21, 2006

Studio Hochbau

بالاخره تمام شد. جدی ترین پروژه درسی ای که در دوره جدید تحصیلی ام در اتریش با آن مواجه بودم، روز گذشته و در قالب یک فعالیت گروهی به اتمام رسید


تفاوتهای عمده ای که در مجموع پس از گذراندن این دوره، در مقایسه با طرحهای گذرانده در ایران می توانم به آنها اشاره کنم، بدین شرح است

یک) در اینجا برخلاف واحدهای طراحی ایران که یک استاد محور کلیه فعالیتهای آتلیه و راهنمایی طرحهای دانشجویان است، یک انستیتو وظیفه هدایت و پیشبرد پروژه های دانشجویی را بر عهده دارد. یعنی دانشجو برای کار، مجموعه ای از اساتید (حدوداً 10 نفر) را در پیش روی خود می بیند و برای کرکسیون می تواند هر بار بسته به موضوع مورد بحث و تخصص استاد دست به انتخاب بزند و به یکی از آنها مراجعه کند. البته این حالت ایده ال قضیه است و ممکن است که دانشجویان بدون توجه به برنامه زمان بندی حضور اساتید در انستیتو، هر بار بصورت اتفاقی با اساتید مختلف مواجه شوند

دو) آتلیه به مفهومی که در ایران رایج بود، وجود ندارد. انستیتو محل ملاقات و کرکسیون با اساتید است و در واقع این دانشجو است که برای مشاوره به نزد استاد می رود و از او راهنمایی می خواهد. دیگر از کلاس و آتیله ای که یک استاد اداره کننده آن باشد و دانشجویان موظف به حضور در آن و ارائه کارهایشان باشند، خبری نیست. همه چیز به خواست و اراده دانشجو واگذار شده ، روز و تاریخ ثابت و معینی برای کرکسیون به دانشجویان تحمیل نمی شود. درب انستیتو تقریباً همه روزه بر اساس یک برنامه زمانبندی ترتیب حضور اساتید باز است و حضور و غیاب بر پایه دفعات کرکسیونها صورت می گیرد. بعلاوه، حوزه تخصص اساتید از یکدیگر تفکیک شده اند و برای طراحی معماری، سازه، تاسیسات و ... می توان به استاد صاحب نظر در حوزه مربوطه مراجعه کرد

سه) کانسپت و ایده اولیه نقش بسزایی در ارزشگذاری نهایی طرحها بازی می کند. در صورت فقدان این کانسپت و عدم رعایت پروسه طراحی، احتمال پذیرش پروژه بسیار ضعیف می شود. بعلاوه، مردود دانستن و عدم پذیرش پروژها در اثر ضعف محتوایی و ضعف در ارائه در اینجا یک مسئله بسیار معمول و جا افتاده ای به شمار میرود و هر انستیتو سعی می کند برای حفظ نام و جایگاه خود در کل دانشکده، به معیارهایی که برای ارزشگذاری پروژه ها تعیین کرده، وفادار بماند

چهار) حضور فیزیکی دانشجویان در روز تحویل پروژه الزامیست. دانشجو موظف است که مجدداً در روز تحویل، به دفاع از پروژه خود در برابر سایر دانشجویان بپردازد و پاسخگوی سئوالات و ابهامات موجود در نزد اساتید باشد. شاید در ایران تنها پروژه ای که موظف به دفاع از آن در همان روز تحویلش هستیم، پروژه دیپلم یا همان پایان نامه باشد ولی نباید از تاثیر بحثها و گفتگوهایی که در روز تحویل در می گیرد به آسانی گذشت

پنج) دوره زمانی کار بر روی یک پروژه الزاماً به یک ترم و یک دوره کاری 3 یا 4 ماهه محدود نمی شود و بر اساس حجم و وسعت کار این مدت قابل افزایش است

شش) با توجه به وسعت فضای دانشگاه و تعدد دانشجویان معماری، اینترنت ابزار مهمی در اطلاع رسانی و آگاهی دانشجویان از رخدادها و فعالیتهای جدید دانشگاهی و ارائه منابع دیجیتال برای شروع طراحیها به شمار میرود تا آنجا که به جرات می توان گفت که با حذف اینترنت، بخش عظیمی از نظم و ترتیب موجود مختل خواهد شد. صفحات شخصی که در وب سایتهای انستیتوها به هر دانشجو اختصاص داده شده و امکان ثبت نام و انتخاب واحد آنلاین و برقراری ارتباط از طریق فورومها را مهیا می کند، نمونه ای از این تاثیر را نشان می دهد

Saturday, January 07, 2006

تجدید نظر

دیشب در حین خواندن بعضی از وبلاگهای فارسی که همیشه به آنها سر می زنم، با کلیک بر روی چند لینک بهم مرتبط، به دنیای جدیدی هدایت شدم و با نوعی از ادبیات وبلاگ نویسی آشنا شدم، که خواندنش و دیدن واژه های بعضاً ناپسند به کار رفته در آن، برایم عذاب آور بود. نویسنده ای در مقام پاسخگویی به نویسنده دیگر بر آمده بود اما این پاسخگویی بیشتر به تحقیر طرف مقابلش می مانست تا پاسخی منطقی و روشنگرانه به او. می دانید، دلم لحظه ای گرفت و ترجیح دادم که از این پس در مورد لینکهای کنار صفحات کمتر کنجکاوی بخرج دهم و کارم را به همان چند وبلاگ ثابتی که روزانه مطالعه می کنم، خلاصه کنم. خوشبختانه همشهریهای وینی وبلاگهای خواندنی ای دارند. به گونه ای می نویسند، که همیشه منتظر خواندن پستهای جدیدتر و مطالب تازه ترشان هستم.

Tuesday, January 03, 2006

رسانه و ارتباط

تابستان وقتی در ایران بودم، شنیدم که سیما مجموعه برنامه ای تحت عنـوان مهاجران تدارک دیده که در آن با ارائه گزارشی مستند، چهره های برتر جامعه ی ایرانیان خارج از کشور، که در عرصه های علمی و فرهنگی به موفقیتهای بین المللی دست یافته اند، به هموطنان داخل کشور معرفی می گردند. یکی از ایرانیهای موفقی که فعالیتهایش در یکی از قسمتهای این مجموعه مورد بررسی قرار گرفت، دکتر "آرمین محسن دانشگر" از فارغ التحصیلان سابق و از اساتید فعلی معماری در دانشگاه فنی وین بود. متاسفانه همزمان با پخش این برنامه، در سفر بودم و امکان تماشای آنرا پیدا نکردم ولی بعد از شنیدن واکنشهای مختلف دوستان و افرادی که به تماشای این برنامه نشسته بودند، کنجکاو شدم که پس از بازگشت به وین و شروع مجدد سال تحصیلی، در مورد این استاد ایرانی موفق، که در دانشگاه ما، مشغول به تدریس است، تحقیق بیشتری کنم. شناخت من از او تنها به یکی از جلسات معارفه ی واحدهای طراحی محدود میشد. با وسعت و تنوعی که در انتخاب واحدهای درسی بر اساس علایق شخصی هر دانشجو وجود دارد، گزینه های متعددی برای انتخاب بر سر راهم قرار داشت و من ترجیح دادم که آن ترم، به جای حضور در کلاس آقای دانشگر، در استودیویی دیگری به میزبانی انستیتویی دیگر شرکت کنم. در مجموع فکر می کنم که 5 استاد ایرانی در انستیتوهای محتلف رشته معماری، در دانشگاه وین مشغول به تدریس هستند اما در میان این تعداد تنها همین دکتر دانشگر است که ارتباطی مستقیم با جامعه دانشگاهی ایران دارد و برای دانشجویان ایرانی شخصیت شناخته شده ای محسوب می شود. اینکه این شناخت و ارتباط تا چه حد مرهون برنامه مهاجران بوده است، خود نکته ای قابل تامل است. بدون شک، انعکاسهای ناشی از پخش این برنامه، کارکرد مثبتی در برقراری این ارتباط داشته است. سخنرانی هفته گذشته آقای دانشگر در حضور 1800 دانشجوی دانشگاه آزاد همدان، هم نکته ای در تایید تأثیر عظیم رسانه ملی در برقراری این ارتباط است که باید آن را به فال نیک گرفت. فکر نمی کنم در سالیان گذشته از سخنرانی مثلاً ماریو بوتا یا چارلز جنکز در سینما تک موزه هنرهای معاصر چنین استقبال گسترده ای به عمل آمده باشد

در مورد طراحیهای آقای دانشگر و پروژهای او در ایران و اتریش، بهترین منبع برای مطالعه، سایت شخصی اوست. بعلاوه، خواندن جدیدترین مقاله در همشهری امروز نیز به قلم آقای بهرام هوشیار یوسفی پیرامون آقای دانشگر و آثارش خالی از فایده نخواهد بود

امیدوارم که در آینده، در فرصتی مناسب و با انجام مطالعه بیشتر بتوانم، در مورد طرحهای آقای دانشگر در وین و یویژه طرح ویژه ای که برای طبقات زیر شیروانی خانه های قدیمی ارائه داده و نمونه ای از آن را در دفتر کار خود پیاده کرده است، مطالبی بنویسم. فعلاً مشغله های ناشی از روزهای منتهی به پایان ترم، فرصت هر کارِ اضافه ای را از من گرفته

تصویر زیر، تیتراژ برنامه مهاجران، قسمت مربوط به دکتر دانشگر را نشان می دهد. در پس زمینه بزرگترین سالن کنفرانس دانشگاه فنی وین با ظرفیت 643 نفر به تصویر کشیده شده است
(منبع: Daneshgar.net)