Saturday, November 04, 2006

رم کولهاوس در جایی گفته یا نوشته است:

"Where there is nothing everything is possible, where there is architecture nothing (more) is possible"

«هر جا چیزی (معماری) نباشد، هر چیزی ممکن است، و هرجا معماری باشد، چیز دیگری ممکن نیست».

برداشت اول:

معماری با آزادی در تعارض است و هر تصمیم معمارانه اقدامی در جهت محدودسازی آزادی به شمار می‌رود. پایتخت‌های اروپایی به دلیل دارا بودن معماری، عرصه را بر فعالیت‌های آزادانه تنگ کرده‌اند. شهرهای آتن، رم و پاریس به‌واسطه تاریخ و معماری تاریخی‌شان به زندانی برای شهروندان خود مبدل گرده‌اید در حالیکه آتلانتا،‌ بانکوک و لاگوس (نیجریه) بدون معماری، آزدای بیشتری در اخیتار ساکنان خود قرار می‌دهند‌.

برداشت دوم:

کولهاوس رندانه و عامدانه، از تعریف واژه "معماری" سرباز می‌زند. جمله‌ی قصار او بسان جملات سیاستمدارانی می‌ماند که در نطق‌های خود به‌گونه‌ای ناکافی و نابسنده سخن می‌گویند تا مخاطبان مختلف خود را با سلیقه‌های گوناگون راضی نگه دارند. به راستی مقصود کولهاوس از Architecture چیست؟ آیا او رسالت خود و همکارانش را در مقام یک معمار در تولید معماری طبق برداشت اول این نوشته به پرسش می‌گیرد یا سعی در قدرت‌نمایی و ارائه‌ی جایگاهی خداگونه‌ از توانایی معمارانی دارد، که عملاً با آفرینش‌های خود، هر چیزی را تحت‌الشعاع حضور خود قرار داده‌اند؟

راه بر تأویل‌های محتلف گشوده است. نظر شما چیست؟ یادمان باشد که کولهاوس نویسنده چیره‌دستی است و از متن‌هایش نباید به ساده‌گی گذر کرد.