Tuesday, November 13, 2007

سه‌‌گاهِ خانه

روایتی از کیفیت تاریخی توسعه‌ی مفهوم خانه در پاسخ به ضیافت معمارانه کوروش رفیعی

پناه‌گاه
خانه مفهومی است ازلی. دیرزمانی پیش از آنکه معماری با تصرف ساختگی فضا هستی یافته باشد، طبیعت، خانه را به شکل حفره‌ها و فرورفتگی‌های طبیعی به انسان‌های نخستین عرضه کرده بود. غارها و برآمدگی‌ صخره‌ها نه سکونت‌گاه که پناه‌گاه این انسان‌ها در برابر ناملایمات آب و هوایی و حملات حیوانات درنده بوده‌اند.

اقامت‌گاه
انسان مستقل از طبیعت برای رفع نیازش به سرپناه دست به کار ساختن خانه می‌شود. معماری در شکل مصالح مادی تجسم خارجی می‌یابد و ساختن و برافراشتن به‌منظور اقامت گزیدن دائمی یا موقت انسان و ذخیره‌ی دارایی‌هایش شکل عینی به خود می‌گیرد. اقوام کوچ‌نشین در چادر‌های پارچه‌ای ساخته‌ی دست خود اقامت می‌کنند و یکجانشینان کلبه‌های اولیه‌ی بشری را بر پایه‌ی ستون‌هایی از تنه‌ی درختان استوار می‌کنند. الگوی کلبه‌های اولیه، ساختار اصلی خانه‌ را تا دوران معاصر حفظ می‌کند و همواره سازه را به عنوان عامل اصلی تأثیرگذار بر شکل خارجی ساختمان معرفی می‌کند.

سکونت‌گاه
در بستر نیاز ارتباطی انسان‌ها با یکدیگر، خانه در کنار خانه قرار می‌گیرد و زندگی اجتماعی بشر شکل می‌گیرد. معمار، با به‌کاربستن مفاهیم اندیش‌گرانه‌ی غیرمادی و با دمیدن روح زندگی به فضاهای اقامت‌گاهی قبلی، شمایی ارتباطی از خانه و گفتمانی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی آن می‌سازد. این خانه‌ها تاریخ‌ساز می‌شوند چندان که ویلا روتوندا، خانه‌ی لوس،‌ ویلا ساووا، خانه‌ی آبشار، خانه‌ي مادر ونتوری و بسیاری نمونه‌های دیگر چنین بوده‌اند.