Thursday, February 28, 2008

ضیافت وبلاگ‌های معماری – آنچه بود و آنچه می‌خواهد باشد

شاید 15 آبان ماه 86 که کوروش رفیعی پیشنهاد نوشتن مطلبی در مورد «خانه» را در فضای وبلاگستان معماری مطرح کرد، خود کمترین تصوری از تداوم یافتن این ایده‌ تحت عنوان کلی «ضیافت‌های معمارانه» نداشت. عنوانی که در صدر فراخوان عمومی رفیعیِ میزبان قرار گرفت، جذاب و مبتکرانه بود، و مخاطبان نامحدود خود را به تکاپو برای شرکت در این میهمانی واداشت. تعداد زیادی به مفهوم «خانه» اندیشیدند، و 40 نفر از این تعداد خانه‌های ذهن‌ خود را در خانه‌های مجازی‌شان‌ منتشر کردند تا سنگ بنای خانه‌ی جدیدی در دنیای بی‌کران اینترنت بنا نهاده شود. محمدرضا شیرازی از نخستین کسانی بود که از شکل‌گیری چنین رویکردی در فضای وبلاگستان معماری استقبال کرد و در نوشته‌هایش به تئوریزه کردن جزئیات بیشتر برای تداوم ضیافت‌های معماری پرداخت. او برای روزآمد کردن دانشِ معماری به‌دنبال تحقق «گفتمان سومی» بود که در نوشته‌ها و تألیفات شخصی‌اش بارها به ضرورت شکل‌گیری آن اشاره کرده بود. در واقع رفیعی، معمارِ «میهمان‌خانه» جدید بود و شیرازی نظریه‌پرداز ویژگی‌های کیفی و تدوین‌گر قراردادی ضمنی بین میزبانان و میهمانان این خانه. کلید میهمان‌خانه برای برگزاری ضیافت دوم به شیرازی سپرده شد، و او با کلام «خلاقیت-معماری» از میهمانانش پذیرایی به عمل آورد. بیژن روحانی در دو نوبت 1 و 2 به انعکاس ضیافت وبلاگ‌های معماری در سایت رادیو زمانه پرداخت، و این از نخستین نشانه‌های توجه به این حرکت جمعی در رسانه‌‌ای عمومی و غیر شخصی بود.

فضای رویدادی‌ها در آستانه‌ی یکسالگی وبلاگشان، به عنوان صاحب‌خانه‌ی جدید برای برگزاری ضیافت سوم برگزیده شدند. برخلاف دو میزبان قبلی، دو میزبان جدید، موضوعات مورد نظر را در یک نظرسنجی به رأی عمومی گذاشتند و درنهایت «نقد نظام آموزش معماری» را از میان موضوعات پیشنهادی برگزیدند. موضوع انتخابی آن‌چنان ملموس و فراگیر بود که طیف وسیعی از میهمانان را به شرکت در این ضیافت واداشت و در پایان مجموعه مطالبی منتشر شد که هر کدام از دریچه‌ای به ناکارآمدی‌های نظام آموزش معماری در دانشکده‌های معماری ایران اشاره داشتند. ایران‌شهرِ مرتضی میر‌غلامی آخرین توقف‌گاه میهمانان در آوردگاه ضیافت چهارم وبلاگ‌های معماری بود. میرغلامی در طرح موضوعات پیشنهادی از محدوده‌ی مباحث کلی معماری فاصله گرفت و موضوعات خاص‌تری را با رویکرد میان‌رشته‌ای به اجماع عمومی گذاشت. «خیابان» انتخاب نهایی حاصل از رأی‌گیری بود. میرغلامی در دوره‌ی یک‌ماهه‌ی میزبانی‌اش، «میهمان‌نواز»ی تمام‌عیار بود و با آغوش گشاده به استقابل میهماناش رفته، حضور اندیشه‌هاشان را خیرمقدم گفت.

حدود 4 ماه از نخستین فراخوان کوروش رفیعی سپری شده و این دوره‌ی چهارماهه با برگزاری 4 ضیافت وبلاگی همراه بوده است. به‌نظر می‌آید گفتمان معماری جدیدی – هرچند پراکنده و نامنسجم – در عرصه‌ی اینترنت در حال شکل‌گیری است که باید مورد توجه قرار گیرد و از تلاش شرکت‌کنندگان در این ضیافت‌ها – چه میهمان و چه میزبان – برای فراهم آوردن فضایی سازنده‌ برای گفتگو و هم‌اندیشی سپاسگزاری گردد. طرح نوشته در آستانه میزبانی ضیافت پنجم قرار گرفته و از دومیزبانی قبلی که او را شایسته برای پذیرش مسئولیت میزبانی تشخیص داده‌اند، سپاسگزار است.


آز آنجایی که آخرین اجماع عمومی بر این بوده تا ضیافت‌ها در یک بازه‌ی زمانی دوماهه برگزار شود، فرصت مناسبی فراهم آمده تا قبل از فرارسیدن نوروز، در مورد چند و چون ادامه‌ی ضیافت‌ها به بحث و تبادل نظر بپردازیم. پیشنهاد علیرضا تغابنی مبنی بر راه‌اندازی یک دوماهنامه‌ی الکترونیکی گزینه‌ی مناسبی به نظر می‌رسد و بدون تردید تحقق آن، شکل بهتری به آرشیو مطالب تولیدشده و تسهیل دسترسی به آنها در مراجعات آینده خواهد داد. به این ترتیب میزبان‌ها می‌توانند در هر شماره‌ی این دو ماهنامه نقش سردبیر یا دبیر مجموعه را ایفا کرده و علاوه بر انتخاب موضوع برای هر شماره، فضا را برای مشارکت بیشتر دوستان و شکل‌گیری فضای گفتگو آماده کنند. برای دستیابی به چنین پایگاهی بیش از هر چیز نیاز به یک مشاور فنی داریم تا زحمت طراحی و راه‌اندازی چنین سایتی را بر عهده بگیرد. نامی که به ذهن من می‌رسد، ایمان بستامی است هر چند که خود او ممکن است به خاطر تجربه‌ي قبلی‌اش در برگزاری مسابقه‌ی وبلاگ‌های معماری راضی به انجام چنین کاری نباشد. من می‌توانم در زمینه‌ی ثبت دامنه و فضا همکاری کنم ولی قطعاً دانش فنی راه‌اندازی چنین پایگاهی را ندارم. اجباری هم نیست که این پایگاه را حتماً به ضیافت پنجم برسانیم، بلکه تولد این نشریه‌ی الکترونیکی می‌تواند مثلاً از شماره 10 و به‌مناسب برگزاری دهمین ضیافت ما باشد. برخلاف نظر میرغلامی، فکر می‌کنم این مجله‌ی اینترنتی باید هویتی مستقل داشته و صرفاً تک‌صفحه‌ای لینک‌دهنده به مطالب اصلی نباشد. عنوان این دوماهنامه هم همانطور که گفته شده به نظرخواهی گذاشته خواهد شد.

پس من و ما همگی منتظر شنیدن نظرات و پیشنهادات هم می‌مانیم. همین‌جا. در مورد پیشنهاد بالا و یا هر ایده‌ای که فکر می‌کنید یاری‌دهنده است. در مورد انتخاب موضوع برای برگزاری ضیافت بعدی هم در پستی جداگانه تا قبل از شروع تعطیلات سال جدید پیشنهاداتم را مطرح خواهم کرد. ممنون و خسته نباشید.

Sunday, February 10, 2008

اینجا تهران است

تهران هم‌آنی است که بود، هم‌آنی که باید باشد. هیچ ساختمان و برج و بارویی در این شهر شاخص‌تر و دیدنی‌تر از رفتار پیچیده و عجیب و غریب ساکنانش نیست. اگر مثلاً برای درک پیچیدگی «حجم خارجی مجسمه‌وار»* ساختمان جدید سینما آزادی بعد از غیبت ده ساله‌اش، نگاهی نه‌چندان عمیق کفایت می‌کند، برای پی‌بردن به شیوه‌ی رفتاری مردمِ شهر، باید علاوه بر ایرانی بودن، زمان به‌مراتب طولانی‌تری را به مشاهده‌ی روزمره‌گی‌های افرادِ پیرامون خود اختصاص دهید.

برای اینکه از حق کار و زندگی فعالانه در تهران برخوردار شوید باید قبل از هر چیز عادت‌واره‌های* مردمانش را درونی کنید. در واقع اصول هم‌رنگ‌شدن با هم‌شهریان را فرا بگیرید هر چند که به‌کارگیری این اصول برخلاف خواست باطنی‌تان باشد. استقلال می‌تواند به‌تنهایی هزینه‌بَر و دردِسرساز باشد، پس از خواست باطنی‌تان در جهت بیشینه‌سازی منافع فردی صرف‌نظر کنید. از نظر شخصی منفعل باشید تا مسیر دسترسی به اهداف‌ فعال شود. مدعی باشید و توانایی‌های هیچ هم‌کار و هم‌صنفی را تأیید نکنید، هرچند که برای حفظ رابطه، مجاز به مجیزگویی در حضور همین هم‌کار و هم‌صنفِ کارنابَلَدِ هستید. رابطه همه‌جا مهم است. اینجا مهمتر. سرتان همه‌جا باشد غیر از کاری که مسئولیتش را بر عهده گرفته‌اید. در خلوت از زمین و زمان گلایه کنید ولی از انتقاد علنی چشم بپوشید، چرا که این‌کار نه به‌صرفه است و نه امیدی به بهبود شرایط از طریق پرسش‌گری وجود دارد. جا ماندن از قافله خطرناک است. باید خودتان را در همه‌ی امور صاحب‌نظر بدانید. دل‌سوزی نه کار شما، بلکه «وظیفه‌»ی افرادی است که بهره‌ی کمی از ضریب هوشی برده‌اند. حماقت «دیگر» بس است. بس. به تئوری توطئه اعتقاد داشته باشید، ولی در نهایت مسیر ترقی و پیشرفت خود را در یکی از کشورهای خارجی، در شهرهای اروپایی و آمریکایی جستجو کنید.

عادت‌های شرطی‌شده، طبیعت ثانویه‌ی گستره‌ی وسیعی از ماست که ناخود‌آگاه در زندگی، تحصیل و کار روزمره بازتولید می‌گردد.


* نقل از نوشته‌ی بابک شکوفی در ماهنامه‌ی فیلم شماره 374
* «عادت‌واره» یا خصلت، ترجمه‌‌ی واژه‌ی Habitus در ترمینولوژی پیر بوردیو، جامعه‌شناس معاصر فرانسوی است.