Monday, March 24, 2008

موضوع ضیافت پنجم: «از فضا»

نتایج نظر خواهی برای انتخاب موضوع ضیافت پنجم به شرح زیر اعلام می‌شود:

موضوع اول: معمار کیست؟
5 نظر موافق: سیاوش کرباسی، پوریا پارسا، محمدرضا شیرازی، مهران بایرام‌زاده، محمد موسویان

موضوع دوم: مسابقات معماری
3 نظر موافق: هادی مناف‌زاده (همچنین موافق موضوع 3)، الدوز فضلعلی، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع 3)،

موضوع سوم: از فضا
20 نفر موافق: کورش رفیعی، حمید مهرو، علی توکلی دینانی، هادی مناف‌‌زاده (همچنین موافق موضوع 2)، محمود اکبری، سمیرا شالچی، زهرا غیور، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع 2)، امیررضا محمودزاده، آزاده رشید شمالی، سفالینه، مرتضی میرغلامی، علیرضا تغابنی، محمد منفرد، فرهاد شرفی، محمد باغبان فتوت، سارا ثابت، محمد حامد، خشایار کاشانی‌جو، مرتضی نیک‌فطرت
2 نظر مخالف: کمال یوسف‌پور، مهران بایرام‌زاده

نظرات ایمان رئیسی، نینا شاهرخی، هومن فروغمند اعرابی و لیدا امینیان به دلیل عدم اشاره به گزینه‌ی خاصی در نتایج نظرسنجی گنجانده نشده است.

به این ترتیب موضوع سوم که عنوانش را به عبارت مختصر «از فضا» تقلیل داده‌‌ام با اکثریت مطلق آرا به عنوان موضوع ضیافت پنجم وبلاگ‌های معماری برگزیده می‌شود. «از فضا» بگوئید، از جوهر‌ه‌ی وجودی معماری. کیفیتِ فضاهایی که تجربه کرده‌اید را با توصیفِ ویژگی‌های آنها و ذکر نمونه‌های عینی از ساختمان‌های محبوب‌تان، ارائه کنید. استدلال کنید و از واژها و تصاویر در توجیه پیش‌نهاده‌‌های خود بهره بگیرید. به فضاهایی که به تسخیر معماری درآمده‌اند، خواهیم اندیشید و از فضاهایی که ما را تسخیر کرده‌اند، خواهیم نوشت.

ضیافت پنجم، از امروز یعنی پنجمین روز فروردین شروع می‌شود و تا پایان این ماه ادامه خواهد داشت. ورود و شرکت در این میهمانی برای همگان آزاد است. از همه دعوت می‌کنم که بنویسند، بیایند و باشند. حضورتان را در کامنت‌دانی اعلام کنید تا به مطالب به ترتیب تاریخ انتشارشان لینک دهم. بعلاوه مشکلات فنی پایگاه موقتی ضیافت‌ها هم به همت محمد منفرد برطرف شده که مجدداً از او برای طراحی و پیگیری این قضیه تشکر می‌کنم و فکر می‌کنم که پایگاه جدید قابلیت برآورده ساختن نیازهای ما برای آرشیو و بازانتشار لینک‌وار مطالب را داراست. این صفحه را هم اینجا ببینید.

با تبریک دوباره‌ی سال نو و آرزوی روزهای خوب و پرثمر در تعطیلات نوروزی.

Thursday, March 13, 2008

ضیافت پنجم: طرح موضوع برای رأی‌‌گیری

با طرح موضوعات زیر سعی می‌کنم که باب گفتگو را برای آغاز ضیافت پنجم بگشایم. موضوعاتی که در زیر آمده‌اند، بر اساس برداشت من از ضیافت‌های معمارانه و پتانسیل‌های نهفته در این رویداد انتخاب شده‌اند، در نتیجه موضوعات پیشنهادی جنبه‌ای عمومی و فراگیر دارند تا امکان حضور بیشتر مهمان‌ها با دیدگاه‌های مختلف فراهم شود. توضیحات مختصری هم به عنوان پیش‌درآمد، به هر موضوع اضافه کرده‌ام که البته جنبه‌ی شخصی و مجرد دارند و دوستان می‌توانند از دریچه‌ی کاملاً متفاوتی به موضوع انتخابی بپردازند. فکر می‌کنم که تا روز «نوروز» برای رأی‌گیری و انتخاب موضوع منتظر شویم و با نخستین روز سال جدید میهمانی‌مان را با طرح موضوع نهایی آغاز کنیم و تا بیستمن فروردین هم به شنیدن «کلام» هم بپردازیم. پس از آن، به عنوان میزبان این دوره یک جمع‌بندی کوتاه از مجموعه‌ی مطالب دریافتی خواهم نوشت و سکان هدایت را به میزبان بعدی واگذار خواهم کرد. 3 موضوع پیشنهادی از این قرارند:

1) معمار کیست؟
به نظر ویتروویوس در «ده کتاب در باب معماری» معمار کسی است که «باید» از دانش عمومی و همچنین علاقه‌مندی نسبت به مسائل اجتماعی برخوردار باشد. او باید در بیان نوشتاری ایده‌هایش در قالب کلمات توانا باشد، در طراحی با دست قابل و در هندسه توان‌مند. او باید رویدادهای مختلف تاریخی را بشناسد، نظریات فیلسوفان تأثیرگذار را شنیده باشد، چیزی از موسیقی بفهمد، بی‌اطلاع از علم پزشکی نباشد، احکام قضایی را بشناسد و اطلاعاتی در زمینه‌ی ستاره‌شناسی و روند بنیادی حرکت اجرام سماوی کسب کرده باشد. (نقل به مضمون)
آیا تصور ویتروویوسی از فرد معمار با ویژگی‌هایی که امروزه به تمامی قابل تجمیع در یک انسان نیستند، معتبر است؟ برای کسی که حرفه‌اش طراحی ساختمان‌هاست چه نیازی به آشنایی با چنین گستره‌ی وسیعی از دانش‌ها وجود دارد؟

2) مسابقات معماری
لئون کریر با افتخار در جایی اعلام کرده است: «من نمی‌سازم، چرا که معمار هستم.» احتمالاً به این دلیل که ساختن با محدود کردن آزادی و تنزل خواسته‌های معمارانه‌ی او همراه بوده است. بنابراین مسابقات معماری می‌توانند گزینه‌ی مناسبی برای عرض اندام افرادی باشد که به دنبال آفرینش بی‌واسطه‌ی خواسته‌های ذهنی خود هستند. ایده‌های معمارانه وقتی در چارچوب یک مسابقه پردازش می‌شوند کمتر به ایده‌های صرفه‌جو و کم‌مایه تقلیل می‌یابند و دست طراحان را برای خلاقیت و بیانگری باز می‌گذارند. اما بهای رسیدن به این آزادی چیست؟ صرف وقت و هزینه، پرداخت بهای گزاف شرکت در مسابقات و در نهایت نادیده گرفته شدن توسط هیئت داوری؟ آیا شرکت در مسابقات نقطه‌ی شروع و روزنه‌ی امید آماتورها برای کسب اجازه‌ی ورود به دنیای حرفه‌ای معماری است؟ اتفاقی که در 32 سالگی برای زاها حدید گمنام با شرکت در مسابقه Peak هنگ‌کنگ روی داد تا چه حد می‌تواند معرف یکی از کارکردهای اصلی مسابقات در کشف استعدادهای جوان باشد؟ و در نهایت برنده‌ی نهایی در یک مسابقه‌ی معماری کیست؟

3) ذکر فضاهایی که در وجودمان خانه کرده‌اند
موضوع سوم، شاید بیشتر حالت بهاریه‌نویسی داشته باشد و با حال و هوای نوروزی این روزها مناسب‌تر باشد. بدون‌شک در نظر هر کدام از ما ساختمان‌(هایی) وجود دارند که به دلیل کیفیات فضایی ویژه‌شان، آنها را مورد تحسین قرار می‌دهیم و حتی در بعضی موارد می‌پرستیم‌شان. مثل یک شاهکار سینمایی که ممکن است بارها آن را ببینیم و هربار هم از تماشایش لذت برده و نکته‌های تازه‌ای در آن کشف کنیم. ساختمانهایی از این دست، بدون واسطه در وجودمان خانه می‌کنند و بخشی از حافظه‌ی معمارانه‌ی ما را به خود اختصاص می‌دهند. مثلاً مسجد امام (شاه) اصفهان، خانه‌ی بروجردی‌های کاشان، موزه‌ی هنرهای معاصر تهران و ... می‌توانند نمونه‌هایی از این دست باشند که هر کدام از ما با تمامی حواس‌ پنج‌گانه‌مان و نه فقط با چشم، بزرگی آنها را لمس کرده‌ایم. بدون تردید چنین رابطه‌ای را مثلاً من با موزه‌ی گوگنهایم گری در بیلبائو نداشته‌ام، چون ارتباطم با این اثر همواره باواسطه بوده و به همین اعتبار توانایی توصیف افسون این ساختمان را نخواهم داشت. از ساختمان(هایی) بگوئید که در آنها «حضور» داشته‌ و آن(ها) را ستایش کرده‌اید، در داخل یا خارج، از گذشته یا دوران معاصر.

لطفاً به یکی از موضوعات سه‌گانه‌ی بالا تا روز نوروز رای دهید، واگر هم با هر سه موضوع پیشنهادی مخالفید، صراحتاً اعلام نظر کنید. می‌دانم که مشغله‌ها در روزهای منتهی به سال جدید زیاد است و همه بر خلاف من در حال و هوای نوروزی به‌سر می‌برند. اگر گرفتاری‌ها زیاد بود، زمان‌بندی‌های بالا را کمی تغییر خواهیم داد.

نوروز بر همگی مبارک.

Sunday, March 09, 2008

ضیافت پنجم: طرح محمد منفرد برای پایگاه اینترنتی مستقل ضیافت‌های معمارانه

ببینید که دوست نادیده‌مان محمد منفرد چه کرده است. داوطلبانه پایگاه جداگانه‌ای را برای ضیافت‌های معمارانه راه‌اندازی کرده، تا مطالب جمع‌آوری‌شده را پس از پایان هر ضیافت از سایت میزبان به خانه‌ی جدید انتقال دهد. راه‌اندازی پایگاه جداگانه مزایای متعددی دارد: دسترسی به مطالب را سهل‌تر می‌کند و بازدیدکنندگان را بدون سردرگرمی برای نقل مکان از خانه‌ی میزبانی به خانه‌ی میزبان دیگر، به مطالب دلخواه‌شان آنهم در وبلاگ شخصی نویسنده‌اش می‌رساند. با این کار به آرشیو متمرکزی از مطالب خواهیم رسید که برای ما از همه‌ی آن چیزهایی که در قالب ضیافت‌ها روی داده، «لینک‌وار» سخن خواهد گفت. با عملی شدن این ایده، امکان مقایسه و مشاهده‌ی سیر حرکتی ضیافت‌ها نیز بصورت محسوس‌تری فراهم خواهد شد. سر و سامان گرفتن این حرکت تقریباً مورد تأیید اکثریت بوده و تأسیس چنین پایگاهی نخستین قدم در تحقق این هدف خواهد بود. فرد میزبان عملاً بعد از اتمام دوره میزبانی‌اش،‌ تعهدی در قبال ادامه‌ی وبلاگنویسی و حفظ مطالب نخواهد داشت.

لطفاً سری به نسخه‌ی آزمایشی «دو ماهنامه ضيافت وبلاگ‌های معماری» بزنید و اگر با راه‌اندازی این پایگاه و تداوم فعالیت‌های آن موافقید، نظرات خود را برای بهبود کیفی‌اش اعلام کنید. به نظر من در مرحله‌ی فعلی سادگی و خوانایی در تقسیمات محتوایی این پایگاه از مهمترین امتیازات آن هستند و ناسازگاری با فونت فارسی یا مثلاً احتمال تغییرات در شکل و اجزای صفحه از طریق بازدید در مرورگرهای مختلف، از نقاط ضعف آن. سرفصل‌ها کامل به نظر می‌رسند و لینک‌های ضیافت چهارم هم به عنوان نمونه به صفحه‌ی جدید انتقال داده شده‌اند. همانطور که محمد منفرد هم نوشته آدرس این پایگاه فعلاً موقتی است و بعد از توافق نظر و شنیدن نظرات و پیشنهادات، می‌توان دامنه‌ی مستقلِ مناسبی را برای این کار به ثبت رساند.

محمد منفرد، منتظر شنیدن صدای شماست. من با این حرکت او که پا پیش گذاشته، موافقم و جزئیات بیشتر را به نظر و سیلقه‌ی خودش واگذار می‌کنم. شما چه نظری دارید؟

Thursday, March 06, 2008

ضیافت پنجم: جمع‌بندی نظرات قبل از طرح موضوع

در اینجا سعی می‌کنم بر اساس برداشت شخصی‌ام یک جمع‌بندی از نظرات دریافت شده طی 7 روز گذشته، در مورد شیوه‌ی ادامه‌ی ضیافت‌ها ارائه کنم. از تمامی دوستانی که نظراتشان را در قالب پیشنهاد و انتقاد مطرح کردند، ممنونم.

1) پیشنهاد علی‌رضا تغابنی مبنی بر انتشار ضیافت‌ها در قالب یک مجله‌ی اینترنتی حرفه‌ای، با مدیریت مطالب مورد تأیید اکثریت قرار نگرفت. اصولاً مجله و ضیافت‌ دو پدیده‌ی متفاوت هستند که ترکیب این دو با هم در ساختاری واحد، ما را به نتیجه‌ی مطلوبی نخواهد رساند. بنابراین عملکرد میزبان، کماکان عامل تعیین‌کننده در پیش‌برد هر ضیافت خواهد بود.

2) سر و سامان دادن به ضیافت‌ها و «بازانتشار» مطالب بصورت لینک در پایگاهی جداگانه تنها بعد از اتمام برگزاری ضیافت در سایت شخص میزبان، پیشنهاد جایگزینی است که مورد تأیید اکثریت قرار گرفته و می‌تواند به جمع‌آوری آرشیوی از مطالب دریافتی منتهی شود. برای عملی شدن این پیشنهاد به مشاوری برای راه‌اندازی و انجام امور فنی نیاز داریم. آقای منفرد از کسانی بوده که برای راه‌اندازی پایگاه مخصوص ضیافت‌ها اعلام آمادگی کرده است. اگر ایشان می‌توانند در محیطی ساده، کلیه‌ی لینک‌های مطالب ارائه‌شده را به تفکیک هر ضیافت به پایگاه جدید منتقل کنند، می‌توانیم از ایشان طلب یاری کنیم یا حداقل برای ضیافت جدید از ایشان خواهش کنیم که این کار را بصورت آزمایشی انجام دهند. (موافقت عمومی شرط لازم برای انجام چنین کاری است).

پیشنهاد تکمیلی: میزبانان پس از پایان هر ضیافت، یک فایل پی‌دی‌اف کم حجم – که قابل دانلود و قابل چاپ برای عموم باشد – از متن کلیه‌ی مطالب لینک‌شده تهیه نمایند تا در صورت از دست رفتن لینک در طی زمان، امکان دسترسی به آنها در قالب این فایل مهیا باشد. پسندیده است که چهار میزبان گذشته هم کار مشابهی را انجام داده و آن را در جایی از صفحه‌شان در دسترس عموم قرار دهند.

3) ارائه‌ی جمع‌بندی کلی در پایان هر ضیافت توسط میزبان، امری است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.

4) خشایار کاشانی‌جو از انتشار نوشته‌ها در قالب کتاب و همینطور امکان امتیازدهی به مطالب نویسندگان مختلف سخن گفته است. به‌نظرم این پیشنهاد فعلاً بلندپروازانه است.

5) فکر می‌کنم که توافق نظر بر روی توالی دو ماهه‌ی برگزاری ضیافت‌ها قبلاً صورت گرفته است.

6) مجتبی محمدظاهری پیشنهاد تشکیل فوروم را داده. فکر می‌کنم خودش باید آستین‌ها را بالا بزند. فوروم و ضیافت‌های معمارانه جایگزین هم نیستند. هر کدام کارایی و عملکرد خاص خود را دارند.

7) انتقاداتی هم که به روند برگزاری ضیافت‌ها وارد شده، بویِژه انتقاداتی که در نوشته‌های سهیل کارآگاه منعکس شده‌اند در بسیاری موارد به‌جا هستند ولی همانطور که گفتم گریزی از آنها نیست و باید این موارد را به حساب ویِژگی‌های ذاتی یک کار گروهی اینچنینی گذاشت و به آینده هم امیدوار بود. از او برای نگاه کمال‌جویانه‌اش در نقد ضیافت‌های معمارانه ممنونم.

بدیهی است که در حین دعوت از دوستان برای شرکت در ضیافت پنجم و اعلام نظراتشان ممکن است که نام بسیاری را از قلم بیندازم. این اشتباه کاملاً سهوی است و اصولاً فکر نمی‌کنم که کسی برای هم‌فکری و اعلام نظر منتظر دعوت‌نامه‌ی میزبان بماند. این ضیافت‌ نخستین ضیافتی است که همه‌ی میهمانانش بدون دعوت‌نامه به شرکت در یک میهمانی بزرگ فراخوانده شده‌اند.

Wednesday, March 05, 2008

لینکدونی؛ ذکری بر ضیافت های معمارانه یا شب های شعر با شکم پر!!!

پاسخ سهیل کارآگاه به نوشته قبلی من. اینجا
-------------------------

سهیل جان سلام،

ممنون که در کوتاه‌ترین زمان، ذکری بر یادداشت قبلی اضافه کردی و نوشته‌ی من را در نقد دیدگاه‌ات بی‌پاسخ نگذاشتی. همانطور که نوشتی هدف از این مکالمه‌ی دو نفره، تحلیل و بررسی فضای جدید ضیافت‌هاست، وگرنه هرگز به‌خودم اجازه نمی‌دادم وقت خوانندگانی را که به‌تازگی برای پی‌گیری مباحث مرتبط با ضیافت‌ها به این صفحه مراجعه می‌کنند، صرف خواندن پرگویی‌های غیرضروری‌ام کنم. بنابراین با این نیت وارد مکالمه با تو شده‌ام که بتوانیم تحلیلی از برخورد دو دیدگاه مختلف در مواجهه با پدیده‌ی جدید، ارائه کنیم. طبق همان بندهایی که نوشته‌ات را بر مبنای آنها تنظیم کردی، پاسخ‌ات را می‌دهم:

1 و 6. سهیل جان، اشتباهاً تو را در دسته‌ی نویسندگان «یک مشت بچه معمار» قرار دادم. اشتباهم را می‌پذیرم. اما تو را هم در این اشتباه شریک می‌دانم. به خاطر همان عادت بیمارگونه‌ام در توجه به «ضمایر فعلی و غیرفعلی» به کاررفته در نوشته‌ات، به‌ویژه جایی که از تجربه‌ی ‌‌وبلاگ «یه مشت بچه معمار» در قالب این جمله سخن گفته‌ای: «ما قبلا شاهد یک تجربه "مشترک نویسی" خوب بوده‌ایم. از آن استفاده کنید.» من نتوانستم تشخیص بدهم آن «ما»یی که تجربه‌ی مشترک‌نویسی دارد، خودش از نویسندگان این وبلاگ نبوده و آن «شما»هایی که بصورت مکرر مورد خطاب واقع شده‌اند، جدا از تو و افکارت نیستند. بحثی در این زمینه نمی‌ماند چون بصورت کاملاً شفافی همراهی‌ات را با ضیافت‌ها اعلام کردی. ولی هنوز از چرایی و ضرورت توجه به وبلاگ «یک مشت بچه معمار» سخنی نگفتی و از ما در مورد چرایی «ضیافت های معمارانه» پاسخ خواسته‌ای. فکر می‌کنم علیرغم ادعایت باز افراد زیادی از چرایی شکل‌گیری ضیافت‌ها سخن گفته‌اند که آخرین نمونه‌اش را هم در اینجا می‌توانی بخوانی.
بنابراین من حرف‌هایت را کماکان متناقض می دانم. به نظرم نقدت را به چند ادعای غیرمستند تقلیل داده‌ای و این در حالی‌است که خودت مستندنویسی را از الزامات نوشتن در حوزه‌ی تخصصی دانسته‌ و ما را دعوت به رعایت آن کرده‌ای. وظیفه‌ی تو به عنوان نقدنویس در مستندنویسی حتی به مراتب دشوارتر از وبلاگ‌نویسی است که می‌خواهد مطلبی در حوزه‌ی معماری بنویسد.

2. سهیل عزیز، دوباره گزاره‌های غیرمستند طرح کرده‌ای. چرا روند فعلی «ضیافت های معمارانه» را درست ارزیابی نمی‌کنی؟ چرا پیشنهاد برگزاری «ضیافت های معمارانه» را خوب می‌دانی؟ چرا...؟ از من انتظار داری که نظرات شخصی‌ات را بدون شنیدن دلایل ابراز چنین اظهارنظرهایی جدی بگیرم؟ آیا من اجازه دارم، بدون دلیل‌آوری، مثلاً در مورد روند روبه‌جلو یا روبه‌عقب‌ وبلاگ «یک مشت بچه معمار» صحبتی کنم؟

3. لزوم تجدیدنظر در ساختار پروژه‌ی ضیافت‌ها از بدیهیات است. فکر می‌کنم در حال حاضر مشغول انجام همین کارها هستیم. ولی باید به پس‌زمینه‌ای که این رویداد در آن شکل می‌گیرد هم توجه کنیم. بدون تردید، به دلیل نامحدود و ناشناخته بودن میهمانان این ضیافت، هرگز نخواهیم توانست به شرایط آرمانی و ایده‌آل برسیم. هرگز. نمی‌توانیم رویکرد خاصی را در نوع نگرش شرکت‌کنندگان ضیافت به آنان تحمیل یا دستورالعمل از پیش‌نوشته‌شده‌ای را به آنان تجویز کنیم. بنابراین در این چارچوب می‌توانی پیشنهاداتی بدهی که به بهبود ساختار این پروژه کمک کند. این کار را البته به خوبی انجام داده‌ای ولی ضمانتی برای عملی شدن پیشنهادهایت وجود ندارد. آیا فکر می‌کنی حالا که تضمینی برای استانداردگرایی، هنجارپذیری و حرفه‌ای‌گری مطالب ضیافت‌ها وجود ندارد، باید از حرکت روبه‌جلو تا رسیدن به شرایط آرمانی بازبایستیم؟ آیا این موارد به مرور زمان و با تجربه اندوزی در طی مسیر قابل اکتساب نیستند؟

4. مثال‌ات کاملاً گویا و قابل فهم است. ایرادی که به کارت وارد می‌دانم این است که چرا مسئله‌ی مورد بحث ما را در مدلی که تعریف کردی، قرار ندادی. فرض من بر این است که تو تصوری از اهداف خوب و بد برگزاری این ضیافت‌ها داشته‌ای و با توجه به این مفروضات روند فعلی برگزاری ضیافت‌ها را نادرست تشخیص داده‌ای. من دوست دارم با اهداف بد این پروژه و آنالیزی که تو را به این نتیجه رسانده آشنا شوم تا بتوانم قضاوتی در مورد درستی ادعایت مبنی بر حرکت‌ به سمت بی‌راهه‌ها داشته باشم. آیا ضرورت کوتاه‌نویسی در وبلاگ، تو را بر آن داشته تا اختصاراً نتیجه‌ی تحلیل‌هایت را منتشر کنی و خود تحلیل‌ را از ما پوشیده بداری؟ آیا این شیوه از نقدنویسی نمی‌تواند خودش نمونه‌ای از به بی‌راهه رفتن نویسنده‌اش باشد؟

5. سهیل جان، استنباط شخصی من این بوده که شاید دوره‌های نخست ضیافت را بر دوره‌های بعدی‌اش ترجیح داده‌ای. چون از «روند کنونی» (با تأکید بصورت آندرلاین) صحبت و آن را به چالش کشیدی. بنابراین حتماً یک «روند غیرکنونی»‌ای وجود داشته که تو از آن راضی‌تر بوده باشی. به همین سادگی. تأکید من روی همین واژه‌ی «روند کنونی» بوده.

7. حرف‌های مطرح شده در این بند به نظرم کاملاً منطقی و درست هستند ولی در هر صورت دلیلی بر راه ندادن مهمان‌های شلوارک‌پوش به ضیافت ما نیستند. شلوارک هم نوعی از پوشش است. وقتی کسی این لباس را به عنوان پوشش انتخاب کرده، من جز احترام گذاشتن به انتخاب‌اش کار دیگری نمی‌توانم انجام دهم. ذات کسی را که نمی‌شود بالاجبار تغییر داد. در سلیقه‌ی نگارشی افراد هم نمی‌توان دست برد. لینک به هر نوشته یعنی مواجهه با آزادی تمام‌عیار نویسنده‌ی مطلب در ملک شخصی‌اش.

8. این بند از نوشته در ارتباط با مرتضی میرغلامی است و خودش اگر صلاح بداند پاسخ می‌دهد.

9. هدف زیبایی ادبیات نوشته نیست. من هم موافقم. ولی اگر کسی زیبا هم نوشت به او احترامی دوچندان می‌گذارم.

10. سهیل عزیز، هنوز یکی از مهمترین نکات مورد انتقاد من را بی‌پاسخ گذاشتی. چرا فکر می‌کنی من نوعی تنها برای نفع بردن قدم در راه این ضیافت‌ها گذاشته‌ام؟ برای این‌که خیالت را راحت کنم می‌گویم که یکی از «اهداف بد» این ضیافت‌ها همانی است که در مدل خودکفایی در تولید، به آن اشاره کرده‌ای. ما آمده‌ایم که انحصار کنیم و حالا با پیشنهاد میزبانی ضیافت پنجم به من، مسیر کسب شهرت و باندبازی برای گرفتن چندین بورسیه تحصیلی برایم هموار شده. راستی اصلاً فکر کردی که هومن فروغمند اعرابی، برای چه سعی‌اش را کرده تا راجع به خیابان خوب بنویسد؟ به این مسئله باید بیشتر فکر کنی.
سهیل جان، این نگاهت به ضیافت‌های معماری به هیچ وجه منصفانه نیست.

در پایان از شما دوست عزیز خداحافظی می‌کنم و برایت آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

«سال بالایی» سنی شما.

Monday, March 03, 2008

لینکدونی؛ ضیافت های معمارانه یا شب های شعر با شکم پر!!!

دیدگاه سهیل کارآگاه در مورد ضیافت های معمارانه. اینجا

--------------------------------------------

نوشته‌ی سهیل را الان، چیزی بیش از یک هفته پس از تاریخ انتشارش دیدم. قسمتی از ادعاهایش منظقی هستند، قسمتی متناقض و قسمتی هم آزاردهنده. از او برای نوشتن این مطلب و فراهم آوردن امکانی برای گفت‌وگو با او ممنونم. به‌خاطر آشنایی دورادورمان صریح و صادقانه نظرم را می‌نویسم.

نگاه منطقی:
کل نگاه نقادانه سهیل به مقوله‌ی ضیافت‌ها و تلاش‌اش در برجسته‌کردن نقاط ضعف و قوت این پدیده از نظرگاه شخصی‌اش و در نهایت پیشنهاداتی که ارائه داده، قابل تحسین است.

مفروضات نادرست و متناقض:
سهیل که در ابتدای نوشته‌اش در ستایش از پیشنهاد ضیافت‌های معمارانه سخن گفته، در دنباله، چرایی برگزاری ضیافت‌ها را به پرسش می‌گیرد و بدون اینکه خود کوچکترین توضیحی از چرایی تحسین‌برانگیز بودن پیشنهاد اساتیدش ارائه دهد، از شرکت‌کنندگان ضیافت (وبلاگ‌نویس‌ها) می‌خواهد تا دلیل خود را برای صرف وقت – یا شاید اتلاف وقت – برای نوشتن مطالبی که ضرورت چندانی برای نوشتن‌شان وجود ندارد، اعلام کنند. وبلاگ‌نویس درمانده اینجا باید به سهیل توضیح دهد که چرا می‌نویسد، چرا غیرمستند و طولانی می‌نویسد و چه نفعی از این رهگذر نصیب‌اش می‌شود؟ فرض اینکه کسی برای افزایش توانمندی‌های شخصی‌اش و تعامل با سایر میهمانان اقدام به نوشتن چنین مطالبی می‌کند از اساس باطل است و نباید مطرح شود. انگار برای وبلاگ‌نوشتن هم باید منفعتی در کار وبلاگ‌نویس باشد. بعلاوه این که چرا سهیل «روند فعلی» ضیافت‌ها را نمی‌پسندند ولی مثلاً روندی که در دوره‌ی میزبانی رفیعی دنبال می‌شد را می‌پسندند باز برای خواننده‌ی نوشته‌اش نامشخص است. در واقع، تفاوتی در کیفیت کلی این ضیافت‌ها در چهار دوره‌ی قبلی‌اش وجود نداشته و انتقاداتی که سهیل بر نوشته‌های جدید (روند فعلی) وارد می‌کند در نوشته‌های قدیمی زمان رفیعی (روند قبلی) نیز به‌ چشم می‌آیند. اگر برگزاری ضیافت‌ها نتوانسته سهیل را توجیه کند، ما امیدواریم که او با پاسخ‌هایش، چرایی این ادعاهایش را توجیه کرده و منافعی که از طریق نوشتن در وبلاگ «یه مشت بچه معمار» از آنها بهره‌مند شده را افشا کند.

بخش‌های آزاردهنده:
سهیل در سرتاسر نوشته‌اش، کسانی را که به کار برگزاری ضیافت‌ها مشغول‌اند را با ضمیر «شما» خطاب کرده: «کوتاه بنویسید، موجز بنویسید و ...»، دریغ از به‌کارگیری حتی یک ضمیر سوم‌شخص، که ما کمتر به خودمان بگیریم. انگار نه انگار که این ضیافت‌ها برای همه و از جمله خود او ترتیب داده شده و اگر او تمایل به بهبود شرایط دارد – که از نوشته‌اش چنین بر می‌آید – باید در قالب «ما» آستین‌ها را بالا بزند و همکاری کند. این ضیافت کمترین تعلق خاطری به گروه و دسته‌ای خاص ندارد، و برخلاف نظر سهیل، تأمین‌کننده منافع فردی هیچ کسی نیست. ولی طبعاً منافع جمعی ما را می‌تواند در قالب همفکری و تعلمل افزایش دهد.

در نهایت از سهیل عزیز بابت اینکه این نوشته‌ی «وبلاگی» حالت ادبی پیدا کرده و شاید به عنوان نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات برگزیده شود، پوزش می‌طلبم.

Sunday, March 02, 2008

لینکدونی؛ از این "راه‌افتاده"

یادداشت محمدرضا شیرازی درباره‌ی ادامه‌ی مسیر ضیافت‌ها. اینجا