Monday, March 03, 2008

لینکدونی؛ ضیافت های معمارانه یا شب های شعر با شکم پر!!!

دیدگاه سهیل کارآگاه در مورد ضیافت های معمارانه. اینجا

--------------------------------------------

نوشته‌ی سهیل را الان، چیزی بیش از یک هفته پس از تاریخ انتشارش دیدم. قسمتی از ادعاهایش منظقی هستند، قسمتی متناقض و قسمتی هم آزاردهنده. از او برای نوشتن این مطلب و فراهم آوردن امکانی برای گفت‌وگو با او ممنونم. به‌خاطر آشنایی دورادورمان صریح و صادقانه نظرم را می‌نویسم.

نگاه منطقی:
کل نگاه نقادانه سهیل به مقوله‌ی ضیافت‌ها و تلاش‌اش در برجسته‌کردن نقاط ضعف و قوت این پدیده از نظرگاه شخصی‌اش و در نهایت پیشنهاداتی که ارائه داده، قابل تحسین است.

مفروضات نادرست و متناقض:
سهیل که در ابتدای نوشته‌اش در ستایش از پیشنهاد ضیافت‌های معمارانه سخن گفته، در دنباله، چرایی برگزاری ضیافت‌ها را به پرسش می‌گیرد و بدون اینکه خود کوچکترین توضیحی از چرایی تحسین‌برانگیز بودن پیشنهاد اساتیدش ارائه دهد، از شرکت‌کنندگان ضیافت (وبلاگ‌نویس‌ها) می‌خواهد تا دلیل خود را برای صرف وقت – یا شاید اتلاف وقت – برای نوشتن مطالبی که ضرورت چندانی برای نوشتن‌شان وجود ندارد، اعلام کنند. وبلاگ‌نویس درمانده اینجا باید به سهیل توضیح دهد که چرا می‌نویسد، چرا غیرمستند و طولانی می‌نویسد و چه نفعی از این رهگذر نصیب‌اش می‌شود؟ فرض اینکه کسی برای افزایش توانمندی‌های شخصی‌اش و تعامل با سایر میهمانان اقدام به نوشتن چنین مطالبی می‌کند از اساس باطل است و نباید مطرح شود. انگار برای وبلاگ‌نوشتن هم باید منفعتی در کار وبلاگ‌نویس باشد. بعلاوه این که چرا سهیل «روند فعلی» ضیافت‌ها را نمی‌پسندند ولی مثلاً روندی که در دوره‌ی میزبانی رفیعی دنبال می‌شد را می‌پسندند باز برای خواننده‌ی نوشته‌اش نامشخص است. در واقع، تفاوتی در کیفیت کلی این ضیافت‌ها در چهار دوره‌ی قبلی‌اش وجود نداشته و انتقاداتی که سهیل بر نوشته‌های جدید (روند فعلی) وارد می‌کند در نوشته‌های قدیمی زمان رفیعی (روند قبلی) نیز به‌ چشم می‌آیند. اگر برگزاری ضیافت‌ها نتوانسته سهیل را توجیه کند، ما امیدواریم که او با پاسخ‌هایش، چرایی این ادعاهایش را توجیه کرده و منافعی که از طریق نوشتن در وبلاگ «یه مشت بچه معمار» از آنها بهره‌مند شده را افشا کند.

بخش‌های آزاردهنده:
سهیل در سرتاسر نوشته‌اش، کسانی را که به کار برگزاری ضیافت‌ها مشغول‌اند را با ضمیر «شما» خطاب کرده: «کوتاه بنویسید، موجز بنویسید و ...»، دریغ از به‌کارگیری حتی یک ضمیر سوم‌شخص، که ما کمتر به خودمان بگیریم. انگار نه انگار که این ضیافت‌ها برای همه و از جمله خود او ترتیب داده شده و اگر او تمایل به بهبود شرایط دارد – که از نوشته‌اش چنین بر می‌آید – باید در قالب «ما» آستین‌ها را بالا بزند و همکاری کند. این ضیافت کمترین تعلق خاطری به گروه و دسته‌ای خاص ندارد، و برخلاف نظر سهیل، تأمین‌کننده منافع فردی هیچ کسی نیست. ولی طبعاً منافع جمعی ما را می‌تواند در قالب همفکری و تعلمل افزایش دهد.

در نهایت از سهیل عزیز بابت اینکه این نوشته‌ی «وبلاگی» حالت ادبی پیدا کرده و شاید به عنوان نامزد دریافت جایزه‌ی نوبل ادبیات برگزیده شود، پوزش می‌طلبم.