Sunday, May 18, 2008

پ مثل پرتیکان

نمی‌دانم ولی عملکرد کنونی میزبانان محترم ششمین ضیافت – افرادی که خودم در صحت کامل عقل آنها را پیشنهاد کرده‌ام – با انتظاراتی که پیشتر از وظایف آنها داشته‌ام جور در نمی‌آیند. نمی‌دانم تقصیر از خودِ من است که علیرغم انفعالی که در وبلاگ‌نویسی دارم، این‌چنین انتظار فعالیت از دیگر دوستان را دارم یا مشکل از آنهاست که بنا به هزاران دلایل قابل فهم، کم‌کاری می‌کنند. و یا هم از هردویمان. انتظار من از دوستان چیز زیادی نیست. در واقع این انتظار به‌مراتب کمتر از ‌توان‌مندی‌هایی است که به‌خاطرش آنها را به میزبانی ضیافت ششم دعوت کردم. پی‌گیری یکی از پررنگ‌ترین توان‌مندی‌های آنها بود. نمی‌خواهم وقت‌شان را صرف نوشتن و ارسال دعوت‌نامه به کامنت‌دانی وبلاگ این و آن کنند. نمی‌خواهم خودشان را به آب و آتش بزنند تا خدای ناکرده از اصل و اساس زندگی و کارشان فاصله بگیرند. فقط می‌خواهم اگر حضور پی‌گیر آن‌لاین برای‌شان مقدور نیست، حداقل در سایه حضور داشتنه باشند و با تأخیری چند ساعته به فعالیت دوستانی پاسخ بگویند که با مطالب، پیشنهادات و انتقادات‌شان به میهمانی آنها آمده‌اند.

حالا منِ میزبانِ خلعِ مسئولیت شده، منِ هم‌کار، با انتقادم قدم به میهمانی دوستان گذاشته‌ام. منتظر می‌مانم تا مرا به داخل فرا بخوانند.