نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷
نمیدانم ولی عملکرد کنونی میزبانان محترم ششمین ضیافت – افرادی که خودم در صحت کامل عقل آنها را پیشنهاد کردهام – با انتظاراتی که پیشتر از وظایف آنها داشتهام جور در نمیآیند. نمیدانم تقصیر از خودِ من است که علیرغم انفعالی که در وبلاگنویسی دارم، اینچنین انتظار فعالیت از دیگر دوستان را دارم یا مشکل از آنهاست که بنا به هزاران دلایل قابل فهم، کمکاری میکنند. و یا هم از هردویمان. انتظار من از دوستان چیز زیادی نیست. در واقع این انتظار بهمراتب کمتر از توانمندیهایی است که بهخاطرش آنها را به میزبانی ضیافت ششم دعوت کردم. پیگیری یکی از پررنگترین توانمندیهای آنها بود. نمیخواهم وقتشان را صرف نوشتن و ارسال دعوتنامه به کامنتدانی وبلاگ این و آن کنند. نمیخواهم خودشان را به آب و آتش بزنند تا خدای ناکرده از اصل و اساس زندگی و کارشان فاصله بگیرند. فقط میخواهم اگر حضور پیگیر آنلاین برایشان مقدور نیست، حداقل در سایه حضور داشتنه باشند و با تأخیری چند ساعته به فعالیت دوستانی پاسخ بگویند که با مطالب، پیشنهادات و انتقاداتشان به میهمانی آنها آمدهاند.
حالا منِ میزبانِ خلعِ مسئولیت شده، منِ همکار، با انتقادم قدم به میهمانی دوستان گذاشتهام. منتظر میمانم تا مرا به داخل فرا بخوانند.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
ضیافت پنجم وبلاگهای معماری با پایان فروردین ماه رسماً به اتمام رسید. به غیر از مطالبی که قرار است محمدرضا شیرازی در تکمیل تجربهی فضایی بازدیدش از آثار لوکوربوزیه ارائه کند، ۱۵ نفر با مطالبی که منتشر کردند در این مهمانی شرکت کردند و دوستانی هم که با تاخیر خواهند رسید، نامشان در فهرست مربوطه قرار داده خواهد شد. همینجا از همهی کسانی که با حضورشان به جمع کوچک و خودمانی این ضیافت رونق بخشیدند، تشکر میکنم.
چهار رویکرد عمده در جهتدهی به نوشتههای دوستان «از فضا» قابل تشخیص بود:
۱) یکی بازگویی تجربههای شخصی از حضور در فضایی خاص و ذکر مشاهدات عینی و کیفیات فضایی برجسته آثار معماری از طریق توصیف فضاها و استفاده از تصاویر مرتبط. مطالب دوستانی که در این دسته قرار میگیرند عبارتند از: نصیر زرین پناه، سحر نهاوندینژاد، سمیرا گودرزی و احمدرضا سلیمانی، محمدرضا شیرازی، مرتضی میرغلامی و خشایار کاشانیجو.
۲) رویکرد تئوری-محور نویسندگان در جهت شناسایی چیستی فضای معماری، تعریف حدود آن، جایگاه مخاطب در درک فضا، واقعبودگی در فضا، نسبت درون و برون، پر و خالی و محیط پیرامون در شکلدهی به مفهوم فضا، فضای ساختهشده و فضای زیستهشده و مواردی از این قبیل توسط نینا شاهرخی، فرهاد شرفی، افروز نبوی و میثم معصومی.
۳) و در نهایت، نوشتههایی که همزمان بخشهایی از هر دو گرایش بالا را یکجا گرد آورده و نشان میدهند که فضا نه آن عنصر پیچیده و دیرباب معماری بلکه بازگشت به سادهترین اصول زندگی روزمره انسانهاست مثل نوشتههای حسامالدین عتیقی، آزاده رشیدشمالی، علیرضا تغابنی و زهرا غیور.
۴) تجسم فضا با ارائه طرحهای سهبعدی در تصاویر علی خیابانیان.
بعلاوه، نقدهایی هم توسط هومن فروغمند اعرابی و فرهاد شرفی در اشاره به موضوع ضیافتها نوشته شدهاند که مطالعهی آنها در اینجا خالی از فایده نخواهد بود.
معرفی میزبان بعدی:
کمال یوسفپور پیشنهاد من برای میزبانی بعدی ضیافت وبلاگهای معماری است. کسی که به دلیل پشتکار و هدفمندی در وبلاگنویسی، بهترین گزینه برای برگزاری یک ضیافت وبلاگی در زمینهی تخصصی معماری خواهد بود. بدون شک در صورت پذیرش او، پدیدهی ضیافتها از نظر کیفی و محتوایی حرکتی رو به جلو پیدا خواهد کرد. از او خواهش میکنم که این مسئولیت را بپذیرد.
پیشنهاد من:
با توجه به پتانسیل موجود و توجه به این نکته که ضیافتها به دلیل محدودیتهای پیشِرو نمیتوانند تا ابد ادامه پیدا کنند و خطر یکنواختی و تکرار هر لحظه آن را تهدید میکنند، پیشنهاد میکنم که از همین حالا عددی را به عنوان آخرین دورهی برگزاری ضیافتها پیشنهاد کنیم، تا مثلاً بعد از ۷ یا ۱۰ دوره برگزاری، پروندهی این رویداد در دنیای اینترنت بسته شده و ارزش ایدهی اولیه و حرکت گروهی که به دنبال آن انجام شد باقی بماند.
کمال یوسفپور به دلیل مشغلههای شخصی نمیتواند مسئولیت میزبانی ضیافت ششم را بپذیرد. علیرغم اینکه با نظر او موافقت کامل دارم ولی باز فکر میکنم که بنا به استدلال سایر دوستان، تا زمانی که افرادی حاضر به پذیرش میزبانی و حضور فعالانه در این ضیافتها هستند، نباید مانعی در مسیر این حرکت جمعی قرار دهیم. بنابراین از خانم آزاده شاهچراغی با توجه به سوابق آموزشی ایشان برای قبول میزبانی ضیافت بعدی دعوت میکنم تا در صورت موافقت، شاهد تحولی در روند کیفی برگزاری میهمانیها و فضای «مردانه» حاکم بر آن باشیم.
——-
دوستان عزیز،
ببخشید بهخاطر تأخیر این چند روزه. و ممنون از خانم شاهرخی که چندین بار در این مورد به من تذکر دادند.
میزبان پیشنهادی بعدی من، آقای احمدرضا سلیمانی و خانم سمیرا گودرزی، نویسندگان وبلاگ پرتیکان هستند. همواره بصورت جدی پیگیر ضیافتها و رویدادهای دنیای مجازی معماری بودهاند و به عنوان نخستین میهمانان در ضیافت پنجم وبلاگها هم شرکت داشتند. ا
میدوارم که بپذیرند.
هنوز خبری از میزبانان پیشنهادی نشده. امکان اینکه وبلاگنویسی چهار پنج روزی سراغی از دنیای مجازی و کامنتهای دریافتیاش نگیرد، تقریباً بعید است. اگر کسی از نزدیک خانم و آقای سلیمانی را میشناسد، لطفاً خبری از آنها برای ما بگیرد. به امید سلامتی این دو دوست.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
پنجشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۷
ضیافت پنجم وبلاگی آغاز شده و میهمانان به تدریج از راه رسیده و «از فضا»ها سخن میگویند. امیدوارم که سر و کلهی دوستان جدید در روزهای باقیمانده پیدا شود تا مطالبِ آنها در فهرست مطالب شرکتکنندگان این میهمانی معمارانه قرار داده شود. بیایید و بخوانید:
- نهاوندینژاد، سحر. معماری کاهشی، مجموعه غارهای الورا، اورنگ آباد: وبلاگ نوستالژیا
- عتیقی، حسامالدین. در آتلیه، مدرسهی عالی ملی معماری لیون: وبلاگ موج پنجم
- تغابنی، علیرضا. فضا بدون معماری، قهوهخانهای در ماسوله: وبلاگ Same Old Fears
- میرغلامی، مرتضی. باغ خیال، مقبرهی فردوسی در توس: وبلاگ ایرانشهر
- غیور، زهرا. ضیافت ۵: وبلاگ گالری معمار
- نبوی، افروز. از صفر به، فضای شماره صفر، یک و دو: وبلاگ آستاره
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | architecture، pritzker، ضیافت
شنبه ۱۷ فروردین ۱۳۸۷
برای ضیافت پنجم
و به مناسبت انتخاب معمار برگزیدهی جایزهی پریتزکر ۲۰۰۸
در تنها تکه زمین خالی باقیمانده در پاریس، با فاصلهی ناچیزی از برج ایفل، ساختمان جدید «موزهی مردمشناسی که برَنلی» کار ژان نوول که شاید معاصرترین ساختمان این شهر هم باشد، به تازگی ساخته شده است. مواجهه با چنین بناهایی برای چشمهایی که به پاریس هوسمانی ۱۸۵۰ خو پیدا کردهاند اندکی غریب است ولی باید پذیرفت که همین ساختمانهای غریبه و ناهمگون توانستهاند به عنوان عناصر شاخص در هویتبخشی به این شهر مورد استفاده قرار بگیرند. مرکز ژرژ پمپیدو نمونهی مناسبتری از این گرایش است. به خاطر بزرگبودن، موقعیت مکانی بهتر و عملکردهای متعددی که در اختیار بازدیدکنندگانش قرار میدهد.
در موزهی «که برانلی» (Musée du quai Branly) آثار هنری اقوام ابتدایی در قارههای آفریقا، آسیا، اقیانوسیه و آمریکا به نمایش گذاشته شدهاند. نوول از قدرت و پایگاهش در دستگاه سیاسی دولت فرانسه بهره گرفته تا طراحی موزهی جدید شهر پاریس در این زمین ممتاز، به او سپرده شود. آنطور که گفته میشود شیراک شخصاً از مدافعان اصلی ساخت این پروژه بوده است. طرح نوول از ۴ ساختمان مجزا از هم تشکیل شده که از نظر شکلی کوچکترین شباهتی به هم ندارند. مهمترین ساختمان که همان بنای اصلی موزه است، حجم سیال رنگارنگی است که بصورت معلق در مرکز زمین و در احاطهی درختان و گیاهان بومی آفریقایی قرار گرفته و با بلندشدن از روی زمین و تکیه به ستونهای عمودی متعدد، جریان باغ و حرکت پیاده را از ورودی خیابان تا نقطهی انتهایی سایت بدون وقفه میسر میسازد. انحنای خفیفی در مسیر حرکت رودخانهی سن در این نقطه وجود دارد که این انحنا خودش را بر روی بدنهی ساختمان نیز نشان داده است. این نکته و شناور بودن ساختمان موزه بر روی پیلوتی اشارهای غیرمستقیم به پروژهی واحد مسکونی مارسی (Unité d’Habitation) دارند جایی که لوکوربوزیه از الگوی کشتیهای خطی اقیانوسپیما (Liner) برای طراحی این مجتمع مسکونی در قالب یک ماشین مدرن بهره گرفته است. کشتی نوول اینبار به جای اقیانوس در حال حرکت در رودخانهی کم عرض سن به نظر میرسد.

دیوار شیشهای مرتفعی مجموعهی ساختمانهای این موزه را از خیابان مجاور جدا کرده، به همین دلیل دید به سمت داخل، همیشه و در همهی ساعات شبانهروز برای رهگذران کنجکاوی که از خیابان «که برانلی» گذر میکنند فراهم آمده است. جالب است که این موزه با گنجینهی آثار ارزشمندی که دارد، فقط از روی نام خیابانی که در آن قرار گرفته، نامگذاری شده است. دیوارشیشهای علاوه بر جداکردن ساختمان از محیط پیرامون، به اطلاعرسانی در مورد رویدادهای داخل موزه نیز میپردازد و با انعکاس تصاویر خیابان در آن، ترکیب مبهمی از رویدادهای بیرون و درون بر روی سطح شیشه ارائه میدهد. به این ترتیب در نخستین نگاهها متوجه خواهید شد که با ساختمان غیرمتعارفی مواجه هستید.

پس از ورود به باغ، مکعبهای بیرونزدهی روی نما جلب توجه میکنند، مکعبهایی در ابعاد و رنگهای مختلف که تنها از یک سمت به نمای شمالی ساختمان اتصال دارند. علیرغم دید بالقوه مناسبی که از داخل این مکعبها به سمت رودخانهی سن وجود دارد، بهدلیل ملاحظات عملکردی، نورگیرها و گشودگیهای روی آن بسیار ناچیز در نظر گرفته شدهاند. مکعبهای بیرونزده توقفگاههای بینراهی در مسیر حرکت بازدیدکنندگان داخل موزه است که هر کدام اشیایی را در داخل خود و در تکمیل سالن اصلی موزه به نمایش میگذارند. ارتقاع این مکعبها متغیر است و به دلیل ارتفاع کم یکی از آنها، برای ورود، مجبور به خم شدن و قرار گرفتن در موقعیت نشسته هستید. رنگهای گرم و متنوع به کار رفته بر روی این مکعبها هم نشانهای است از تنوع اقوام و شعار همیشگی اروپاییها در نفی نژادپرستی.

بعلاوه کانسپت ویژهای برای هدایت نور طبیعی به داخل ساختمان موزه به کار گرفته شده است. داخل موزه تقریباً از نور طبیعی بیبهره است و بازی نور و سایه با کاربرد شیشههای کدر و نورگیرهایی که بصورت مورب بر روی شیشههای نمای اصلی نصب شده، میسر گردیده است. در نقطهای از باغ، جایی بین مسیر حرکتی از ورودی مجموعه به سمت ورودی لابی موزه، لحظهای برای مکث وجود دارد. جایی ک
ه برج ایفل کم کم از کنارهی شکستگیهای کفِ ساختمانِ موزهای که بالای سرتان قرار گرفته، سربرمیآورد و در قابی یگانه و تکرار نشدنی که معمار آن را پیشبینی کرده، در حافظهی بازدیدکنندگان ثبت میشود.

بعد از ورود به لابی موزه، برای رسیدن به سطحی که گالریها در آن واقع شدهاند، باید رامپ نسبتاً طولانیای را بپیمایید که با حرکتی پیچوخمدار شما را بالا برده و آمادهی بازدید از اشیاء داخل موزه میکند. اشیایی که کوچکترین قرابتی با شهر و محیط پیرامونیاش ندارند. در این صعود، بهتدریج حس و حال فضاییتان تغییر میکند، از شهر اروپایی فاصله میگیرید و به دنیای رازآلود و ناشناختهای قدم میگذارید که از هنر بدوی اقوام بومی سایر قارهها با شما سخن میگوید. به نظرم نقطهی قوت طرح نوول، موفقیتش در ترکیب همین دو موقعیت متفاوت است. فضایی که نوول خلق کرده، از جنس فضای زمینهاش نیست ولی در طرح او بهخوبی امکان گفتوگوی پیوسته بین فضای شهر و فضای معماری فراهم شده است.
در نهایت ساختمان موزهی «که برانلی» اگر چه مرا به وجد نیاورد، ولی با تعریفی جدیدی از فضا که مبتنی بر پرگویی و تکلف معمار در به کار بردن اجزای معماری است آشنا کرد. تعریفی که به دلیل بیان پیچیده و چند لایه، با دشواری بیشتری درک خواهد شد و مورد تحسین عمومی قرار خواهد گرفت.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
دوشنبه ۵ فروردین ۱۳۸۷
نتایج نظر خواهی برای انتخاب موضوع ضیافت پنجم به شرح زیر اعلام میشود:
موضوع اول: معمار کیست؟
۵ نظر موافق: سیاوش کرباسی، پوریا پارسا، محمدرضا شیرازی، مهران بایرامزاده، محمد موسویان
موضوع دوم: مسابقات معماری
۳ نظر موافق: هادی منافزاده (همچنین موافق موضوع ۳)، الدوز فضلعلی، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع ۳)،
موضوع سوم: از فضا
۲۰ نفر موافق: کورش رفیعی، حمید مهرو، علی توکلی دینانی، هادی منافزاده (همچنین موافق موضوع ۲)، محمود اکبری، سمیرا شالچی، زهرا غیور، آزاده شاهچراغی (همچنین موافق موضوع ۲)، امیررضا محمودزاده، آزاده رشید شمالی، سفالینه، مرتضی میرغلامی، علیرضا تغابنی، محمد منفرد، فرهاد شرفی، محمد باغبان فتوت، سارا ثابت، محمد حامد، خشایار کاشانیجو، مرتضی نیکفطرت
۲ نظر مخالف: کمال یوسفپور، مهران بایرامزاده
نظرات ایمان رئیسی، نینا شاهرخی، هومن فروغمند اعرابی و لیدا امینیان به دلیل عدم اشاره به گزینهی خاصی در نتایج نظرسنجی گنجانده نشده است.
به این ترتیب موضوع سوم که عنوانش را به عبارت مختصر «از فضا» تقلیل دادهام با اکثریت مطلق آرا به عنوان موضوع ضیافت پنجم وبلاگهای معماری برگزیده میشود. «از فضا» بگوئید، از جوهرهی وجودی معماری. کیفیتِ فضاهایی که تجربه کردهاید را با توصیفِ ویژگیهای آنها و ذکر نمونههای عینی از ساختمانهای محبوبتان، ارائه کنید. استدلال کنید و از واژها و تصاویر در توجیه پیشنهادههای خود بهره بگیرید. به فضاهایی که به تسخیر معماری درآمدهاند، خواهیم اندیشید و از فضاهایی که ما را تسخیر کردهاند، خواهیم نوشت.
ضیافت پنجم، از امروز یعنی پنجمین روز فروردین شروع میشود و تا پایان این ماه ادامه خواهد داشت. ورود و شرکت در این میهمانی برای همگان آزاد است. از همه دعوت میکنم که بنویسند، بیایند و باشند. حضورتان را در کامنتدانی اعلام کنید تا به مطالب به ترتیب تاریخ انتشارشان لینک دهم. بعلاوه مشکلات فنی پایگاه موقتی ضیافتها هم به همت محمد منفرد برطرف شده که مجدداً از او برای طراحی و پیگیری این قضیه تشکر میکنم و فکر میکنم که پایگاه جدید قابلیت برآورده ساختن نیازهای ما برای آرشیو و بازانتشار لینکوار مطالب را داراست. این صفحه را هم اینجا ببینید.
با تبریک دوبارهی سال نو و آرزوی روزهای خوب و پرثمر در تعطیلات نوروزی.

نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
پنجشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۶
با طرح موضوعات زیر سعی میکنم که باب گفتگو را برای آغاز ضیافت پنجم بگشایم. موضوعاتی که در زیر آمدهاند، بر اساس برداشت من از ضیافتهای معمارانه و پتانسیلهای نهفته در این رویداد انتخاب شدهاند، در نتیجه موضوعات پیشنهادی جنبهای عمومی و فراگیر دارند تا امکان حضور بیشتر مهمانها با دیدگاههای مختلف فراهم شود. توضیحات مختصری هم به عنوان پیشدرآمد، به هر موضوع اضافه کردهام که البته جنبهی شخصی و مجرد دارند و دوستان میتوانند از دریچهی کاملاً متفاوتی به موضوع انتخابی بپردازند. فکر میکنم که تا روز «نوروز» برای رأیگیری و انتخاب موضوع منتظر شویم و با نخستین روز سال جدید میهمانیمان را با طرح موضوع نهایی آغاز کنیم و تا بیستمن فروردین هم به شنیدن «کلام» هم بپردازیم. پس از آن، به عنوان میزبان این دوره یک جمعبندی کوتاه از مجموعهی مطالب دریافتی خواهم نوشت و سکان هدایت را به میزبان بعدی واگذار خواهم کرد. ۳ موضوع پیشنهادی از این قرارند:
۱) معمار کیست؟
به نظر ویتروویوس در «ده کتاب در باب معماری» معمار کسی است که «باید» از دانش عمومی و همچنین علاقهمندی نسبت به مسائل اجتماعی برخوردار باشد. او باید در بیان نوشتاری ایدههایش در قالب کلمات توانا باشد، در طراحی با دست قابل و در هندسه توانمند. او باید رویدادهای مختلف تاریخی را بشناسد، نظریات فیلسوفان تأثیرگذار را شنیده باشد، چیزی از موسیقی بفهمد، بیاطلاع از علم پزشکی نباشد، احکام قضایی را بشناسد و اطلاعاتی در زمینهی ستارهشناسی و روند بنیادی حرکت اجرام سماوی کسب کرده باشد. (نقل به مضمون)
آیا تصور ویتروویوسی از فرد معمار با ویژگیهایی که امروزه به تمامی قابل تجمیع در یک انسان نیستند، معتبر است؟ برای کسی که حرفهاش طراحی ساختمانهاست چه نیازی به آشنایی با چنین گسترهی وسیعی از دانشها وجود دارد؟
۲) مسابقات معماری
لئون کریر با افتخار در جایی اعلام کرده است: «من نمیسازم، چرا که معمار هستم.» احتمالاً به این دلیل که ساختن با محدود کردن آزادی و تنزل خواستههای معمارانهی او همراه بوده است. بنابراین مسابقات معماری میتوانند گزینهی مناسبی برای عرض اندام افرادی باشد که به دنبال آفرینش بیواسطهی خواستههای ذهنی خود هستند. ایدههای معمارانه وقتی در چارچوب یک مسابقه پردازش میشوند کمتر به ایدههای صرفهجو و کممایه تقلیل مییابند و دست طراحان را برای خلاقیت و بیانگری باز میگذارند. اما بهای رسیدن به این آزادی چیست؟ صرف وقت و هزینه، پرداخت بهای گزاف شرکت در مسابقات و در نهایت نادیده گرفته شدن توسط هیئت داوری؟ آیا شرکت در مسابقات نقطهی شروع و روزنهی امید آماتورها برای کسب اجازهی ورود به دنیای حرفهای معماری است؟ اتفاقی که در ۳۲ سالگی برای زاها حدید گمنام با شرکت در مسابقه Peak هنگکنگ روی داد تا چه حد میتواند معرف یکی از کارکردهای اصلی مسابقات در کشف استعدادهای جوان باشد؟ و در نهایت برندهی نهایی در یک مسابقهی معماری کیست؟
۳) ذکر فضاهایی که در وجودمان خانه کردهاند
موضوع سوم، شاید بیشتر حالت بهاریهنویسی داشته باشد و با حال و هوای نوروزی این روزها مناسبتر باشد. بدونشک در نظر هر کدام از ما ساختمان(هایی) وجود دارند که به دلیل کیفیات فضایی ویژهشان، آنها را مورد تحسین قرار میدهیم و حتی در بعضی موارد میپرستیمشان. مثل یک شاهکار سینمایی که ممکن است بارها آن را ببینیم و هربار هم از تماشایش لذت برده و نکتههای تازهای در آن کشف کنیم. ساختمانهایی از این دست، بدون واسطه در وجودمان خانه میکنند و بخشی از حافظهی معمارانهی ما را به خود اختصاص میدهند. مثلاً مسجد امام (شاه) اصفهان، خانهی بروجردیهای کاشان، موزهی هنرهای معاصر تهران و … میتوانند نمونههایی از این دست باشند که هر کدام از ما با تمامی حواس پنجگانهمان و نه فقط با چشم، بزرگی آنها را لمس کردهایم. بدون تردید چنین رابطهای را مثلاً من با موزهی گوگنهایم گری در بیلبائو نداشتهام، چون ارتباطم با این اثر همواره باواسطه بوده و به همین اعتبار توانایی توصیف افسون این ساختمان را نخواهم داشت. از ساختمان(هایی) بگوئید که در آنها «حضور» داشته و آن(ها) را ستایش کردهاید، در داخل یا خارج، از گذشته یا دوران معاصر.
لطفاً به یکی از موضوعات سهگانهی بالا تا روز نوروز رای دهید، واگر هم با هر سه موضوع پیشنهادی مخالفید، صراحتاً اعلام نظر کنید. میدانم که مشغلهها در روزهای منتهی به سال جدید زیاد است و همه بر خلاف من در حال و هوای نوروزی بهسر میبرند. اگر گرفتاریها زیاد بود، زمانبندیهای بالا را کمی تغییر خواهیم داد.
نوروز بر همگی مبارک.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۶
ببینید که دوست نادیدهمان محمد منفرد چه کرده است. داوطلبانه پایگاه جداگانهای را برای ضیافتهای معمارانه راهاندازی کرده، تا مطالب جمعآوریشده را پس از پایان هر ضیافت از سایت میزبان به خانهی جدید انتقال دهد. راهاندازی پایگاه جداگانه مزایای متعددی دارد: دسترسی به مطالب را سهلتر میکند و بازدیدکنندگان را بدون سردرگرمی برای نقل مکان از خانهی میزبانی به خانهی میزبان دیگر، به مطالب دلخواهشان آنهم در وبلاگ شخصی نویسندهاش میرساند. با این کار به آرشیو متمرکزی از مطالب خواهیم رسید که برای ما از همهی آن چیزهایی که در قالب ضیافتها روی داده، «لینکوار» سخن خواهد گفت. با عملی شدن این ایده، امکان مقایسه و مشاهدهی سیر حرکتی ضیافتها نیز بصورت محسوستری فراهم خواهد شد. سر و سامان گرفتن این حرکت تقریباً مورد تأیید اکثریت بوده و تأسیس چنین پایگاهی نخستین قدم در تحقق این هدف خواهد بود. فرد میزبان عملاً بعد از اتمام دوره میزبانیاش، تعهدی در قبال ادامهی وبلاگنویسی و حفظ مطالب نخواهد داشت.
لطفاً سری به نسخهی آزمایشی «دو ماهنامه ضیافت وبلاگهای معماری» بزنید و اگر با راهاندازی این پایگاه و تداوم فعالیتهای آن موافقید، نظرات خود را برای بهبود کیفیاش اعلام کنید. به نظر من در مرحلهی فعلی سادگی و خوانایی در تقسیمات محتوایی این پایگاه از مهمترین امتیازات آن هستند و ناسازگاری با فونت فارسی یا مثلاً احتمال تغییرات در شکل و اجزای صفحه از طریق بازدید در مرورگرهای مختلف، از نقاط ضعف آن. سرفصلها کامل به نظر میرسند و لینکهای ضیافت چهارم هم به عنوان نمونه به صفحهی جدید انتقال داده شدهاند. همانطور که محمد منفرد هم نوشته آدرس این پایگاه فعلاً موقتی است و بعد از توافق نظر و شنیدن نظرات و پیشنهادات، میتوان دامنهی مستقلِ مناسبی را برای این کار به ثبت رساند.
محمد منفرد، منتظر شنیدن صدای شماست. من با این حرکت او که پا پیش گذاشته، موافقم و جزئیات بیشتر را به نظر و سیلقهی خودش واگذار میکنم. شما چه نظری دارید؟
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
پنجشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۸۶
در اینجا سعی میکنم بر اساس برداشت شخصیام یک جمعبندی از نظرات دریافت شده طی ۷ روز گذشته، در مورد شیوهی ادامهی ضیافتها ارائه کنم. از تمامی دوستانی که نظراتشان را در قالب پیشنهاد و انتقاد مطرح کردند، ممنونم.
۱) پیشنهاد علیرضا تغابنی مبنی بر انتشار ضیافتها در قالب یک مجلهی اینترنتی حرفهای، با مدیریت مطالب مورد تأیید اکثریت قرار نگرفت. اصولاً مجله و ضیافت دو پدیدهی متفاوت هستند که ترکیب این دو با هم در ساختاری واحد، ما را به نتیجهی مطلوبی نخواهد رساند. بنابراین عملکرد میزبان، کماکان عامل تعیینکننده در پیشبرد هر ضیافت خواهد بود.
۲) سر و سامان دادن به ضیافتها و «بازانتشار» مطالب بصورت لینک در پایگاهی جداگانه تنها بعد از اتمام برگزاری ضیافت در سایت شخص میزبان، پیشنهاد جایگزینی است که مورد تأیید اکثریت قرار گرفته و میتواند به جمعآوری آرشیوی از مطالب دریافتی منتهی شود. برای عملی شدن این پیشنهاد به مشاوری برای راهاندازی و انجام امور فنی نیاز داریم. آقای منفرد از کسانی بوده که برای راهاندازی پایگاه مخصوص ضیافتها اعلام آمادگی کرده است. اگر ایشان میتوانند در محیطی ساده، کلیهی لینکهای مطالب ارائهشده را به تفکیک هر ضیافت به پایگاه جدید منتقل کنند، میتوانیم از ایشان طلب یاری کنیم یا حداقل برای ضیافت جدید از ایشان خواهش کنیم که این کار را بصورت آزمایشی انجام دهند. (موافقت عمومی شرط لازم برای انجام چنین کاری است).
پیشنهاد تکمیلی: میزبانان پس از پایان هر ضیافت، یک فایل پیدیاف کم حجم – که قابل دانلود و قابل چاپ برای عموم باشد – از متن کلیهی مطالب لینکشده تهیه نمایند تا در صورت از دست رفتن لینک در طی زمان، امکان دسترسی به آنها در قالب این فایل مهیا باشد. پسندیده است که چهار میزبان گذشته هم کار مشابهی را انجام داده و آن را در جایی از صفحهشان در دسترس عموم قرار دهند.
۳) ارائهی جمعبندی کلی در پایان هر ضیافت توسط میزبان، امری است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است.
۴) خشایار کاشانیجو از انتشار نوشتهها در قالب کتاب و همینطور امکان امتیازدهی به مطالب نویسندگان مختلف سخن گفته است. بهنظرم این پیشنهاد فعلاً بلندپروازانه است.
۵) فکر میکنم که توافق نظر بر روی توالی دو ماههی برگزاری ضیافتها قبلاً صورت گرفته است.
۶) مجتبی محمدظاهری پیشنهاد تشکیل فوروم را داده. فکر میکنم خودش باید آستینها را بالا بزند. فوروم و ضیافتهای معمارانه جایگزین هم نیستند. هر کدام کارایی و عملکرد خاص خود را دارند.
۷) انتقاداتی هم که به روند برگزاری ضیافتها وارد شده، بویِژه انتقاداتی که در نوشتههای سهیل کارآگاه منعکس شدهاند در بسیاری موارد بهجا هستند ولی همانطور که گفتم گریزی از آنها نیست و باید این موارد را به حساب ویِژگیهای ذاتی یک کار گروهی اینچنینی گذاشت و به آینده هم امیدوار بود. از او برای نگاه کمالجویانهاش در نقد ضیافتهای معمارانه ممنونم.
بدیهی است که در حین دعوت از دوستان برای شرکت در ضیافت پنجم و اعلام نظراتشان ممکن است که نام بسیاری را از قلم بیندازم. این اشتباه کاملاً سهوی است و اصولاً فکر نمیکنم که کسی برای همفکری و اعلام نظر منتظر دعوتنامهی میزبان بماند. این ضیافت نخستین ضیافتی است که همهی میهمانانش بدون دعوتنامه به شرکت در یک میهمانی بزرگ فراخوانده شدهاند.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۶
پاسخ سهیل کارآگاه به نوشته قبلی من. اینجا
————————-
سهیل جان سلام،
ممنون که در کوتاهترین زمان، ذکری بر یادداشت قبلی اضافه کردی و نوشتهی من را در نقد دیدگاهات بیپاسخ نگذاشتی. همانطور که نوشتی هدف از این مکالمهی دو نفره، تحلیل و بررسی فضای جدید ضیافتهاست، وگرنه هرگز بهخودم اجازه نمیدادم وقت خوانندگانی را که بهتازگی برای پیگیری مباحث مرتبط با ضیافتها به این صفحه مراجعه میکنند، صرف خواندن پرگوییهای غیرضروریام کنم. بنابراین با این نیت وارد مکالمه با تو شدهام که بتوانیم تحلیلی از برخورد دو دیدگاه مختلف در مواجهه با پدیدهی جدید، ارائه کنیم. طبق همان بندهایی که نوشتهات را بر مبنای آنها تنظیم کردی، پاسخات را میدهم:
۱ و ۶/ سهیل جان، اشتباهاً تو را در دستهی نویسندگان «یک مشت بچه معمار» قرار دادم. اشتباهم را میپذیرم. اما تو را هم در این اشتباه شریک میدانم. به خاطر همان عادت بیمارگونهام در توجه به «ضمایر فعلی و غیرفعلی» به کاررفته در نوشتهات، بهویژه جایی که از تجربهی وبلاگ «یه مشت بچه معمار» در قالب این جمله سخن گفتهای: «ما قبلا شاهد یک تجربه “مشترک نویسی” خوب بودهایم. از آن استفاده کنید.» من نتوانستم تشخیص بدهم آن «ما»یی که تجربهی مشترکنویسی دارد، خودش از نویسندگان این وبلاگ نبوده و آن «شما»هایی که بصورت مکرر مورد خطاب واقع شدهاند، جدا از تو و افکارت نیستند. بحثی در این زمینه نمیماند چون بصورت کاملاً شفافی همراهیات را با ضیافتها اعلام کردی. ولی هنوز از چرایی و ضرورت توجه به وبلاگ «یک مشت بچه معمار» سخنی نگفتی و از ما در مورد چرایی «ضیافت های معمارانه» پاسخ خواستهای. فکر میکنم علیرغم ادعایت باز افراد زیادی از چرایی شکلگیری ضیافتها سخن گفتهاند که آخرین نمونهاش را هم در اینجا میتوانی بخوانی.
بنابراین من حرفهایت را کماکان متناقض می دانم. به نظرم نقدت را به چند ادعای غیرمستند تقلیل دادهای و این در حالیاست که خودت مستندنویسی را از الزامات نوشتن در حوزهی تخصصی دانسته و ما را دعوت به رعایت آن کردهای. وظیفهی تو به عنوان نقدنویس در مستندنویسی حتی به مراتب دشوارتر از وبلاگنویسی است که میخواهد مطلبی در حوزهی معماری بنویسد.
۲/ سهیل عزیز، دوباره گزارههای غیرمستند طرح کردهای. چرا روند فعلی «ضیافت های معمارانه» را درست ارزیابی نمیکنی؟ چرا پیشنهاد برگزاری «ضیافت های معمارانه» را خوب میدانی؟ چرا…؟ از من انتظار داری که نظرات شخصیات را بدون شنیدن دلایل ابراز چنین اظهارنظرهایی جدی بگیرم؟ آیا من اجازه دارم، بدون دلیلآوری، مثلاً در مورد روند روبهجلو یا روبهعقب وبلاگ «یک مشت بچه معمار» صحبتی کنم؟
۳/ لزوم تجدیدنظر در ساختار پروژهی ضیافتها از بدیهیات است. فکر میکنم در حال حاضر مشغول انجام همین کارها هستیم. ولی باید به پسزمینهای که این رویداد در آن شکل میگیرد هم توجه کنیم. بدون تردید، به دلیل نامحدود و ناشناخته بودن میهمانان این ضیافت، هرگز نخواهیم توانست به شرایط آرمانی و ایدهآل برسیم. هرگز. نمیتوانیم رویکرد خاصی را در نوع نگرش شرکتکنندگان ضیافت به آنان تحمیل یا دستورالعمل از پیشنوشتهشدهای را به آنان تجویز کنیم. بنابراین در این چارچوب میتوانی پیشنهاداتی بدهی که به بهبود ساختار این پروژه کمک کند. این کار را البته به خوبی انجام دادهای ولی ضمانتی برای عملی شدن پیشنهادهایت وجود ندارد. آیا فکر میکنی حالا که تضمینی برای استانداردگرایی، هنجارپذیری و حرفهایگری مطالب ضیافتها وجود ندارد، باید از حرکت روبهجلو تا رسیدن به شرایط آرمانی بازبایستیم؟ آیا این موارد به مرور زمان و با تجربه اندوزی در طی مسیر قابل اکتساب نیستند؟
۴/ مثالات کاملاً گویا و قابل فهم است. ایرادی که به کارت وارد میدانم این است که چرا مسئلهی مورد بحث ما را در مدلی که تعریف کردی، قرار ندادی. فرض من بر این است که تو تصوری از اهداف خوب و بد برگزاری این ضیافتها داشتهای و با توجه به این مفروضات روند فعلی برگزاری ضیافتها را نادرست تشخیص دادهای. من دوست دارم با اهداف بد این پروژه و آنالیزی که تو را به این نتیجه رسانده آشنا شوم تا بتوانم قضاوتی در مورد درستی ادعایت مبنی بر حرکت به سمت بیراههها داشته باشم. آیا ضرورت کوتاهنویسی در وبلاگ، تو را بر آن داشته تا اختصاراً نتیجهی تحلیلهایت را منتشر کنی و خود تحلیل را از ما پوشیده بداری؟ آیا این شیوه از نقدنویسی نمیتواند خودش نمونهای از به بیراهه رفتن نویسندهاش باشد؟
۵/ سهیل جان، استنباط شخصی من این بوده که شاید دورههای نخست ضیافت را بر دورههای بعدیاش ترجیح دادهای. چون از «روند کنونی» (با تأکید بصورت آندرلاین) صحبت و آن را به چالش کشیدی. بنابراین حتماً یک «روند غیرکنونی»ای وجود داشته که تو از آن راضیتر بوده باشی. به همین سادگی. تأکید من روی همین واژهی «روند کنونی» بوده.
۷/ حرفهای مطرح شده در این بند به نظرم کا
ملاً منطقی و درست هستند ولی در هر صورت دلیلی بر راه ندادن مهمانهای شلوارکپوش به ضیافت ما نیستند. شلوارک هم نوعی از پوشش است. وقتی کسی این لباس را به عنوان پوشش انتخاب کرده، من جز احترام گذاشتن به انتخاباش کار دیگری نمیتوانم انجام دهم. ذات کسی را که نمیشود بالاجبار تغییر داد. در سلیقهی نگارشی افراد هم نمیتوان دست برد. لینک به هر نوشته یعنی مواجهه با آزادی تمامعیار نویسندهی مطلب در ملک شخصیاش.
۸/ این بند از نوشته در ارتباط با مرتضی میرغلامی است و خودش اگر صلاح بداند پاسخ میدهد.
۹/ هدف زیبایی ادبیات نوشته نیست. من هم موافقم. ولی اگر کسی زیبا هم نوشت به او احترامی دوچندان میگذارم.
۱۰/ سهیل عزیز، هنوز یکی از مهمترین نکات مورد انتقاد من را بیپاسخ گذاشتی. چرا فکر میکنی من نوعی تنها برای نفع بردن قدم در راه این ضیافتها گذاشتهام؟ برای اینکه خیالت را راحت کنم میگویم که یکی از «اهداف بد» این ضیافتها همانی است که در مدل خودکفایی در تولید، به آن اشاره کردهای. ما آمدهایم که انحصار کنیم و حالا با پیشنهاد میزبانی ضیافت پنجم به من، مسیر کسب شهرت و باندبازی برای گرفتن چندین بورسیه تحصیلی برایم هموار شده. راستی اصلاً فکر کردی که هومن فروغمند اعرابی، برای چه سعیاش را کرده تا راجع به خیابان خوب بنویسد؟ به این مسئله باید بیشتر فکر کنی.
سهیل جان، این نگاهت به ضیافتهای معماری به هیچ وجه منصفانه نیست.
در پایان از شما دوست عزیز خداحافظی میکنم و برایت آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
«سال بالایی» سنی شما.
نوشته شده توسط نصیر زرین پناه | ضیافت
دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۶
دیدگاه سهیل کارآگاه در مورد ضیافت های معمارانه. اینجا
——————————————–
نوشتهی سهیل را الان، چیزی بیش از یک هفته پس از تاریخ انتشارش دیدم. قسمتی از ادعاهایش منظقی هستند، قسمتی متناقض و قسمتی هم آزاردهنده. از او برای نوشتن این مطلب و فراهم آوردن امکانی برای گفتوگو با او ممنونم. بهخاطر آشنایی دورادورمان صریح و صادقانه نظرم را مینویسم.
نگاه منطقی:
کل نگاه نقادانه سهیل به مقولهی ضیافتها و تلاشاش در برجستهکردن نقاط ضعف و قوت این پدیده از نظرگاه شخصیاش و در نهایت پیشنهاداتی که ارائه داده، قابل تحسین است.
مفروضات نادرست و متناقض:
سهیل که در ابتدای نوشتهاش در ستایش از پیشنهاد ضیافتهای معمارانه سخن گفته، در دنباله، چرایی برگزاری ضیافتها را به پرسش میگیرد و بدون اینکه خود کوچکترین توضیحی از چرایی تحسینبرانگیز بودن پیشنهاد اساتیدش ارائه دهد، از شرکتکنندگان ضیافت (وبلاگنویسها) میخواهد تا دلیل خود را برای صرف وقت – یا شاید اتلاف وقت – برای نوشتن مطالبی که ضرورت چندانی برای نوشتنشان وجود ندارد، اعلام کنند. وبلاگنویس درمانده اینجا باید به سهیل توضیح دهد که چرا مینویسد، چرا غیرمستند و طولانی مینویسد و چه نفعی از این رهگذر نصیباش میشود؟ فرض اینکه کسی برای افزایش توانمندیهای شخصیاش و تعامل با سایر میهمانان اقدام به نوشتن چنین مطالبی میکند از اساس باطل است و نباید مطرح شود. انگار برای وبلاگنوشتن هم باید منفعتی در کار وبلاگنویس باشد. بعلاوه این که چرا سهیل «روند فعلی» ضیافتها را نمیپسندند ولی مثلاً روندی که در دورهی میزبانی رفیعی دنبال میشد را میپسندند باز برای خوانندهی نوشتهاش نامشخص است. در واقع، تفاوتی در کیفیت کلی این ضیافتها در چهار دورهی قبلیاش وجود نداشته و انتقاداتی که سهیل بر نوشتههای جدید (روند فعلی) وارد میکند در نوشتههای قدیمی زمان رفیعی (روند قبلی) نیز به چشم میآیند. اگر برگزاری ضیافتها نتوانسته سهیل را توجیه کند، ما امیدواریم که او با پاسخهایش، چرایی این ادعاهایش را توجیه کرده و منافعی که از طریق نوشتن در وبلاگ «یه مشت بچه معمار» از آنها بهرهمند شده را افشا کند.
بخشهای آزاردهنده:
سهیل در سرتاسر نوشتهاش، کسانی را که به کار برگزاری ضیافتها مشغولاند را با ضمیر «شما» خطاب کرده: «کوتاه بنویسید، موجز بنویسید و …»، دریغ از بهکارگیری حتی یک ضمیر سومشخص، که ما کمتر به خودمان بگیریم. انگار نه انگار که این ضیافتها برای همه و از جمله خود او ترتیب داده شده و اگر او تمایل به بهبود شرایط دارد – که از نوشتهاش چنین بر میآید – باید در قالب «ما» آستینها را بالا بزند و همکاری کند. این ضیافت کمترین تعلق خاطری به گروه و دستهای خاص ندارد، و برخلاف نظر سهیل، تأمینکننده منافع فردی هیچ کسی نیست. ولی طبعاً منافع جمعی ما را میتواند در قالب همفکری و تعلمل افزایش دهد.
در نهایت از سهیل عزیز بابت اینکه این نوشتهی «وبلاگی» حالت ادبی پیدا کرده و شاید به عنوان نامزد دریافت جایزهی نوبل ادبیات برگزیده شود، پوزش میطلبم.