طرح نوشته |

یادداشت‌های پراکنده‌ی نصیر زرین پناه
RSS Feed

ساختمان هوشمند

شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۵

پیشتر از فیلم متروپولیس نوشته بودم و چشم‌اندازی که این فیلم از شهر و اجتماع در سال ۲۰۲۶ ترسیم کرده است. در عرصه ادبیات، رمانی وجود دارد که توسط فیلیپ کر، نویسنده انگلیسی در سال ۱۹۹۵ به رشته تحریر درآمده و در آن با خیال‌پردازی به جنبه‌هایی از ساختمان هوشمند (Intelligent Building) آینده اشاره شده است. عنوان اصلی کتاب به انگلیسی Gridiron است که این عنوان در ترجمه آلمانی‌ به Game Over تغییر یافته است.


در زیر خلاصه داستان نقل می‌شود:

ریچارد ریچاردسون معماری‌ست که به کمک همکارانش، اولین برج ادرای هوشمند دنیا را به سفارش شرکت چینی Yu در لوس‌آنجلس طراحی و اجرا می‌کند. برای نگهداری از این برج، هیچ سرایدار و نگهبانی مورد نیاز نیست و فعالیت‌های مستخدمین و نظافت‌چیان با به کارگیری روبات‌های ویژه، مرتفع شده است. منشی پذیرش شرکت به دلیل ترس از اسارت توسط گروههای تروریستی، با یک هولوگرام در ورودی ساختمان جایگزین شده است. ارتباطات در داخل ساختمان از طریق شبکه اینترانت و در خارج از طریق پست الکترونیک و تلفن مهیا می‌شود و رویای منشی‌ها به واقعیت می‌پیوندد: حذف کامل کاغذ از ارتباطات اداری.

مسئولیت کنترل ساختمان - از آسانسورها تا توالت‌ها - بر عهده یک سوپرکامپیوتر به نام آبراهام است که طبقه چهارم فضای این برج را تماماً به خود اختصاص داده است. آبراهام اولین کامپیوتر هوشمند دنیاست که با ارجاع مستقیم به خود، قادر به بازنویسی الگوریتم‌های جدید منطبق با شرایط مختلف است.

چند روز پیش از تحویل نهایی برج، اولین مرگ مشکوک رخ می‌دهد: متخصص کامپیوتر این موسسه بی‌جان در مقابل نمایشگر کامپیوتر پیدا می‌شود. کارآگاهان از اداره پلیس جنایی لوس‌آنجلس برای انجام تحقیقات دعوت به همکاری می‌شوند اما قادر به پیدا کردن نشانی که بر قتل این فرد صحه بگذارد، نیستند. سرانجام کالبدشکافی مشخص می‌کند که مرگ در اثر حمله صرعی و احتمالاً در اثر تشعشات حاصل از صفحه نمایش کامپیوتر صورت گرفته است.

بعد از دومین مرگ مشکوک که در زیرزمین ساختمان روی می‌دهد، تدریجاً مواردی مشخص می‌شود که معمار برج – ریچارد ریچاردسون –هیچ محاسبه‌ای برای آن در طراحی ساختمان انجام نداده است. سیستم هدایت هوشمند ساختمان، از کنترل افرادی که آن را خلق کرده‌اند خارج ‌شده و با شناسایی این افراد به عنوان دشمن، سعی در نابودی آنها دارد.

پی‌نوشت‌ها:
سایت نویسنده
وبلاگ نویسنده

  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

ترجمه یک کتاب

سه شنبه ۲ اسفند ۱۳۸۴

یک خبر خوب: چند روزی است که آلمانی زبانها هم از لذت خواندن بهترین رمان ایرانی سال ۱۳۸۰ بهره مند شده اند. ترجمه آلمانی اولین رمان بلند خانم زویا پیرزاد چراغها را من خاموش می‌کنم تازگیها وحتی پیش از انتشار ترجمه انگلیسی اش، به بازار کتاب آمده و برای من که پیشترها نسخه فارسی این کتاب را - به واسطه هدیه ارزشمندی که از دوستی دریافت کرده بودم - خوانده ام، فرصت مناسبی پیش آمده تا با مطالعه دوباره نسخه ترجمه شده، هم دوباره سری به دنیای ذهنی “کلاریس” و خانواده اش بزنم و هم زبان جدیدی را که در حال یادگیری آن هستم، از طریق این دوباره خوانی بهبود ببخشم.

در طرح روی جلدِ نسخه فارسی کتاب، به موقعیت مکانی داستان که شهر آبادان در دهه ۴۰ شمسی است توجه شده و در تصویر روی جلد نسخه آلمانی به شخصیت اصلی – کلاریس – که داستان از زبان او روایت می شود، تاکید شده است
  • Digg
  • del.icio.us
  • Facebook
  • Google
  • Live
  • Yahoo! Buzz
  • E-mail this story to a friend!

Designed by BPL & PRT. Translated to Persian & RTL by P30design.